کتاب «آبراهام مزلو» (Abraham Maslow) اثر محمدمهدی شریعت باقری عضو هیئت علمی گروه روانشناسی بالینی-تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی و کارشناس ارشد روانشناسی است و در سال ۱۴۰۴ منتشر شد. نویسنده در این کتاب نگاهی جامع و درعینحال تحلیلی به زندگی، اندیشه و جایگاه یکی از تأثیرگذارترین روانشناسان قرن بیستم دارد؛ اندیشمندی که با طرح نظریهٔ سلسلهمراتب نیازها و مفهوم خودشکوفایی که به «هرم مازلو» شهرت یافت، مسیر روانشناسی انسانگرا را تغییر داد. نویسنده در این کتاب تلاش میکند ضمن معرفی سیر فکری مزلو، زمینههای تاریخی و فکری شکلگیری نظریات او را توضیح دهد و نشان دهد چگونه دیدگاه مزلو پاسخی انتقادی به روانکاوی فرویدی و رفتارگرایی صرف بوده است.
آبراهام مزلو که بود و چه کرد؟
آبراهام مزلو روانشناس آمریکایی و از بنیانگذاران اصلی روانشناسی انسانگرا در قرن بیستم بود؛ جریانی که در برابر نگاه آسیبمحور روانکاوی و رویکرد مکانیکی رفتارگرایی شکل گرفت. مزلو انسان را نه صرفاً موجودی واکنشپذیر یا گرفتار تعارضهای ناخودآگاه، بلکه موجودی معناجو، خلاق و در مسیر رشد میدید. او با طرح نظریهٔ سلسلهمراتب نیازها نشان داد که رفتار انسان ریشه در نیازهای گوناگونی دارد که از نیازهای زیستی آغاز میشوند و تا نیاز به احترام، معنا و خودشکوفایی پیش میروند.
مفهوم «خودشکوفایی» در اندیشهٔ او به اوج ظرفیتهای انسانی، تحقق استعدادها و زیستن اصیل اشاره دارد و جایگاه ویژهای در فهم سلامت روان پیدا کرد. اهمیت نظریههای مزلو در این است که نگاه به روان انسان را از تمرکز صرف بر اختلال و ناهنجاری، به توجه به توانمندی، رشد و سلامت روان گسترش داد. اندیشههای او تأثیر عمیقی بر روانشناسی، آموزش، مدیریت، مشاوره، مطالعات سازمانی و حتی حوزهٔ رشد فردی گذاشتند و مفاهیمی مانند انگیزش، رضایت، معنا و کیفیت زندگی را وارد گفتوگوی علمی و عملی کردند.
مزلو با پژوهش دربارهٔ انسانهای سالم و خلاق، نشان داد که روانشناسی میتواند علمِ شکوفایی باشد؛ و همین تغییر زاویهٔ دید، او را به یکی از اثرگذارترین متفکران علوم انسانی در جهان معاصر تبدیل کرده است.
دربارهٔ کتاب
«آبراهام مزلو» در دوران معاصر و براساس نوشتارهای رسیده در منابع روانشناسی امروز، مبدع نوعی روانشناسی بود که به تعبیر خودش، سروکارش با برترین و والاترین آرمانها و استعدادی ذاتی انسانهاست و در راستای کشف ابعاد حیرتانگیز درون پُرغوغای آدمی، به درکی دیگرگونه از انسان و آنگونه که نیروهای قبل از او گفته بودند، راهبر شد. در این کتاب، محمدمهدی شریعت باقری ابتدا به زندگی شخصی و مسیر علمی آبراهام مزلو میپردازد و نشان میدهد چگونه تجربههای زیسته، تحصیلات دانشگاهی و فضای فکری زمانهٔ او در شکلگیری اندیشههایش نقش داشتهاند.
سپس بهتدریج مفاهیم کلیدی روانشناسی انسانگرا را معرفی میکند و توضیح میدهد که چرا مزلو با نگاه آسیبمحور روانکاوی و رویکرد مکانیکی رفتارگرایی فاصله گرفت. در این بخشهایی از کتاب «آبراهام مزلو»، مخاطب با زمینههای نظری ظهور دیدگاه مزلو آشنا میشود و متوجه خواهد شد که چگونه تمرکز او بر توانمندیها، خلاقیت و رشد انسان، واکنشی آگاهانه به جریانهای مسلط روانشناسی قرن بیستم بود.
در ادامه و در هستهٔ اصلی کتاب، محمدمهدی شریعت باقری به بررسی دقیق نظریهٔ سلسلهمراتب نیازها و مفهوم خودشکوفایی پرداخته است. نویسنده با شرح لایههای مختلف نیازهای انسانی، از نیازهای زیستی تا نیاز به معنا و تحقق خویشتن، تلاش میکند این نظریه را فراتر از یک الگوی ساده معرفی کند و ابعاد فلسفی و انسانی آن را برجسته سازد.
