کتاب «در دفاع از اکوسوسیالیسم» (Climate Change, The Fourth Industrial Revolution and Public Pedagogies: The Case for Ecosocialism) اثر مایک کول (Mike Cole) استاد آموزش در مرکز بینالمللی آموزش عمومی در دانشگاه شرق لندن است که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. نویسنده در این اثر از آموزش عمومی به عنوان دریچهای نظری برای بررسی وضعیت اضطراری تغییرات اقلیمی استفاده میکند و در سوسیالیسم زیستمحیطی، راهحلی برای این موضوع ارائه میدهد. کول در این کتاب استدلال میکند که تخریب شتابان سیاره زمین عمیقاً با الزامات رشد و سود سرمایهداری مرتبط است، که او با استفاده از نظریه مارکسیستی آن را نقد میکند، و ادعاهای خوشبینانه مبنی بر اینکه انقلاب صنعتی چهارم (هوش مصنوعی، اتوماسیون، دیجیتالی شدن و غیره) ذاتاً مترقی خواهد بود را به چالش میکشد.
دربارهٔ کتاب
کتاب «در دفاع از اکوسوسیالیسم» بررسی مختصر و انتقادیِ بحران اقلیمی، تحول فناوری معاصر و اقتصاد سیاسی است. نویسنده در این کتاب به رابطه اقلیم با سرمایهداری و نقش کنشگری در برجسته کردن وضعیت اضطراری تغییرات اقلیمی میپردازد. کول با توجه به انقلاب صنعتی چهارم، استدلالهای طرفداران سرمایهداری مبنی بر اینکه این انقلاب را میتوان نیرویی مترقی دانست، ارزیابی میکند و آنها را از منظر مارکسیستی نقد میکند.
در این کتاب، از سوسیالیسم زیستمحیطی، نوعی سوسیالیسم که از فمینیسم، شمولگرایی و دموکراسی واقعی الهام گرفته شده است، دفاع میشود. استدلال نویسنده این است که سوسیالیسم زیستمحیطی میتواند به تخریب تغییرات اقلیمی بپردازد و از ثمرات بالقوه انقلاب صنعتی چهارم برای خیر همه بهره ببرد. کتاب با پرداختن به تهدید بزرگ دیگر برای تمدن در کنار تغییرات اقلیمی، با یک پینوشت که هشدارهای پایانی را در مورد خطرات دوگانه تغییرات اقلیمی و جنگ هستهای ارائه میدهد، به پایان میرسد.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«در دفاع از اکوسوسیالیسم» نقد قدرتمند و بهموقعی از رابطه بین سرمایهداری، تغییرات اقلیمی و پیشرفتهای تکنولوژیکی است که از دریچه آموزش عمومی قاب گرفته شده است. کول تحلیل مارکسیستی را با اندیشه اکوسوسیالیستی ترکیب میکند تا استدلال کند که نه سرمایهداری و نه پیشرفت تکنولوژیکی نامنظم تحت انقلاب صنعتی چهارم نمیتوانند به وضعیت اضطراری اقلیمی بپردازند. در عوض، او اکوسوسیالیسم را به عنوان تنها مسیر مناسب برای آیندهای پایدار و عادلانه پیشنهاد میکند. در سراسر کتاب، نقش کنشگری برجسته میشود، روایتهای طرفدار سرمایهداری در مورد مزایای فناوری مورد نقد قرار میگیرد و در نهایت نویسنده خواستار تغییر سیستمی برای مهار نوآوریها برای خیر عمومی در عین مقابله با تخریب اقلیمی و سایر تهدیدات وجودی مانند جنگ هستهای میشود. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
• آموزش عمومی به عنوان چارچوب اصلی: از مفهوم آموزش عمومی برای تحلیل چگونگی انتقال و به چالش کشیدن تغییرات اقلیمی، فناوری و کنشگری در جامعه فراتر از آموزش رسمی مثلاً رسانهها، جنبشها، گفتمان فرهنگی استفاده میکند.
