%10


شبحی از جهانی بی نقص (دیدآور)
0٫0
(0)
0 نظر
نویسنده:
مترجم:
قیمت:
171٬000 تومان
190٬000
دفعات مشاهده کتاب
241
علاقهمندان به این کتاب
1
میخواهند کتاب را بخوانند.
1
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات دیدآور منتشر کرد:
هیچ گذشتهای بهقدر کافی مرده نیست... فقط منتظر فرصتی برای بازگشت است.
یکی از تیرهترین و تکاندهندهترین نمایشنامههای ریدلی؛ روایتی که در دل محلهای فراموششده در شرق لندن شکل میگیرد.
فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786001042751
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
120 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
90 گرم
سال انتشار
1404
کتاب «شبحی از جهانی بینقص» (Ghost from a Perfect Place) نمایشنامهای دو پردهای اثر فیلیپ ریدلی (Philip Ridley) ریدلی نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس، رماننویس، شاعر، نقاش، عکاس و ترانهسرای بریتانیایی است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد. این سومین نمایشنامهٔ صحنهای ریدلی بود که برای اولینبار در آوریل ۱۹۹۴ در تئاتر همپستد لندن به روی صحنه رفت و مانند بیشتر آثار ریدلی، واکنش منتقدان نسبت به آن متفاوت بود و شریدان مورلی آن را یک شاهکار توصیف کرد. این نمایشنامه سومین و آخرین قسمت از سهگانهٔ غیررسمی ریدلی با عنوان «سهگانه گوتیک ایست اند» است که پیش از آن «پیچفورک دیزنی» و «سریعترین ساعت جهان» نیز نوشته شده بودند.
دربارهٔ کتاب
نمایشنامهٔ «شبحی از جهانی بینقص» دربارهٔ بازگشت تراویس فالد، یک گانگستر بسیار ترسناک در ایست اِند است که سابقاً در این منطقه فعالیت داشت. این نمایشنامه بازگشت او را پس از سالها تبعید نشان میدهد. او به لندن بازمیگردد با این انتظار که جایگاه و احترام سابق خود را بازیابد. او به محلهای میرسد که مواد مخدر، بیهدفی و خشونت آن را ویران کرده؛ جایی که دیگر وفاداری و شرافت قدیمی هیچ معنایی ندارد.
تنها کسی که تراویس را میپذیرد خواهرزادهاش ریو است که برای زنده ماندن در این محیط تاریک تلاش میکند. همچنان که تراویس تلاش میکند تا اقتدار خود را دوباره تثبیت کند و اسطوره گذشته افسانهای خود را احیا کند، حضورش شروع به آشفته کردن اطرافیانش میکند و سرخوردگی و ناامیدی آنها را آشکار میسازد. با پیشرفت نمایش، تلاشهای تراویس برای برقراری نظم، تنها هرج و مرج را تشدید میکند و تقابلی بین گذشته و حال ایجاد میکند.
