کتاب «عمه رزا» (Tante Rosa) اثر سوگی سویسال (Sevgi Soysal) نویسندهٔ ترکیهای است که در سال ۱۹۷۴ منتشر شد و به داستان زندگی زنی میانسال در ترکیه میپردازد که با مشکلات اجتماعی و شخصی دستوپنجه نرم میکند. داستان حولمحور عمه رزا میچرخد؛ زنی که در یک جامعهٔ سنتی و پر از محدودیتهای اجتماعی زندگی میکند. نویسنده با نگاهی موشکافانه و طنزی تلخ، فرازونشیبهای زندگی شخصیت اصلی را از کودکی تا پیری در دل جنگ، مهاجرت، ازدواج، طردشدگی و تلاش برای بقا به تصویر کشیده است. داستان همزمان که به مسائل زنان، سنتها، نقش خانواده و جامعه میپردازد، تجربههای زیستهٔ عمه رزا را بهگونهای ملموس و چندوجهی بازتاب داده است. عمه رزا در خلال چنین جامعهای به دنبال یافتن معنای جدیدی در زندگی خود است و در مواجهه با فشارهای اجتماعی سعی میکند که جایگاه خود را پیدا کند.
دربارهٔ کتاب
«عمه رزا» از دوران کودکی شخصیت اصلی آغاز میشود؛ رزا دختری خیالپرداز است که دلش میخواهد آکروباتباز شود، اما در جامعهٔ ترکیه با محدودیتها و موانع خانوادگی و اجتماعی مختلفی روبهرو است. تجربههای او در مدرسهٔ راهبهها نخستین مواجههاش با قواعد سختگیرانه و سرکوب امیال کودکانه است. خانوادهٔ عمه رزا با شروع جنگ با مشکلات جدیدی مواجه میشود و او در میان ویرانیها، حیوانات و طبیعت را پناهگاه خود مییابد. ازدواج با هانس که بیشتر برای فرار از رسوایی و فشارهای اجتماعی است تا عشق، او را وارد مرحلهای تازه از زندگی میکند؛ مرحلهای که با تولد فرزندان، تغییر علایق و ازدستدادن رؤیاهای گذشته همراه است.
«عمه رزا» در نهایت از همسرش جدا شده و مهاجرت میکند و در شهر در یک دکهٔ روزنامهفروشی مشغول به کار میشود و سپس با راهاندازی کسبوکارهای کوچک میکوشد استقلال خود را حفظ کند. او بارها ازدواج میکند، با مرگ همسران و مشکلات مالی روبهرو میشود و هر بار با خلاقیت و سرسختی، راهی برای ادامهٔ زندگی مییابد. رمان لحظات تلخ و شیرین زندگی «عمه رزا» را در مواجهه با سنت، فقر، عشق، شکست و امید به تصویر میکشد. عمه رزا به نمادی از اصرار به استمرار زندگی و انتخاب امید در دل دشواریها بدل میشود.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«عمه رزا» داستان زندگی زنی در قرن بیستم میلادی است که با چالشهای فردی و اجتماعی گوناگونی روبهرو میشود و همینها باعث میشود زندگیاش طور دیگری رقم بخورد. در هر فصل از این اثر، با شخصیت اصلی داستان و تجربههایش در خانواده، مدرسه، جنگ، ازدواج، کار و مهاجرت روبهرو خواهید شد، انگار به همراه او تمام اینها را تجربه میکنید. سوگی سویسال با نگایه انتقادی و طنز، به نقشهای سنتی زنان، فشارهای اجتماعی و مناسبات خانوادگی و تأثیر رویدادهای تاریخی بر سرنوشت افراد پرداخته و نقدی بر جامعهٔ معاصر ترکیه وارد کرده است. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
• دیدگاه روایی منحصربهفرد: داستان «عمه رزا» کاملاً به زندگی و دیدگاه یک شخص اختصاص یافته و از لحظات مختلف زندگی او میگوید.
• نقدی بر مشکلات زنان و محدودیتهای اجتماعی: نویسنده نشان میدهد که «عمه رزا» چطور با مشکلات اجتماعی مواجه شده، مسیر زندگیاش تغییر میکند و مجبور است با مشکلاتی دستوپنجه نرم کند که جامعه برایش ایجاد کرده است.
• بینش عاطفی و روانشناختی: رمان نگاهی صمیمانه به ترسها، پشیمانیها و عزم راسخ «عمه رزا» دارد و به خواننده اجازه میدهد تا با این شخصیت همراه شود.
• تصویری چند لایه از زندگی زنان در ترکیه: داستان گاه با ارجاع به متون و نشریات عامهپسند، گاه با بازآفرینی خاطرات و گاه با تأملات درونی شخصیت اصلی، تصویری چندلایه از زیست زنانه در جامعهای در حال تغییر ارائه داده است.
