

چرخ خیاطی
انتشارات آناپنا منتشر کرد:
انگار تو آن سوی اتاق بودی من پشت کامپیوترم می نشینم و تو به من نگاه می کنی با زهرخندی به لب ظاهری معصومانه به خود گرفته ای که البته آن را به خوبی می شناسم در اطرافت هرج و مرجی حاکم است تازه از کارگاه بازگشته ام با کلی ایده برای کلکسیون بعدیام و به همان اندازه پارچه چیزی جز انبوهی از رنگها پارچههای طلاکاری شده تورهای روشن و زیورآلات به چشم نمیخورد نخها سرگردان اند سوزن ها اینجا و آنجا کاشته شده اند به عنوان گواهی بر عبور من تو به من خیره می شوی متفکرانه در نهایت از خود می پرسم آیا کمی غمگین به نظر نمی رسی شاید این ایده کتاب برای تو عجیب باشد شاید می ترسی که بال هایم را برای بلند پروازی در دنیای تو آنجا بسوزانم نگران نباش ای وفادارترین همسفر قصد ندارم خیاطی را به نفع نویسندگی کنار بگذارم تو در هر صورت همیشه در کنار من خواهی بود تو از همه مشکلات و موانعی که پشت سر گذاشتم ،آگاهی همان تلخ کامی هایی که برای رسیدن به اینجا تحمل .کردم شاید تو تنها به خاطره یا سوغاتی از جایی ،باشی اما همیشه حاضری در هر غم در هر شکست و در هر شادی و موفقیتی تو آنجا در اعماق قلب منی هر اتفاقی که پیش آید تو را در خود نظاره گرم.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این مترجم











