شخصیتهای جوانتر، دیدگاه رمانتیک او از ایستاند را نمیپذیرند و آن را نامربوط و ریاکارانه میدانند، در حالی که تراویس به آرامی متوجه میشود مکان بینقصی که به یاد میآورد، هرگز واقعاً وجود نداشته است. نمایش به سمت اوجی خشونتآمیز و نمادین پیش میرود که پیامدهای مخرب نوستالژی و اسطورهسازی را آشکار میکند و در نهایت تراویس را به عنوان چهرهای تراژیک به تصویر میکشد که هویتش از گذشتهای که نمیتواند احیا شود، جداییناپذیر است و تنها ارواح آرمانهای از دست رفته و جوامع از هم پاشیده را به جا میگذارد.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«شبحی از جهانی بینقص» یک نمایشنامهٔ خام است که با زبان شاعرانه و واقعگرایی بیرحمانهاش به سراغ مخاطب میرود تا نوستالژی، قدرت و زوال اجتماعی در بریتانیای پساصنعتی را مورد بررسی قرار دهد. فیلیپ ریدلی داستانسرایی اسطورهای را با زندگی شهری معاصر در هم میآمیزد و اثری خلق میکند که هم بیزمان و هم بهشدت خاص به نظر میرسد، جایی که شخصیتهای اغراقآمیز و خشونت نمادین، پوچی پشت نسخههای رمانتیک گذشته را آشکار میکنند. این نمایشنامه مخاطب را مجبور میکند تا با این واقعیت روبرو شود که چگونه اسطورههای موروثی مردانگی، افتخار و تعلق میتوانند خطرناک شوند، زمانی که دیگر منعکسکننده واقعیت زندگی نباشند. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
• اسطورهسازی و توهم گذشته: ریدلی، تراویس فلاد را به عنوان یک چهره تقریباً افسانهای میسازد که شهرتش از اعمال واقعیاش بیشتر شده است. این اسطورهسازی عمدی به نمایشنامه اجازه میدهد تا بررسی کند که چگونه جوامع برای فرار از حقایق ناراحتکننده، روایتهای قهرمانانه خلق میکنند.
• زبان شاعرانه اما خشن: گفتگوها بین گفتار تغزلی و تقریباً مقدس و وحشیگری ناگهانی و تکاندهنده در نوسان است. این تضاد، تأثیر عاطفی نمایشنامه را تشدید میکند و منعکسکننده تضاد بین رویاهای عاشقانه و واقعیت تلخ است.
• تضاد نسلها: یکی از نقاط قوت اصلی نمایشنامه، به تصویر کشیدن تضاد بین نسل قدیمیتر که به قوانین منسوخ چسبیدهاند و نسل جوانتری است که در سرخوردگی گرفتار شدهاند.
• تفسیر اجتماعی تاریک: محیط ایست اند فقط یک پسزمینه نیست، بلکه بازتابی از فروپاشی اجتماعی است که با مواد مخدر، فقر و از دست دادن جهت مشخص میشود.
• نمادگرایی در دنیای تئاتر: این نمایش به شدت بر نمادگرایی تکیه دارد و این نمادگرایی، همراه با اجراهای شدید و لحنی بیرحمانه، نمایش را عمیقاً احساساتی و متفاوت کرده است.
بازخوردها به نمایشنامهٔ «شبحی از جهانی بینقص»
• کار ریدلی یک سلیقه اکتسابی است و به نظر میرسد که من آن را درک میکنم. جان پیتر، از ساندی تایمز (John Peter, of The Sunday Times)
• این نمایش به همراه «پیچفورک دیزنی» و «سریعترین ساعت جهان» ریدلی، سالها پس از تولیدات اولیه خود به دلیل اینکه آثار مهمی در توسعه تئاتر in-yer-face بودند، شهرت یافتند.
• سومین نمایشنامه صحنهای فیلیپ ریدلی مانند یک کوکتل کشنده است که پادزهر مخصوص به خود را دارد. نوستالژیک، کنایهآمیز و وحشیانه است. شعر آن مانند یک مشت گرهکرده در کلمات است. ساندی تایمز (Sunday Times)
• به طرز شگفتآوری تأثیرگذار... تکاندهنده. ایونینگ استاندارد (Evening Standard)
• با طنز تند و تیز روشن شده... تخیل عجیب و غریب نویسنده در بهترین حالت خود. دیلی تلگراف (Daily Telegraph)
• فیلیپ ریدلی از موهبت پیشگویی برخوردار است. تایم اوت لندن (Time Out London)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب مناسب علاقهمندان به نمایشنامهها و مخاطبان تئاتر است که به درامهای تاریک و چالشبرانگیز علاقه دارند. این نمایشنامه بهویژه برای افرادی که به زندگی مدرن بریتانیایی علاقهمند هستند، کسانی که به تنش بین آرمانهای گذشته و واقعیتهای حال میاندیشند و خوانندگانی که داستانهای شخصیتمحور پرتنش را به جای طرحهای متعارف میپسندند، جذاب خواهد بود. دانشجویان درام و ادبیات، کارگردانان و بازیگرانی که به دنبال مطالب احساسی و چالشبرانگیز هستند، این نمایشنامه را جذاب و تأملبرانگیز خواهند یافت.
