میلان کوندرا از پرطرفدارترین نویسندگان جهان است؛ اما در عین حال، او یک غایبِ خودخواسته نیز بود، تا سال 2023، که در پاریس درگذشت. با خودداری پیوستهاش از هرگونه حضور عمومی، به نویسندهای شبحگون بدل شده است. کتاب «در جستوجوی میلان کوندرا» (À la recherche de Milan Kundera) اثر آریان شمن (Ariane Chemin) نویسنده و روزنامهنگار فرانسوی است که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. نویسنده در جستوجوی رد پای کوندرا، سفری از شرق به غرب، از پراگ تا رِن، را آغاز میکند؛ در زمان به عقب بازمیگردد، با ناشران و فیلمسازان نامدار، آهنگسازان و پیانیستهای به قتلرسیده، مخالفان سیاسیِ کهنسال و جاسوسانِ توبهکار دیدار میکند، و در این میان شعر آپولینر را میشنود، همیشه در پی میلان کوندرا. او زندگی را در اثر و اثر را در زندگیِ رماننویسی میخواند که میان دو میهن از هم گسیخته بود.
دربارهٔ کتاب
«در جستوجوی میلان کوندرا» اثری جستوجوگرانه، نیمهروایی و ژورنالیستی است. این کتاب نوعی پژوهش-روایت دربارۀ زندگی نویسندۀ بزرگ چک، میلان کوندرا است؛ نویسندهای که در سالهایی طولانی از حیات انزوا را انتخاب کرد، به تماسهای تلفنی پاسخ نداد، مصاحبه نکرد و از گفتوگو امتناع میورزید. میلان کوندرا برای خوانندگان به شبح تبدیل شد. از خانه بیرون میرفت، اما همه بیصدا و بیجرئت از کنارش میگذشتند، درست مثل بکت، چند دهه قبلتر. میلان کوندرا، سیوهفت سال از دیدهها پنهان شد و همین ارزشش را بالاتر برد.
او با کتابهایش سخن میگفت، در کتابهایش زنده خواهد ماند. کوندرا هفده رمان نوشت و آثارش به بیش از پنجاه زبان در جهان ترجمه شدند. هر قدر آثارش سروصدا در جهانِ ادبیات به پا کردند، نویسنده بیشتر در سکوت خود فرورفت. او دست جلوی لنز دوربینها گرفت و تصویری ماندگار از خود ساخت؛ او در برابر شهوت شهرت و تشنگی مخاطب برای بیشتر دانستن قیام کرد. میلان کوندرا در غیبتش هم درس زندگی داد.
آریان شمن در قامت یک مأمور مخفی در کتاب «در جستوجوی میلان کوندرا» قدم به سرزمین سکوت این نویسنده گذاشت؛ گرچه هرگز با او همکلام نشد. این فقط وِرا، همسر کوندرا، بود که به پرسشهای شمن پاسخهای موجز و مختصر داد. آریان شمن شصتودوساله در این کتاب کوچک و شگفتانگیزش برای یافتن سرنخی از میلان کوندرا قدم به هزارتویی میگذارد که او را به جمهوری چک، سرزمین مادری کوندرا، میکشاند.
نکتهٔ قابل توجه این است که کوندرا از زمان تبعید خودخواسته به فرانسه به اصرار به زبان فرانسوی مینوشت. بسیاری از منتقدان ادبی قرن بیستم کوندرا را باعث جانِ گرفتن دوبارۀ رمانِ فرانسوی میدانند؛ این مرد چکِ ساکت پلی از سرزمین و زبان مادری خود به فرانسه و فرانسوی و پس از آن، به جهان زد.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«در جستوجوی میلان کوندرا» پژوهشی ادبی و ترکیبی است که زندگینامه، گزارش و کاوش شخصی را در هم میآمیزد و داستان زندگیِ یکی از مرموزترین نویسندگان قرن بیستم، میلان کوندرا، را دنبال میکند. در حالی که کوندرا در سطح جهانی به خاطر رمانهایش مورد تحسین قرار گرفته، دهههاست که عمداً از انظار عمومی کنار کشیده و به چهرهای غایب اما همهجا حاضر تبدیل شده است. شمن از شیفتگی چندین دههای خودش نسبت به کوندرا، به عنوان ستون فقرات روایت استفاده میکند، در سراسر اروپا سفر میکند، با نزدیکان او ملاقات میکند و بینشهای تاریخی، ادبی و شخصی را در تصویری میبافد که هم مرد و هم اسرار پیرامون زندگی، تبعید و رابطهاش با زبان و هویت را آشکار میکند. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- فرم ترکیبی بین روزنامهنگاری و تحقیق ادبی: این یک زندگینامه نیست، بلکه مانند یک تحقیق روزنامهنگاری با یک قوس روایی است که تقریباً رمانگونه به نظر میرسد و جستجوی شخصی شمن را در مرکز داستان در جستجوی حضور گریزان کوندرا قرار میدهد.