همچنین کاربردهای عملی اندیشههای مزلو در حوزههایی مانند آموزش، مدیریت، مشاوره و رشد فردی در این کتاب بررسی شده و خواننده درمییابد که چرا نظریات او هنوز هم در فهم انگیزش انسان و مسیر رشد روانی، الهامبخش و تأثیرگذارند.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
نویسنده در کتاب «آبراهام مزلو» با رویکردی معرفیمحور اما تحلیلی، تلاش میکند تصویری روشن و منسجم از شخصیت فکری و نظریههای این روانشناس بسازد و او را نه فقط بهعنوان یک نظریهپرداز، بلکه بهمثابه متفکری دغدغهمند نسبت به رشد و معنای زندگی انسان نشان دهد. محمدمهدی شریعت باقری با زبانی قابل فهم، مفاهیم بنیادین روانشناسی انسانگرا را در این کتاب توضیح داده، بهطوری که کتاب هم برای مخاطبان عمومی علاقهمند به روانشناسی و هم برای دانشجویان، اثری قابل استفاده و راهگشاست. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- زبان روان و آموزشی: مفاهیم پیچیدهٔ روانشناسی انسانگرا و نظریات مزلو به شکلی شفاف و قابل فهم در این کتاب توضیح داده شدهاند، بدون آنکه دقت علمی قربانی سادگی شود.
- ترکیب زندگینامه و نظریه: این کتاب تنها به معرفی نظریههای مزلو محدود نشده، بلکه پیوند میان تجربههای زندگی مزلو و شکلگیری اندیشههای او را بهخوبی نشان میدهد.
- تمرکز بر مفاهیم کلیدی: سلسلهمراتب نیازها و خودشکوفایی بهعنوان هستهٔ اندیشهٔ مزلو با تأکید و شرح کافی بررسی شدهاند.
- نگاه تحلیلی و انتقادی: نویسنده دیدگاه مزلو را در نسبت با مکاتب دیگر روانشناسی، بهویژه رفتارگرایی و روانکاوی، قرار میدهد و تمایزهای آن را روشن میسازد.
- کاربردپذیری مفاهیم: نویسنده در کتاب «آبراهام مزلو» نشان میدهد که نظریات مزلو چگونه در حوزههایی مانند آموزش، مدیریت و رشد فردی قابل استفاده و الهامبخش هستند.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای کسانی مناسب است که میخواهند با اندیشهها و جایگاه آبراهام مزلو بهعنوان یکی از چهرههای محوری روانشناسی انسانگرا آشنا شوند، بیآنکه نیاز به پیشزمینهٔ تخصصی عمیق داشته باشند. دانشجویان روانشناسی و علوم تربیتی، علاقهمندان به مباحث رشد فردی و خودشناسی، معلمان و مدیرانی که به انگیزش و توانمندسازی انسان توجه دارند، و همچنین خوانندگانی که به دنبال درک انسانیتر از روان انسان هستند، میتوانند از این کتاب بهعنوان یک متن مقدماتی، روشن و قابل اعتماد بهره ببرند.
چرا کتاب «آبراهام مزلو» را بخوانیم؟
- چون که دیدگاهی انسانیتر به روان انسان را از نظر مزلو نشان میدهد: این کتاب به شما کمک میکند از نگاه آسیبمحور فاصله بگیرید و انسان را بهعنوان موجودی در حال رشد، خلاق و معناجو ببینید. با توضیح مبانی روانشناسی انسانگرا، نویسنده نشان میدهد که تمرکز مزلو بر توانمندیها و استعدادهای بالقوه، چگونه میتواند درک ما از خود و دیگران را دگرگون کند و نگاه امیدوارانهتری به زندگی روانی انسان بدهد.
- چون که نظریهٔ سلسلهمراتب نیازها را عمیقتر از کلیشههای رایج توضیح میدهد: برخلاف سایر برداشتهای سطحی و نموداری که معمولاً از هرم نیازهای مزلو ارائه میشود، این کتاب لایههای مفهومی و فلسفی این نظریه را روشن میکند. بدین ترتیب خواننده متوجه خواهد شد که نیازهای مازلو مراحلی ساده و خطی نیستند، بلکه شبکهای پویا از انگیزهها هستند که بر رفتار، انتخابها و احساس معنا در زندگی فرد اثر میگذارند.
- چون که پیوند میان زندگی شخصی و اندیشههای مزلو را روشن میسازد: نویسنده در کتاب «آبراهام مزلو» نشان میدهد که نظریههای مزلو در خلأ شکل نگرفتهاند، بلکه ریشه در تجربههای زیسته، دغدغههای فکری و مواجهههای علمی او دارند. این پیوند باعث میشود نظریههای مزلو برای خواننده زندهتر، ملموستر و قابل درکتر شوند و مزلو را یک متفکر انسانی بدانند.
- چون که کاربرد عملی اندیشههای مزلو را در زندگی و حرفه میسر میسازد: نویسنده با اشاره به حوزههایی مانند آموزش، مدیریت، مشاوره و رشد فردی، توضیح میدهد که چگونه مفاهیم مزلو میتوانند در عمل به کار گرفته شوند. این ویژگی کتاب را از یک متن صرفاً نظری فراتر میبرد و آن را به منبعی الهامبخش برای بهبود روابط، انگیزش فردی و تصمیمگیریهای انسانی تبدیل میکند.
