%20


جاودانه های ادبیات جهان (3)(بوبوک و آقا پرو خارچین )(پالتویی)
0٫0
(0)
0 نظر
نویسنده:
مترجم:
قیمت:
136٬000 تومان
170٬000
دفعات مشاهده کتاب
187
علاقهمندان به این کتاب
2
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات قدیانی منتشر کرد:
فئودور داستایفسکی (1821-1881)، نویسندهی نابغهی روس که در بیستوسهسالگی نخستین اثرش چاپ شد، در مجموعه آثار عظیمش هجده داستان کوتاه و نوول هم دارد که از سال 1846 تا 1877 نوشته شدهاند. با خواندن این مجموعه سیر تحول نوشتاری نویسنده هم برای خواننده روشنی بیشتری پیدا میکند.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786000827106
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
پالتوئی
تعداد صفحه
108 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
92 گرم
سال انتشار
1404
کتاب «بوبوک و آقای پروخارچین» (Bobok and Mr. Prokharchin) دو داستان کوتاه اثر فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoyevsky) نویسندهٔ شهیر روسی است که در جلد سوم از مجموعهٔ جاودانههای ادبیات جهان نشر قدیانی به چاپ رسیدهاند. داستان بلند بوبوک اولین بار در سال 1873 در خودنوشت داستایوفسکی منتشر شد. داستایوفسکی در داستانهای این کتاب با نگاهی طنزآلود و در عین حال تلخ، به پوچی، فروپاشی اخلاقی و روانِ انسان مدرن میپردازد. او در بوبوک با فضایی گروتسک و هجوآمیز، گفتوگوهای مردگان در گورستان را بهانهای میکند برای افشای ریاکاری، ابتذال و بیمعنایی زندگی اجتماعی میکند، در حالی که در آقای پروخارچین پرترهای روانشناختی از انسانی خسیس، منزوی و بیمار ارائه میدهد که ترس و وسواسِ انباشتن پول، هویت و کرامت انسانیاش را از بین برده است.
دربارهٔ کتاب
داستان «بوبوک» با جریانی از جدلهای درونی نویسندهای سرخورده به نام ایوان ایوانوویچ شروع میشود. ظاهراً این نویسنده نوعی اختلال روانی دارد و به هذیانگویی افتاده است. اولین درگیری او با یکی از آشنایانش است که از او میپرسد آیا قرار است هیچوقت دست از نوشیدن بردارد یا نه. این نویسنده خود نیز میداند که شرایطش عادی نیست؛ انگار که کسی کنارش ایستاده و مدام در گوشش زمزمه میکند: «بوبوک، بوبوک، بوبوک!» او به دنبال منبع این صدا میگردد و بهطور اتفاقی به یک مراسم تشییع جنازه میرسد و متوجه میشود که این تشییعجنازهٔ یکی از اقوام دور او است، یک مشاور دانشگاه با پنج دختر مجرد.
او به مراسم میپیوندد اما بستگانش او را نادیده میگیرند. ناگهان چشمش به گورستان و عزادارن میافتد و به فکر فرو میرود. او متوجه میشود برخی واقعاً از ته دل عزاداری میکنند و برخی تنها تظاهر به گریه میکنند ولی به هیچوجه ناراحت نیستند. زمانی که همه گورستان را ترک میکنند او مدتها در آنجا میماند و به فکر فرو میرود. پس از مدتها نشستن و درگیر بودن با ذهن سرگردانش، بر روی سنگ قبری بزرگ دراز میکشد و حس میکند صداهایی را از داخل قبر میشنود. او به صحبتهای آنها گوش میسپارد و صدای تمام مُردگان و گفتوگوهایشان با هم را میشنود.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«بوبوک و آقای پروخارچین» از برجستهترین نمونههای نثر کوتاه داستایوفسکیاند که در آنها طنز سیاه، روانکاوی عمیق و نقد تند اجتماعی در هم میآمیزد. داستایوفسکی در این داستانها با استفاده از عناصر گروتسک و فضایی فراواقعی، مرز میان زندگی و مرگ را میشکند تا فساد اخلاقی و ابتذال انسانی را بیپرده نشان دهد، و با رویکردی واقعگرایانه و روانشناسانه، فروپاشی تدریجی شخصیت انسانی منزوی و بیمار را به تصویر میکشد. هر دو داستان کوتاه، با تمرکز بر ذهنهای پریشان، شخصیتهای حاشیهای و زبان چندلایه، نشاندهندهٔ توانایی داستایوفسکی در پیوند دادن طنز، تراژدی و نقد اخلاقی در قالبی فشرده اما عمیقاند. ویژگیهای برجسته این کتاب عبارتاند از:
• طنز سیاه و هجو اجتماعی: بهویژه در «بوبوک»، طنز ابزاری برای افشای ریاکاری، فساد و پوچی مناسبات انسانی است.