• تحلیل انتقادی از سرمایهداری و تغییرات اقلیمی: الزامات رشد سرمایهداری را با تخریب سیارهای پیوند میدهد و جنبشهای فعال را در پیشبرد واکنش به شرایط اضطراری اقلیمی ضروری میداند.
• نقد انقلاب صنعتی چهارم: ادعاهای طرفداران سرمایهداری مبنی بر اینکه انقلاب صنعتی چهارم باعث ترقی میشود را بررسی و به چالش میکشد، در عوض از دیدگاه مارکسیستی در مورد محدودیتها و خطرات آن بحث میکند.
• استدلال برای اکوسوسیالیسم: اکوسوسیالیسم را به عنوان یک سیستم جایگزین ارائه میدهد که پایداری اکولوژیکی را با سوسیالیسمِ الهام گرفته از فمینیسم، شمولگرایی و مشارکت دموکراتیک برای مقابله با بحران اقلیمی و بیعدالتی اجتماعی ادغام میکند.
• کنشگری و پتانسیل تحولآفرین: برجسته میکند که چگونه جنبشهای مردمی و مشارکت فکری عمومی به یادگیری اجتماعی گستردهتر و تحول بالقوه به سمت اهداف اکوسوسیالیستی کمک میکنند.
• ایجاد پل بین فناوری و عدالت: استدلال میکند که از پیشرفتهای تکنولوژیکی انقلاب صنعتی چهارم نه برای سود سرمایهدار، بلکه برای منفعت همه استفاده شود و بر نوآوری عادلانه و مسئولانه از نظر اکولوژیکی تأکید دارد.
• جذابیت بین رشتهای: اگرچه این کتاب مختصر است، خوانندگانی از مطالعات محیطی، جامعهشناسی و آموزش را درگیر میکند و برای دانشگاهیان و فعالانی که به دنبال بازاندیشی اساسی در مورد چگونگی مواجهه جامعه با چالشهای اقلیمی و فناوری هستند، مناسب است.
بازخوردها به کتاب «در دفاع از اکوسوسیالیسم»
• مایک کول در این کتاب جدید و مهم، با استفاده از منابع آموزش عمومی، نقدی (مارکسیستی) قدرتمند از تخریب سیاره زمین توسط شیوه تولید سرمایهداری و پیامدهای منفی انقلاب صنعتی چهارم ارائه میدهد. جایگزین تنها میتواند یک جایگزین ضدسرمایهداری باشد که بینشهای اکوفمینیسم و اکوسوسیالیسم را با هم ترکیب کند. میشل لووی، نویسنده (Michael Löwy, Author)
• این سومین بخش از سهگانهٔ مایک کول درباره آموزش عمومی است که پس از کتابهای بسیار تحسینشدهاش، «ترامپ، راست افراطی و آموزشهای عمومی نفرت» و «برای فاشیسم: چه باید کرد؟» و «ترزا می، محیط خصمانه و آموزشهای عمومی نفرت و تهدید: استدلالی برای آیندهای بدون مرز» نوشته شده است. کتاب «در دفاع از اکوسوسیالیسم»، پاسخی قدرتمند به مخالفان همیشگی سوسیالیسم است، زیرا کول استدلالهای بیچونوچرا برای گذار مسئولانه و قوی به تمدن جدید اکوسوسیالیستی، با کمک پیشرفتهای حاصل از انقلاب صنعتی چهارم، را مطرح میکند. این کتاب باید به عنوان یادآوری مداوم مبنی بر اینکه جهانی دیگر نه تنها ممکن است، بلکه به شدت ضروری است، در جیب مربیان حمل شود. پیتر مکلارن، دانشگاه چپمن، ایالات متحده، نویسنده آموزش شورش (Peter McLaren, Chapman University, USA, author of Pedagogy of Insurrection)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب بسیار مهم برای محققان، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران و همچنین دانشجویان کارشناسی ارشد در رشتههای مطالعات محیطی، آموزش و پرورش و جامعهشناسی جالب خواهد بود. همچنین برای همه خوانندگانی که نگران روند رو به رشد تخریب تغییرات اقلیمی هستند، جذاب خواهد بود.