چرا کتاب «شبحی از جهانی بینقص» را بخوانیم؟
• دیدگاههای متفاوت نسبت به گذشته را به چالش میکشد: این نمایشنامه خوانندگان را مجبور میکند تا این ایده را که گذشته بهتر، خالصتر یا معنادارتر بوده است، زیر سوال ببرند. ریدلی از طریق باور تراویس فلاد به افسانه خودش، نشان میدهد که چگونه نوستالژی میتواند به یک توهم خطرناک تبدیل شود که چشم مردم را نسبت به واقعیت کور میکند. این امر نمایشنامه را به ویژه جذاب میکند زیرا منعکسکننده یک تمایل مشترک انسانی است و استفاده از حافظه به عنوان پناهگاه به جای مقابله با مشکلات فعلی را نشان میدهد.
• کاوشی خام از قدرت و مردانگی: ریدلی مردانگی را نه به عنوان قدرت یا رهبری، بلکه به عنوان چیزی شکننده و اغلب نمایشی نشان داده است. نیاز تراویس به ترسیدن و مورد احترام قرار گرفتن، نشان میدهد که چگونه قدرت مبتنی بر خشونت، با تغییر ارزشهای اجتماعی، به سرعت فرو میریزد. خواندن این نمایشنامه باعث میشود در مورد چگونگی شکست مدلهای سنتی، اقتدار و چگونگی به جاش گذاشتن آسیبهای عاطفی و جسمی برای رسیدن به این اقتدار فکر کنید.
• زوال اجتماعی را با صداقت عاطفی به تصویر میکشد: محیط تاریک و دلگیر شرق لندن، جامعهای عاری از امید، جهت و ثبات را منعکس میکند. ریدلی این زوال را رمانتیک جلوه نمیدهد؛ در عوض، او اثرات روانی آن را بر افرادی که احساس میکنند جامعه آنها را رها کرده است، آشکار میکند. این واقعگرایی به نمایشنامه فوریت میبخشد و باعث میشود نقد اجتماعی آن به جای انتزاعی بودن، عمیقاً شخصی به نظر برسد.
• از زبان به شیوهای جسورانه و به یاد ماندنی استفاده میکند: ترکیب تصاویر شاعرانه و وحشیگری تکاندهنده در دیالوگها، یک تجربه خواندن منحصر به فرد ایجاد میکند. زبان ریدلی احساسات را تشدید میکند و مکالمات عادی را به رویاروییهایی پر از نمادگرایی و تهدید تبدیل میکند. این شدت، خواننده را درگیر نگه میدارد و در عین حال مضامین توهم و سرخوردگی نمایشنامه را تقویت میکند.
نمایشنامهٔ «شبحی از جهانی بینقص» را بخوانید چون تجربهای قدرتمند و نگرانکننده برایتان خواهد بود که فراتر از سرگرمی است و شما را به مواجهه با چگونگی شکلگیری نوستالژی، خشونت و هویت در افراد و جوامع دعوت میکند. نمایشنامه فیلیپ ریدلی، افسانههای تسلیبخش درباره گذشته را به چالش میکشد و هزینه عاطفی پایبندی به آرمانهای منسوخ را آشکار میکند و آن را به اثری قابل توجه برای هر کسی تبدیل میکند که به نمایشنامههای تأملبرانگیز علاقه داشته باشد.
اجرای نمایشنامه
نقش تراویس فلاد را جان وود، بازیگر پیشکسوت و کلاسیک، بازی کرد که برای آن تحسین عمومی را به دست آورد و نامزد دریافت جایزه «بهترین بازیگر مرد» در جوایز درام ایونینگ استاندارد 1994 شد. این نمایش سومین همکاری ریدلی و کارگردان متیو لوید بود که تمام نمایشنامههای صحنهای قبلی ریدلی را کارگردانی کرده بود و در سال 2000 نمایشنامه بعدی ریدلی برای بزرگسالان را وینسنت ریور کارگردانی کرد.