• دیدگاهی از مسائل زنان: «عمه رزا» شخصیتی است که در برابر محدودیتها و شکستها همواره راهی برای ادامهدادن و بازتعریف خود مییابد. این رمان ضمن پرداختن به مسائل زنان و نقد سنتها، تصویری از مقاومت و امید و طنز در دل دشواریها را به نمایش میگذارد.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب مناسب علاقهمندان به داستانهای ادبی شخصیتمحور و پُرتعلیق است. خوانندگانی که از داستانهای معاصر لذت میبرند یا از طرفداران درام روانشناختی هستند نیز از مطالعهٔ این کتاب لذت خواهند بُرد. بنابراین اگر به دنبال رمانی خواندنی میگردید و به فرهنگ ترکیه نیز علاقه دارید و از فضاسازیهای خاص لذت میبرد، این کتاب برای شماست. همچنین اگر به دنبال داستانهایی میگردید که هویت، فقدان و گذر زمان را به شیوههایی نامتعارف و خاص بررسی کرده باشد، این رمان تبدیل به یک تجربهٔ بسیار غنی و بهیادماندنی برایتان خواهد شد. خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهٔ مسائل زنان، نقد سنتهای اجتماعی، تجربههای مهاجرت، تابآوری در برابر بحرانها و جستوجوی معنای زندگی را دارند.
دربارهٔ نویسنده
سوگی سویسال نویسندهٔ ترکیهای است که در سال ۱۹۳۶ در استانبول به دنیا آمد و در ۱۹۷۶ درگذشت. او نویسندهای اهل ترکیه بود که تحصیلات متوسطه را در دبیرستان نمونه آنکارا به پایان رساند و سپس در دانشکده زبان، تاریخ و جغرافیای دانشگاه ملی آنکارا در رشته باستانشناسی تحصیل کرد و بعدها به ادبیات نمایشی روی آورد. مدتی در آلمان زندگی و تحصیل کرد و پس از بازگشت به ترکیه در مرکز فرهنگی آلمان، رادیو آنکارا، تلویزیون ملی ترکیه و عرصه تئاتر و نقد ادبی فعالیت کرد.
از اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی آثار ادبی خود را منتشر کرد و با نوولاهایی چون «طرهی شورانگیز» و «عمه رزا» بهعنوان نویسندهای حرفهای شناخته شد. او پس از کودتای نظامی بهدلیل فعالیتهای سیاسی و اجتماعی زندانی و تبعید شد. تجربه زندان و تبعید تأثیر مستقیمی بر آثارش گذاشت. سوگی سویسال نویسندهای فمینیست با دغدغههای اجتماعی و مسائل زنان بود که با نثری ساده، صریح و طنزآمیز به آزادی، عدالت و هویت میپرداخت.
او در سال ۱۹۷۵ به سرطان پستان مبتلا شد. پیش از به پایان رساندن آخرین رمانش با عنوان «خوش آمدی ای مرگ»، در ۲۲ نوامبر ۱۹۷۶ در ۴۰سالگی درگذشت. رمان «پیادهروی» نوشته سوگی سویسال در سال ۱۹۷۰ اثر برگزیده تلویزیون ملی ترکیه شد. همچنین رمان «ظهرگاهی در ینیشهیر» که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد، در سال ۱۹۷۴ میلادی جایزه اورهان کمال را دریافت کرد.
معرفی کتاب مشابه: النا میداند (Elena Knows)
کتاب «النا میداند» اثر کلودیا پینییرو (Claudia Piñeiro) و رمانی شخصیتمحور و جذاب است که داستانی مرموز را روایت میکند. این کتاب داستان دختری است که در یک کلیسا مُرده پیدا میشود ولی تحقیقات رسمی در مورد این حادثه به سرعت پایان مییابد و مرگ او خودکشی اعلام میشود. مادر بیمارش تنها کسی است که هنوز مصمم به یافتن مقصر مرگ دخترش است. رمان در طول یک روز روایت میشود و حال دردناک النا را با خاطراتی که پیچیدگیهای رابطه او با ریتا، محدودیتهای مراقبت و تنشهای خاموشی که زندگی خانوادگی را شکل میدهند، آشکار میکند، در هم میآمیزد. کتاب «النا میداند» با روایت یک سفر دشوار در حومه شهر، یک بدهی قدیمی و یک مکالمه افشاگرانه، اسرار شخصیتهای داستان و جنبههای پنهان اقتدارگرایی و ریاکاری در جامعه ما را آشکار میکند.