چرا کتاب «در دفاع از اکوسوسیالیسم» را بخوانیم؟
• درک انتقادی از سرمایهداری و تغییرات اقلیمی: کول در کتاب «دفاع از اکوسوسیالیسم» توضیح میدهد که چگونه سیستم سرمایهداری جهانی باعث تخریب محیط زیست میشود و تأکید میکند که اصلاحات تدریجی یا اصلاحات تکنولوژیکی کافی نیستند. این دیدگاه بسیار مهم است زیرا خواننده را از سرزنش افراد یا سیاستهای منفرد به درک علل ساختاری بحرانهای زیستمحیطی سوق میدهد و تفکر آگاهانهتر و استراتژیکتری را در مورد اقدامات اقلیمی تشویق میکند.
• ادغام فناوری و نقد اجتماعی: این کتاب به طور انتقادی وعدههای انقلاب صنعتی چهارم را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه نوآوریهای تکنولوژیکی اغلب سود را بر پایداری اولویت میدهند. خواندن این کتاب به شما کمک میکند تا دیدگاهی دقیق در مورد چگونگی تشدید یا کاهش مشکلات اجتماعی و زیستمحیطی توسط فناوریهای نوظهور، بسته به سیستمهای اقتصادی و سیاسی حاکم بر آنها، داشته باشید.
• مقدمهای بر اکوسوسیالیسم به عنوان چارچوبی برای تغییر: کول، اکوسوسیالیسم را نوعی جایگزینی میداند که پایداری زیستمحیطی را با عدالت اجتماعی ترکیب میکند. درک این رویکرد به خوانندگان این امکان را میدهد تا راهحلهای جامعی را بررسی کنند که همزمان به تخریب محیط زیست و نابرابریهای اجتماعی میپردازند و چشماندازی فراتر از تغییر تدریجی صرف ارائه میدهند.
• ارتباط با بحرانهای جهانی معاصر: این کتاب، تغییرات اقلیمی را در کنار سایر تهدیدهای وجودی، مانند خطر هستهای، قرار میدهد و بر فوریت و ارتباط متقابل تأکید میکند. این دیدگاه به خوانندگان کمک میکند تا بفهمند که چرا واکنشهای به موقع و سیستماتیک حیاتی هستند و این امر کتاب را نه تنها از نظر فکری جذاب، بلکه از نظر اخلاقی نیز قانعکننده میسازد.
کتاب «در دفاع از اکوسوسیالیسم» را حتماً بخوانید مخصوصاً اگر دانشجو هستید چون روایتهای مرسوم در مورد تغییرات اقلیمی، فناوری و سرمایهداری را به چالش میکشد و چارچوبی ارائه میدهد که فراتر از راهحلهای سطحی است. این کتاب فقط به ارائه مشکلات نمیپردازد بلکه خوانندگان را به نگاهی انتقادی برای درک علل سیستماتیک بحرانهای زیستمحیطی و اجتماعی مجهز میکند و اکوسوسیالیسم را به عنوان یک جایگزین مناسب برجسته میکند. با پیوند دادن نظریه با آموزش عمومی و کنشگری، خوانندگان را قادر میسازد تا ببینند که چگونه دانش، جنبشهای اجتماعی و فناوری میتوانند برای ایجاد تغییر معنادار و عادلانه با هم تعامل داشته باشند. چه یک کنشگر، استاد دانشگاه، دانشجو یا صرفاً یک شهروند جهانی نگران باشید، این کتاب بینش و دیدگاهی رادیکال دارد که نشان میدهد چطور میتوان با مشکلات دنیای مدرن مقابله کرد.