• کاوش روانشناختی شخصیتها: «آقای پروخارچین» نمونهای دقیق از تحلیل وسواس، ترس و فروپاشی روانی انسان منزوی است.
• تمرکز بر انسانهای حاشیهای: هر دو داستان شخصیتهایی را روایت میکنند که در حاشیهٔ جامعه زیسته و از نظر اخلاقی یا روانی فرسودهاند.
• فضای گروتسک و غیرعادی: گفتوگوی مردگان در «بوبوک» فضایی وهمآلود میسازد که حقیقتهای تلخ انسانی را برجستهتر میکند.
• نقد اخلاقی و اجتماعی عمیق: داستایوفسکی زوال ارزشهای انسانی، خودفریبی و ابتذال اخلاقی را محور اصلی روایت قرار میدهد.
بازخورد به رمان «بوبوک و آقای پروخارچین»
• بوبوک یکی از بهترین آثار در سنت ادبی طنز منیپوسی -نوعی طنز غیرمستقیم که منیپوس در یونان آن را ابداع کرد و ترکیبی از نثر و نظم - است و استدلال من این است که این رمان بسیاری از دغدغههای موضوعی رمانهای اصلی داستایفسکی را دربر میگیرد. میخائیل باختین، فیلسوف و منتقد ادبی (Mikhail Bakhtin, philosopher and literary critic)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
مطالعهٔ این دو داستان را به افرادی توصیه میکنیم که به ادبیات روس یا داستانهای عمیق روانشناختی علاقه دارند. همچنین طرفداران فئودور داستایوفسکی از مطالعهٔ این دو داستان زیبا بسیار لذت خواهند بُرد. اگر به داستانهای کوتاه تأملبرانگیز با فضای تاریک، طنز سیاه و شخصیتهای پیچیده نیز علاقه دارید از مطالعهٔ این داستانهای پُرمعنا غافل نشوید.
چرا رمان «بوبوک و آقای پروخارچین» را بخوانیم؟
• برای درک عمیقتر روان انسان: داستایوفسکی در این داستانها با دقتی کمنظیر، وسواس، ترس و تنهایی انسانی را نشان میدهد که ظاهراً معمولی است اما در درون، بهتدریج فرو میپاشد. این داستان به شما کمک میکند بفهمید چگونه اضطرابهای پنهان و دلبستگیهای بیمارگونه میتوانند هویت انسان را از بین ببرند.
• برای تجربهٔ طنز سیاه و نگاه گروتسک به زندگی: هر دو داستان و به ویژه داستان «بوبوک» نمونهای درخشان از طنز تلخ و گروتسک است که با قرار دادن مردگان در موقعیت گفتوگو، بیپردهترین حقیقتها درباره فساد، ابتذال و پوچی انسانها را آشکار میکند. این روایت نشان میدهد گاهی طنز، مؤثرترین ابزار برای بیان تاریکترین واقعیتهاست.
• برای مواجهه با نقد اجتماعی بیرحمانه اما صادقانه: هر دو داستان جامعهای را تصویر میکنند که در آن انسانها یا در انزوا له میشوند یا در جمع، کرامت خود را از دست میدهند. داستایوفسکی بدون شعار دادن، ساختارهای بیمار اجتماعی و اخلاقی را زیر سؤال میبرد و خواننده را وادار به بازاندیشی میکند.
• برای خواندن داستایوفسکی در کوتاهترین و فشردهترین شکل ممکن: اگر میخواهید با جهان فکری داستایوفسکی آشنا شوید اما حوصله یا زمان مطالعهٔ رمانهای بلند او را ندارید، این دو داستان کوتاه بهترین نقطهٔ شروعاند؛ زیرا در حجمی کم، بسیاری از دغدغههای اصلی او را با قدرت و وضوح نشان میدهند.