کتاب «آبراهام مزلو» را بخوانید، چون به شکلی منسجم و قابل فهم، یکی از تأثیرگذارترین نظریههای روانشناسی قرن بیستم را در بستر زندگی و اندیشههای خالق آن توضیح میدهد و به خواننده کمک میکند نگاه عمیقتری به انگیزش، رشد و معنای زندگی انسان پیدا کند. این کتاب به راحتی تبدیل به پلی میان نظریهٔ علمی و تجربهٔ زیسته شده و نشان میدهد چرا اندیشههای مزلو هنوز هم برای انسان معاصر کاربردی و الهامبخشاند.
دربارهٔ نویسنده
محمدمهدی شریعت باقری نویسنده و پژوهشگر ایرانی در حوزهٔ علوم انسانی، بهویژه روانشناسی و اندیشههای نظری معاصر است. او در آثار خود تمرکز ویژهای بر معرفی و تبیین اندیشههای متفکران اثرگذار غربی برای مخاطب فارسیزبان دارد و تلاش میکند مفاهیم نظری را با زبانی روشن، آموزشی و قابل فهم در آثارش توضیح دهد. رویکرد شریعت باقری معمولاً تلفیقی از گزارش زندگی فکری متفکران، شرح منظم نظریهها و اشاره به کاربردهای عملی آنهاست؛ ویژگیای که آثار او را برای دانشجویان، علاقهمندان روانشناسی و خوانندگان عمومی به متونی قابل اعتماد و راهگشا تبدیل کرده است.
سخن پایانی
در کتاب «آبراهام مزلو» نویسنده نهتنها زندگی و نظریههای این روانشناس برجسته را توضیح داده، بلکه تلاشی آگاهانه برای بازخوانی نگاه انسانگرایانهٔ او به روان انسان دارد. این کتاب مزلو را در بستر زمانه و اندیشههایش قرار میدهد و نشان میدهد چرا نظریههای او همچنان زنده، الهامبخش و قابل گفتوگو هستند. خواننده در پایان کتاب، نهتنها با مفاهیم اصلی و نظریههای مزلو آشنا میشود، بلکه به درکی عمیقتر از پرسش «انسان چگونه رشد میکند؟» دست مییابد.
از سوی دیگر، ارزش کتاب در این است که میان نظریه و تجربه پلی قابل اعتماد میسازد. نویسنده با پرهیز از زبان پیچیده و دانشگاهیِ سنگین، مفاهیم را به گونهای بیان میکند که برای ذهن خوانندهٔ معاصر قابل لمس باشند. همین ویژگی باعث میشود کتاب «آبراهام مزلو» هم برای مطالعهٔ فردی و خودشناسی و هم برای استفادهٔ آموزشی و آکادمیک مفید باشد، بدون آنکه یکی فدای دیگری شود.
در نهایت، این اثر خواننده را به تأملی آرام اما عمیق دعوت میکند؛ تأملی در نیازها، معنا، و امکان خودشکوفایی در جهانی که اغلب انسان را به کارکرد و بازدهی تقلیل میدهد. کتاب «آبراهام مزلو» یادآور این نکته است که روانشناسی میتواند نه فقط علمِ توضیح رفتار، بلکه زبانی برای فهم کرامت، رشد و ظرفیتهای نهفتهٔ انسان باشد؛ و همین پیام، آن را به اثری ماندگار و خواندنی تبدیل میکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
وی در همانجا کورت گلداشتاین را ملاقات کرد (گلداشتاین ایدهٔ «خودشکوفایی» را به مزلو معرفی کرد) و کارهای تئوری خود را هم آغاز نمود و نیز همان جا بود که مزلو مبارزهٔ خود را برای روانشناسی انسانگرا آغاز کرد، چیزی که در نهایت برای او خیلی مهمتر از تئوریهای خودش شد. چنانچه گفته شد مزلو در سال ۱۹۳۴ دکترای خود را از دانشگاه ویسکانسین گرفت و به نیویورک برگشت. ابتدا برای دستیاری فوق دکترا تحتنظارت ادوارد ثورندایک در دانشگاه کلمبیا و بعداً برای تدریس در کالج بروکلین اقدام کرد که تا سال ۱۹۵۱ آنجا ماند. مزلو چند آزمون هوش و استعداد علمی داد و از آنها نمره هوشبهر ۱۹۵ گرفت که ثرندایک آن را دامنه نبوغ توصیف کرد. ابتدا مزلو شگفتزده شد، ولی طولی نکشید که این کشف را پذیرفت و ازآنپس، آن را نوعی پیروزی دانست. تدریس در نیویورک در اواخر دهه ۱۹۳۰ و اوایل دهه ۱۹۴۰، به مزلو امکان داد تا با روشنفکران مهاجری همچون اریک فروم، کارن هورنای و آلفرد آدلر که از آلمان نازی گریخته بود، آشنا شود. «برتا مزلو» به یاد میآورد که مزلو «همیشه از آدلر صحبت میکرد و عمیقاً از نظریههای او به وجد میآمد» (هافمن، ۱۹۸۸).