گرچه این رمان کمی مضمون جنایی و معمایی دارد، اما در این کتاب نیز نویسنده درست مانند «عمه رزا» دغدغهٔ زنا نرا به نمایش گذاشته و زنی را نشان میدهد که با وجود مشکلاتش قصد دارد هر طور شده به علت مرگ دخترش پی ببرد. «النا میداند» رمانی قابل توجه است که به خاطر تمرکز شدیدش بر شخصیت، ساختار روایی نوآورانه و کاوش بیوقفهاش در آسیبپذیری جسمی و عاطفی، برجسته است. کلودیا پینییرو داستانی را خلق میکند که هم صمیمی و هم پرتعلیق است و از دیدگاه النا برای غرق کردن خواننده در محدودیتهای ناشی از بیماری پارکینسون او استفاده میکند و همزمان یک راز جذاب را آشکار میکند. یکی از نقاط اشتراک این داستان، به نمایش گذاشتن قدرت زنان است.
سخن پایانی
«عمه رزا» روایتی سرزنده و طنز است که در خلال آن میتوانید با تصویری از زیست زنان در دل تحولات اجتماعی و تاریخی مواجه شوید. این رمان نهتنها به مسائل زنان و نقد سنتهای خانوادگی میپردازد، بلکه با پرداختن به تجربههای روزمره، شکستها و امیدها، خواننده را با پیچیدگیهای زندگی و قدرت بازآفرینی فردی آشنا میکند. رمان حاضر امکان همذاتپنداری با شخصیت اصلی را فراهم میکند و نگاه تازهای را به موضوعاتی چون استقلال، تابآوری و معنای زندگی در شرایط دشوار پیش میکشد.
نویسنده در رمان «عمه رزا» نشان میدهد که حتی در اوج بحران و طردشدگی میتوان راهی برای ادامهدادن و بازتعریف خود یافت. سوگی سویسال با ساختاری چندلایه و سیال که میان واقعیت بیرونی و ذهن شخصیت اصلی در نوسان است، از طریق خاطرات، گفتوگوهای درونی و مشاهدههای روزمره، مفاهیمی چون ازدواج، طلاق، مادری، سیاست، دین، سنت و مدرنیته را واکاوی کرده است.
زبان اثر ساده، صریح و عمیق توصیف شده است. نویسنده با بهرهگیری از طنزی تلخ و ظریف، رنجهای فردی و اجتماعی را چنان روایت میکند که خواننده همزمان دچار همدلی و تأمل شود. رمان «عمه رزا» بیش از آنکه داستان یک شخصیت باشد، بازتاب تجربه جمعی زنان در جامعهای مردسالار و در حال گذار به مدرنیته است؛ رمانی که نشان میدهد زنان با اندیشه و آگاهی و تخیل، حتی در محدودیت و سکوت، میتوانند به مقاومت و تغییر دست بزنند. این کتاب را نمونهای شاخص از رمان مدرن اجتماعی در ادبیات ترکیه به شمار آوردهاند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
عمه رزا یازدهساله بود که در هفتهنامهٔ خانوادگی چهرهبهچهره با شما زیر عکسی از ملکه ویکتوریا در لباس نظامی خواند: «ملکهٔ هجدهساله از سوارهنظام سلطنتی سان دید. علیاحضرت مخدره ویکتوریا مثل همیشه با لباس مُدِ روز خود نهتنها از سربازان سوارهنظام بلکه حتی از شهروندانی که به دیدار او شتافته بودند هم دل ربود؛ کلاه نظامی، چکمهٔ سوارکاری مهمیزدار، و لباسی ظریف و زیبا در هیئت یونیفرم سوارهنظام.»
این عبارت دلربا و عکس اسبهای تنومند سوارهنظام توأمان در حافظهٔ عمه رزا نقش بستند، چنان که چند روز بعد تصمیم گرفت سوار بر اسبهای تنومند آکروبات کند. وقتی عمه رزا این تصمیم خود را با مادرش در میان گذاشت، مادرش مشغول خواندن رمانی بود که به شکل پاورقی در هفتهنامهٔ خانوادگی چهرهبهچهره با شما منتشر میشد: «ماهها چون سالها و روزها چون هفتهها میگذشت، و او چشمان درست خود را، که همواره در پی نبرد با وحوش مینمودند، از شکمی میربود که در پی گناه دلخراش خواهرش میآماسید. از اینکه هنوز هم اشک در آن چشمان درشت وحشی برای آن ناسپاس قدرناشناس حلقه میزد از خود خجالت میکشد، و شرم داشت از تلاش برای تبدیل دل رئوف خود به دلی سخت برای دشمنی با کودک معصومی که از گناهی دلخراش میزایید و نمیدانست که...»