داستانهای کتاب «بوبوک و آقای پروخارچین» در قالب دو داستان کوتاه، فشرده و عمیق، تصویری بیرحمانه اما صادق از روان انسان، ریاکاری اجتماعی و فروپاشی اخلاقی را نشان میدهد؛ آثاری که بدون زیادهگویی، پرسشهای اساسی درباره هویت، ترس، پول، مرگ و معنای زندگی مطرح میکنند و نشان میدهند چگونه انسان در سکوت و انزوا یا در دل جامعه، بهتدریج از درون تهی میشود. این کتاب فرصتی برای مواجهه با اندیشههای بزرگ داستایوفسکی در شکلی کوتاه اما تکاندهنده و مطالعهٔ آثار مهم کلاسیک جهان است.
دربارهٔ مجموعه
مجموعهٔ «جاودانههای ادبیات جهان» از انتشارات قدیانی تلاشی هدفمند برای آشنا کردن مخاطبان، بهویژه نوجوانان و جوانان، با شاهکارهای ماندگار ادبیات جهان است؛ آثاری که با نثری سادهتر منتشر شدهاند تا خواندن آنها برای نسل جدید جذاب و قابلفهم باشد. این مجموعه با انتخاب داستانها و رمانهای کلاسیک از نویسندگان برجستهٔ جهان، ضمن حفظ خط اصلی روایت و مفاهیم انسانی، ارزشهای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی نهفته در متنهای اصلی را منتقل میکند و پلی میان ادبیات کلاسیک و مخاطب امروز میسازد.
دربارهٔ نویسنده
فئودور میخایلوویچ داستایوفسکی که نام او در ایران بهصورت فیودور، داستایِوفسکی و داستایِوسکی نیز تلفظ بزرگترین نویسندهٔ ادبیات روسی است. امروزه نام او بیشتر داستایوفسکی تلفظ یا نوشته میشود. داستایوفسکی یکی از بزرگترین رماننویسان و روانشناسان ادبی جهان است. درونمایه آثار او بیشتر مسائل عمیق سیاسی، اجتماعی و مذهبی است و زندگی شخصیتهای داستانهایش عموماً تحت لقای روانشناسی شکنجه شکلگرفته است. زندگی او به طور عمده به دو بخش کلی تقسیم میشود. قبل و بعد از زندانی شدنش. او فرزند یک پزشک بود و در سال 1821 در مسکو متولد شد.
پدرش او را به آکادمی مهندسی نظامی سنپترزبورگ فرستاد و او در سال 1843 از همان آکادمی فارغالتحصیل شد. اما ازآنجاییکه روح او از ابتدا قرین ادبیات بود، بلافاصله از سمت افسری استعفا داد و تن به زندگی بسیار بیثبات بهعنوان یک نویسنده داد. اولین کتاب او که در ایران با دو نام «مردم فقیر» و یا «بیچارگان»، ترجمه شده است در سال 1846 منتشر و با تحسین منتقدان روبهرو شد. در سال 1847 اون در محافل سوسیالیستی بهقصد مخالفت با نظام رعیتداری به فعالیت پرداخت. این محفل در 23 آوریل 1849 گریبان او را گرفت و او بهخاطر مشارکت در تبلیغات سوسیالیستی غیرقانونی یک گروه سوسیالیستی دستگیر شد.
او بعد از گذراندن هشت ماه در زندان، به جرم عضویت در این گروه، به اعدام محکوم شد اما بعداً مشخص شد که این ماجرا نوعی نمایش بهخاطر تنبیه روانی و شکنجه روحی زندانیان بوده است. تجربیات او درباره این اعدام ساختگی در کتاب ابله منعکس شده است. او چهار سال در یک اردوگاه کار اجباری دوران محکومیتش را گذراند و بعد از آن هم چهار سال خدمت نظامی پشت سر گذاشت. دوره محکومیت راسکولنیکوف در سیبری نیز که در انتهای کتاب جنایت و مکافات آمده، بر اساس تجربه خود داستایوفسکی در زندانی مشابه در سیبری است.