دربارهٔ نویسنده
مایک کول استاد آموزش در مرکز بینالمللی آموزش عمومی در دانشگاه شرق لندن، انگلستان است. او نویسنده کتابهای «ترامپ، راست افراطی» (Trump, the Alt-Right) و «آموزشهای عمومی نفرت و فاشیسم: چه باید کرد؟» (انتشارات روتلج، ۲۰۲۰) و «محیط خصمانه و آموزشهای عمومی نفرت و تهدید: پروندهای برای آیندهای بدون مرز» است.
معرفی کتاب مشابه: اکوسوسیالیسم (Ecosocialism. A radical alternative to the capitalist ecological catastrophe)
کتاب «اکوسوسیالیسم» اثر میشل لووی (Michael Löwy) اکوسوسیالیسم را به عنوان یک دیدگاه عمیق و دگرگونکننده ارائه میدهد که آگاهی اکولوژیکی را با نقد سوسیالیستی برای مقابله با بحران اکولوژیکی در ریشههای آن ترکیب میکند. لووی استدلال میکند که تلاش بیپایان نظام سرمایهداری برای سود و رشد، اساساً با پایداری اکولوژیکی و رفاه اجتماعی ناسازگار است و باعث تخریب محیط زیست، مصرفگرایی و اتلاف میشود، در حالی که در پرداختن به علل ساختاری تغییرات اقلیمی ناکام میماند. برخلاف سرمایهداری سبز اصلاحطلب یا مدلهای سوسیالیستی سنتی تولیدگرا، اکوسوسیالیسم زندگی اقتصادی و اجتماعی را پیرامون برنامهریزی دموکراتیک، ارضای نیازهای واقعی انسان، تعادل اکولوژیکی و برابری اجتماعی بازآفرینی میکند و یک جایگزین رادیکال را پیشنهاد میدهد که سیاره و مردم را بر سود مقدم میدارد. این رویکرد خواستار کنترل جمعی تولید، ساعات کاری کوتاهتر، مشارکت دموکراتیک واقعی در تصمیمات اقتصادی و رد فرهنگ مصرفگرایی است و هدف آن هماهنگ کردن جامعه بشری با جهان طبیعی به جای استثمار آن است.
این کتاب نیز درست مانند «در دفاع از اکوسوسیالیسم» حول این ایده میچرخد که سرمایهداری ذاتاً با پایداری اکولوژیکی ناسازگار است و تغییر سیستماتیک برای جلوگیری از فاجعه زیستمحیطی ضروری است. در حالی که لووی دیدگاه فلسفی و سیاسی گستردهای از اکوسوسیالیسم به عنوان جایگزینی برای استثمار سرمایهدارانه طبیعت ارائه میدهد، کول اصول اکوسوسیالیسم را در بستر معاصر انقلاب صنعتی چهارم قرار میدهد و بر نقش آموزش و کنشگری عمومی در شکلدهی به آگاهی و ایجاد تغییر تأکید میکند. هر دو متن، خوشبینی به فناوری و راهحلهای مبتنی بر بازار را نقد میکنند و در عوض، برای بازسازی رادیکال جامعه، تولید و ارزشها به منظور اولویت دادن به عدالت اجتماعی، پایداری زیستمحیطی و تصمیمگیری جمعی تکیه میکنند. در اصل، این کتابها مکمل یکدیگر هستند. از جمله شباهتهای هر دو کتاب میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
• نقد سرمایهداری به عنوان ریشه مشکل زیستمحیطی: هر دو کتاب استدلال میکنند که الزامات رشد سرمایهداری، محرکهای اصلی تغییرات اقلیمی و تخریب محیط زیست هستند و علل ساختاری بحرانهای زیستمحیطی را به جای علل فردی یا تکنولوژیکی برجسته میکنند.
• حمایت از اکوسوسیالیسم به عنوان یک جایگزین: هر نویسنده، اکوسوسیالیسم را به عنوان تنها مسیر مناسب برای ادغام پایداری زیستمحیطی با عدالت اجتماعی قرار میدهد.