- روشن ساختن تصویر یک چهره ادبی مرموز: شمن به جای ردیابی حقایق شناختهشده، بر کنارهگیری خودخواسته کوندرا از زندگی عمومی تمرکز میکند؛ روشی که او برای دههها از مصاحبهها و حضور در انظار عمومی امتناع ورزید و زندگی خود را به رازی برای کشف تبدیل کرد.
- کاوش زندگی از طریق سفر و خاطره: سفر شمن خوانندگان را از پراگ به رن میبرد. در حالی که او ردپای کوندرا را دنبال میکند؛ شاهد تغییرات جغرافیایی خواهید بود که منعکسکننده تمرکز بر تبعید، هویت و ترجمه است.
- مصاحبه با اطرافیان کوندرا و مطالب بایگانی: روایت با ملاقاتهایی با همسر کوندرا، ورا، ناشران، فیلمسازان، مخالفان و دیگران که نویسنده را میشناختند، و همچنین تحقیقات بایگانی و زمینه تاریخی دراماتیک که کوندرا را در آشفتگی فرهنگی و سیاسی اروپای قرن بیستم قرار میدهد، نوشته شده است.
- تأملی بر رابطه بین زندگی و کار: شمن فقط حقایق را بازگو نمیکند؛ او تفسیر میکند که چگونه تجربیات شخصی کوندرا مانند تبعید، نظارت، ترس از دخالت دیگران، سبک ادبی او، تمرکزش بر حافظه و هویت، و رابطه پیچیدهاش با زبان و ترجمه را شکل داده است.
بازخوردها به کتاب «در جستوجوی میلان کوندرا»
- منتقدان و خوانندگان عموماً مهارت شمن به عنوان یک روزنامهنگار و جذابیت جستجوی او را تصدیق میکنند، اما بسیاری نیز خاطرنشان میکنند که خود کوندرا همچنان مرموز است و این کتاب، اگرچه از نظر جزئیات غنی است، اما گاهی اوقات بیشتر شبیه یک تحقیق دقیق است.
- منتقدان، پشتکار شمن را در ردیابی زندگی کوندرا از طریق بایگانیها، مصاحبه با اطرافیانش (به ویژه همسرش ورا) و سفر به مکانهای مرتبط با تاریخ او ستودهاند. بسیاری، تعقیب کارآگاهگونه نویسندهای که عمداً از انظار عمومی ناپدید شده بود را جذاب دانستند.
- برخی از مفسران، از جمله چهرههای برجستهای که در نسخههای مختلف کتاب از آنها نقل قول شده است، روایت را به عنوان اثری هوشمندانه و جذاب که روزنامهنگاری را با حساسیت ادبی در هم میآمیزد، برجسته میکنند. نویسندگان فرانسوی مانند برنارد پیووت (Bernard Pivot) نظرات مثبتی ارائه دادند.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
خوانندگان و علاقهمندان به آثار میلان کوندرا از مطالعهٔ این کتاب بسیار لذت خواهند بُرد. روزنامهنگاران، زندگینامهنویسان و منتقدانی که به چگونگی بازسازی یک زندگی از تکههای آن علاقهمندند، رویکرد تحقیقی آریان شمن را تحسین خواهند کرد. این کتاب همچنین برای علاقهمندان به تاریخ روشنفکری اروپا، مخالفان سابق یا خوانندگانی که در دوران جنگ سرد شکل گرفتهاند، و هر کسی که مجذوب تبعید، تغییر هویت و تنش بین شهرت عمومی و خودِ خصوصی است، جذاب خواهد بود.
چرا کتاب «در جستوجوی میلان کوندرا» را بخوانیم؟
- چون این کتاب به بررسی راز نویسندهای میپردازد که سکوت را انتخاب کرد: کوندرا عمداً برای دههها از حوزه عمومی کنارهگیری کرد، از مصاحبهها امتناع ورزید و دسترسی دیگران به زندگینامهاش را محدود کرد. اما این کتاب تفسیری بر سکوت کوندرا است. شمن غیبت را به موضوع تحقیق تبدیل میکند و به این سؤالات پاسخ میدهد که چرا یک رماننویس شناخته شده جهانی در برابر دیده شدن مقاومت میکند؟ این چه چیزی در مورد نویسندگی، کنترل و میراث به ما میگوید؟ خواندن این کتاب شما را به تأمل در مورد پویایی قدرت بین نویسندگان و کسانی که به دنبال تفسیر آنها هستند دعوت میکند.
- چون نشان میدهد که چگونه زندگینامه میتواند به یک تحقیق تبدیل شود: شمن به جای ارائه یک داستان زندگی خطی، روایتی را از طریق سفر، بایگانی، گفتگوها و بازسازی تاریخی میسازد. شما شاهد هستید که چگونه یک روزنامهنگار قطعات را کنار هم میگذارد، حافظه را با تاریخ مستند مقایسه میکند و تناقضات را کنار میگذارد. این رویکرد، باعث شده که کتاب یک مطالعه موردی جذاب شود، و نشان میدهد که چگونه میتوان به یک زندگی در زمانی که دسترسی مستقیم ممنوع است، نزدیک شد.