معرفی کتاب مشابه: تنگنا (Теснота)
کتاب «تنگنا» اثر لیانید آندرییف (Leonid Andreyev) نویسندهٔ روسی، داستانی کوتاه و تلخ از ادبیات روسیه است که با تمرکز بر فشارهای روانی، فقر و بنبستهای اخلاقی، وضعیت انسانی را در شرایطی خفقانآور به تصویر میکشد. آندرییف با نثری تیره و پرتنش، نشان میدهد چگونه انسانِ گرفتار در شرایط اجتماعی و اقتصادی سخت، بهتدریج قدرت انتخاب، کرامت و حتی احساس همدلی خود را از دست میدهد. «تنگنا» بیش از آنکه صرفاً روایتی اجتماعی باشد، کاوشی عمیق در اضطراب، استیصال و فروپاشی درونی انسان است و جایگاه آندرییف را بهعنوان پلی میان رئالیسم و ادبیات روانشناختی مدرن تثبیت میکند.
لیانید آندرییف در این کتاب درست مانند داستانهای «بوبوک و آقای پروخارچین» تصویری تیره و روانکاوانه از انسانِ گرفتار در بنبستهای درونی و اجتماعی ارائه میدهد؛ هر سه اثر بر ذهنهای آشفته، فشارهای خفقانآور و فروپاشی تدریجی کرامت انسانی تمرکز دارند و نشان میدهند چگونه انسان در مواجهه با فقر، ترس، پوچی یا فساد اخلاقی، به مرزهای خطرناک روانی و اخلاقی رانده میشود. با وجود تفاوت در لحن و فرم، این آثار در نگاه بدبینانه اما عمیقشان به وضعیت انسانی و نقد ساختارهای بیمار جامعه، بهوضوح نقاط مشترک زیادی دارند. از جمله شباهتهای هر دو کتاب میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
• تمرکز بر فشار روانی و فروپاشی درونی: شخصیتهای هر داستان زیر بار ترس، اضطراب و استیصال خرد میشوند.
• نقد اجتماعی و اخلاقی: هر سه اثر جامعهای را نشان میدهند که انسان را به انزوا، ریاکاری یا سقوط اخلاقی میکشاند.
• حضور شخصیتهای حاشیهای و منزوی: قهرمانان این داستانها، انسانهایی معمولی اما طردشده و نادیدهگرفتهشدهاند.
• فضای تیره و خفقانآور: چه در گروتسک «بوبوک»، چه در واقعگرایی روانی «پروخارچین» و چه در تنگنای آندرییف، فضا سنگین و اضطرابآلود است.
• کاوش در پوچی و بیمعنایی زندگی: هر سه اثر پرسشهایی بنیادین درباره ارزش زندگی، کرامت انسانی و معنای زیستن مطرح میکنند.
سخن پایانی
«بوبوک و آقای پروخارچین» نشان میدهند که داستایوفسکی حتی در کوتاهترین قالبهای روایی نیز قادر است به عمیقترین لایههای روان و اخلاق انسان نفوذ کند. این داستانها جهانهایی کوچک اما متراکماند که در آنها مرز میان عقل و جنون، زندگی و مرگ، و کرامت و ابتذال بهطرزی ناآرام در هم میریزد. خواننده با شخصیتهایی روبهرو میشود که شاید در ظاهر اغراقآمیز یا عجیب باشند، اما ریشه در واقعیتهای پنهان و سرکوبشدهٔ زندگی انسانی دارند.
از سوی دیگر، این دو اثر نشان میدهند که داستایوفسکی چگونه از طنز، هجو و اغراق نه برای سرگرمی، بلکه برای افشای حقیقت استفاده میکند. «بوبوک» با خندهای تلخ و وهمآلود، بیمعنایی و فساد اخلاقی را عریان میسازد و «آقای پروخارچین» با سکوت و انزوای خفقانآورش، ترس عمیق انسان از فقر، بیهویتی و نابودی را به تصویر میکشد. این تضادِ فرمی، قدرت نویسنده را در روایت یک دغدغهٔ مشترک از دو مسیر کاملاً متفاوت نشان میدهد.
خواندن این کتاب، مواجههای فکری و اخلاقی با خودِ انسان است. داستانهای «بوبوک و آقای پروخارچین» خواننده را آرام رها نمیکنند؛ بلکه او را وادار میکنند به ترسها، ارزشها و دروغهای شخصی و اجتماعی خود نگاه کند. «بوبوک و آقای پروخارچین» یادآور این حقیقتاند که گاهی کوتاهترین متنها، بلندترین پرسشها را در ذهن باقی میگذارند.
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم














136٬000 تومان
170٬000
%20























