دربارهٔ نویسنده
فیلیپ ریدلی نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس، رماننویس، شاعر، نقاش، عکاس و ترانهسرای بریتانیایی در سال ۱۹۵۷ در وستاِند لندن به دنیا آمد. او در مدرسهٔ هنر سنت مارتین به تحصیل در رشتهٔ نقاشی پرداخت و عضو گروه تجسمی «هنرمندان جوان بریتانیایی» شد. آثارش به شکل گستردهای در نمایشگاههای سراسر اروپا و ژاپن به نمایش گذاشته شده است. از کارهای او میتوان به نگارش سه کتاب برای بزرگسالان و فیلمنامهٔ تحسینشدهٔ «کرایها» اشاره کرد که برندهٔ جایزهٔ اوینینگ استاندارد به عنوان بهترین فیلم سال شد. اولین نمایشنامهاش «پیچفورک دیزنی» به عنوان یکی از کلیدیترین نمایشنامههای تئاتر بریتانیا در دههٔ نود شناخته میشود و عدهای معتقدند که جنبش مذکور با این نمایشنامه شکل گرفت و توسعه یافت. اغلب نمایشنامههای ریدلی با استقبال خوب منتقدان و تماشاگران روبهرو شدهاند. نام او در مراسم سالیانهٔ جشنوارهٔ واتس آن استیج در سال ۲۰۱۲ در فهرست شصت نمایشنامهنویس تأثیرگذار شش دههٔ گذشتهٔ بریتانیای قرار گرفت.
معرفی کتاب مشابه: خلاصی (Getting out)
نمایشنامهٔ «خلاصی» اثر مارشا نورمن (Marsha Norman) نویسندهٔ آمريکايی است که همانند ديگر آثار اين نويسنده به مسائل زنان در جامعه مردسالار میپردازد. اين نمايشنامه انتقادی اجتماعی است از اين واقعيت که افراد سابقه دار در مواجهه با جهان بيرون شانسی ندارند. نويسنده اين مسئله را با فمينيسم ادغام میکند و موقعيت زنان را به عنوان قشر آسيب پذير جامعه به تصوير میکشد. او نشان میدهد که چطور و تا چه حد زندگی زنها تحت تأثير جامعه، به خصوص مردان است، طوری که آنها نمیتوانند به عنوان هويتهای مستقل، مشخص و کامل عمل کنند. مسئله ديگری که نورمن در اين اثر به آن میپردازد، مادرانگی و ترسهای آن است.
این نمایشنامه نیز درست مانند «شبحی از جهانی بینقص» بر شخصیتهایی تمرکز دارد که از نظر جسمی یا روانی از گذشتهای که با خشونت و حبس تعریف شده است، بازمیگردند و درمییابند که آزادی بسیار پیچیدهتر از فرار است. هر نمایشنامه، تلاش برای تعریف مجدد هویت پس از زندگیای که با جرم، مجازات و نقشهای اجتماعی سختگیرانه شکل گرفته است را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه گذشته همچنان از طریق خاطره، گناه و قضاوت اجتماعی بر زمان حال تأثیر میگذارد. هر دو نمایشنامه در نهایت نشان میدهند که چگونه انتظارات اجتماعی و افسانههایی که افراد در مورد آنچه قرار است باشند، ایجاد میکنند، مانع تغییر شخصی میشوند. از جمله شباهتهای بین دو نمایشنامه میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
• هر دو بر شخصیتهایی تمرکز دارند که پس از مدتها غیبت، تلاش میکنند دوباره وارد جامعه شوند.
• هر دو تأثیر روانی پایدار خشونت و کنترل نهادی را بررسی میکنند.
• هر دو هویت را به عنوان چیزی که توسط گذشته شکل گرفته و تحریف شده است، بررسی میکنند.