• شک و تردید نسبت به اصلاحات فناوری و سرمایهداری سبز: هر دو متن، اتکا به راهحلهای فناوری یا استراتژیهای زیستمحیطی مبتنی بر بازار را نقد میکنند و تأکید میکنند که بدون بازسازی اجتماعی و اقتصادی، پیشرفت فناوری به تنهایی نمیتواند بحرانهای زیستمحیطی را حل کند.
• تأکید بر عدالت و برابری اجتماعی: فراتر از نگرانیهای زیستمحیطی، هر دو کتاب عدالت اجتماعی را در اولویت قرار میدهند و استدلال میکنند که راهحلهای اقلیمی باید از مسائل عدالت انسانی و اجتماعی جدا نشدنی باشند و مشارکت فراگیر و دموکراتیک را ترویج دهند.
• تعامل بین رشتهای و کنشگرانه: هر دو اثر را مکمل یکدیگرند، زیرا الهامبخش تفکر انتقادی، مشارکت سیاسی و اقدام عملی به سوی آیندههای اکوسوسیالیستی هستند.
سخن پایانی
با تأمل در این اثر کول خواهید فهمید که این کتاب برای بازاندیشی در بنیانهای جامعه مدرن نوشته شده است. کول با پیوند دادن سرمایهداری، پیشرفت فناوری و بحران زیستمحیطی، خواننده را مجبور میکند تا با حقایق ناخوشایندی در مورد چگونگی درهمتنیدگی عمیق سیستمهای انسانی با سرنوشت سیاره روبرو شود. آنچه برجسته است، اصرار کتاب بر این است که راهحلهای سطحی یا اصلاحات تکنولوژیکی منفرد کافی نیستند و مثلاً تنها یک تغییر رادیکال و سیستمی میتواند واقعاً به مقیاس وضعیت اضطراری آب و هوا بپردازد. وضوح و فوریتی که کول با آن این چالشها را مطرح میکند، خواننده را نه تنها آگاه میکند، بلکه از نظر اخلاقی او را مجبور میکند تا ساختارهای موجود را زیر سوال ببرد.
به همان اندازه، شیوهای که کول نظریه را با آموزش عمومی ترکیب میکند، جذاب است و نشان میدهد که دانش هرگز خنثی نیست و آموزش در همه جا اتفاق میافتد. کنشگری، گفتمان فرهنگی و جنبشهای اجتماعی به عنوان عرصههایی در کتاب «در دفاع از اکوسوسیالیسم» مطرح شدهاند که به ما نشان دهند مبارزه برای آیندهای پایدار هم جمعی و هم مشارکتی است. چشمانداز اکوسوسیالیستی که او بیان میکند، یک رویای انتزاعی نیست، بلکه یک چارچوب عملی برای تصور جامعهای است که در آن پایداری زیستمحیطی، عدالت اجتماعی و نوآوریهای فناوری به جای سود، در خدمت بشریت هستند.
در حالی که مشکلات مطرح شده در کتاب «در دفاع از اکوسوسیالیسم» گسترده هستند و نویسنده به موضوعاتی همچون تغییرات اقلیمی، نابرابریهای انقلاب صنعتی چهارم و تهدیدهای وجودی مانند درگیری هستهای میپردازد، کتاب اصرار دارد که راهحلهایی وجود دارند که ریشه در تحول سیستمی و اقدام جمعی دارند. این کتاب خواننده را به چالش میکشد تا از نگرانی منفعلانه به مشارکت فعال روی آورد و خود را بخشی از یک جنبش گستردهتر ببیند که قادر به تغییر شکل جامعه است. در جهانی که اغلب به دلیل ناامیدی یا حواسپرتی فلج شده است، کتابِ کول هم یک نقشه راه و هم یک دعوت برای ساختن آیندهای روشنتر است.