• هر دو تنش بین تحول شخصی و واقعیت اجتماعی را برجسته میکنند.
• هر دو سیستمها و محیطهایی را که آزادی واقعی را محدود میکنند، نقد میکنند.
• هر دو از حافظه و رویارویی به عنوان ابزارهای کلیدی دراماتیک استفاده میکنند.
• هر دو گذشته را به عنوان نیرویی گریزناپذیر که انتخابهای حال را شکل میدهد، نشان میدهند.
سخن پایانی
در نمایشنامهٔ «شبحی از جهانی بینقص» فیلیپ ریدلی این دروغ آرامشبخش که گذشته را میتوان بازیابی یا نجات داد، کنار میگذارد. آنچه که به عنوان داستانی درباره بازگشت مردی به خانه آغاز میشود، به تأملی در مورد چگونگی تغییر شکل حافظه توسط میل، ترس و پشیمانی تبدیل میشود. تراویس فلاد صرفاً یک گانگستر شکستخورده نیست؛ او تجسم فرهنگی است که اسطوره را با معنا اشتباه میگیرد. سقوط او شکنندگی هویتهای ساخته شده بر اساس شهرت و خشونت را آشکار میکند و به ما نشان میدهد که مکان بینقص تنها ساخته و پرداختهٔ ذهنمان است.
ریدلی دنیایی ساخته که در آن هر شخصیت به نوعی آسیب دیده و بین اسطورههای به ارث رسیده و زمان حال بیرحم معلق است. پوچی نسل جوانتر، بازتابی از توهمات نسل مسنتر است و نشان میدهد که زوال اجتماعی نه تنها ناشی از یک دوره زمانی خاص، بلکه ناشی از ناتوانی مداوم در سازگاری، گوش دادن و تصور راههای جدید برای تعلق خاطر است. از این نظر، ارواح نمایشنامه آرمانهای بررسینشده، اندوه ناگفته و هویتهایی هستند که در زمان منجمد شدهاند.
این نمایشنامه هیچ تسلی خاطری در خود ندارد و خواننده را در آشفتگی محض رها میکند. ریدلی با نمایشنامهٔ «شبحی از جهانی بينقص» ما را مجبور میکند تا با دلبستگی خود به تاریخ روبهرو شویم و دست از رمانتیکسازی آن برداریم و از خود بپرسیم که برای حفظ آنها چه چیزهایی را فدا میکنیم. این نمایشنامه نوعی هشدار است تا نشان بدهد وقتی بیش از حد محکم به آنچه بودیم یا آنچه وانمود میکنیم بودهایم، میچسبیم، ممکن است که تنها تبدیل به یک شبح شویم.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
تُرچی: این ماجرا مال وقتیه که سیزده سالشه. با گردن کبود تو همین اتاق جلوِ من وامیسته. سعی میکنه زیر یقهٔ بلوزش قایمش کنه. ازش میپرسم «کی این کار رو کرده دانا؟» نمیخواهد بهم بگه. «یکی تو مدرسه بوده؟...» «خیلی خب، خیلی خب. نمیخواد تُرش کنی. فقط حواست باشه بابات نبینه، از کوره در میره و اگه در بره، پسره رو میکشه و با اُردنگی ــــ کجا میری؟ اینجوری عصبانی واسه من نرو تو اتاقت! دخترک! من کارم هنوز باهات تموم نشده!» در رو محکم می کوبه. من... من دیگه تو کارش فضولی نمیکنم، آقای فلود. باید حریم شخصیش رو به کم حفظ کنم، مگه نه؟ همهش یه کبودی ساده بوده دیگه. آسیبی که ندیده. دیگه سؤالپیچش نمیکنم. اینجوری درستتره، موافق نیستی آقای فلود؟ بگو که کار درستیه!
تراویس: درسته.
تُرچی: غلطه.
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم














171٬000 تومان
190٬000
%10













