- چون درک شما را از تبعید و هویت عمیقتر میکند: مسیر کوندرا تجسم تحولات پیچیده هویت تحت فشار سیاسی و بازآفرینی داوطلبانه است. شمن تکامل شخصی خود را در تحولات فکری و سیاسی گستردهتر اروپای قرن بیستم قرار میدهد. از طریق این لنز، شما به این بینش دست مییابید که چگونه تبعید، صدای هنری را شکل میدهد، چگونه زبان به یک انتخاب استراتژیک تبدیل میشود و چگونه تعلق فرهنگی میتواند هم رد شود و هم بازیابی شود.
- چون رابطه بین زندگی و ادبیات را مورد بررسی قرار میدهد: یکی از جذابترین جنبههای کتاب، تأمل در مورد این است که آیا زندگی شخصی یک نویسنده باید داستان او را روشن کند، یا از آن جدا بماند. کوندرا به شدت در برابر خوانشهای بیوگرافی از رمانهایش مقاومت میکرد. شمن این مقاومت را نادیده نمیگیرد؛ او آن را بررسی میکند. با انجام این کار، کتاب به تأملی در مورد خود نقد ادبی تبدیل میشود: چقدر باید درباره یک نویسنده بدانیم؟ چه زمانی تفسیر به مزاحمت تبدیل میشود؟ خواندن این کتاب شما را با جنبههای دیگری از خالقان ادبی آشنا خواهد کرد.
کتاب «در جستوجوی میلان کوندرا» را بخوانید زیرا یک زندگینامه متعارف از میلان کوندرا نیست، بلکه یک بررسی ادبی متفکرانه در مورد غیبت، سکوت، تبعید و خود نویسندگی است. شمن به جای تظاهر به حل کردن خواستهها و ماجرای کوندرا، بررسی میکند که دنبال کردن نویسندهای که از مصاحبهها امتناع ورزید، تبلیغات را رد کرد و میراث خود را با دقت گردآوری کرد، به چه معناست. نتیجه، روایتی لایه لایه و هوشمندانه است که تنش بین زندگی و کار، اسطوره و گوشهنشینی خصوصی و اخلاق نوشتن درباره کسی را که نمیخواهد دربارهاش نوشته شود، بررسی میکند. در مجموع، این عناصر، کتاب را به چیزی بیش از تصویری از یک رماننویس مشهور تبدیل میکنند؛ این کتاب به تأملی در باب نامرئی بودن، حافظه، نویسندگی و اخلاقِ جستجوی ادبی تبدیل میشود.
دربارهٔ نویسنده
آریان شمن روزنامهنگار و نویسندهٔ فرانسوی است که در سال ۱۹۶۲ به دنیا آمد. او فارغالتحصیل رشتهٔ علوم انسانی و فارغالتحصیل دانشکدهٔ علوم سیاسی است. در سال ۲۰۱۱ آریان شمن به روزنامهٔ لوموند (Le Monde) پیوست و بهخاطر سابقهٔ طولانیاش برای کار در این روزنامه شناخته میشود. میشل ولبک به دلیل یکی از مقالات شمن که در روزنامه چاپ شده بود، از لوموند شکایت کرد، اما در این شکایت شکست خورد و مجبور شد ۴۰۰۰ یورو به روزنامه بپردازد. شمن پیش از روی آوردن به روزنامهنگار تاریخ خواند و یکی از خبرنگارها و نویسندگان برجستهٔ لوموند است که در بخشهای مختلفی از جمله سیاست و فرهنگ کار کرده و بهخاطر گزارشهای عمیق و مقالات تحقیقیاش مورد توجه قرار گرفت. تاکنون چندین کتاب از شمن منتشر شده است که در اغلب آنها به بررسی چهرههای سیاسی، شخصیتهای فرهنگی و جامعهٔ معاصر فرانسه میپردازد.
سخن پایانی
«در جستوجوی میلان کوندرا» بیشتر شبیه مواجهه با یک مرز است؛ مرزی که یک نویسندهٔ بسیار مشهور به دلایل شخصی دور خود کشیده بود. شمن میلان کوندرا را دوباره برای خواننده تعریف نمیکند، درعوض محدودیتهای این نویسنده را دور زده و به سکوتهایی که او ایجاد کرده و فاصلهای که بر آن اصرار داشته، معنا بخشیده است. بنابراین شمن در این کتاب به دنبال افشاگری یا برملا کردن رازهای کوندرا نیست، بلکه از ما میخواهید با نویسندهای آشنا شویم که قصد داشت کنترل روایت زندگی خود را به دست بگیرد.
آنچه پس از صفحه آخر باقی میماند، یک تصویر قطعی نیست، بلکه تأملی در مورد خود نویسندگی است. شمن با ظرافت میپرسد که آیا ادبیات و هنر نوشتن ربطی به زندگی نویسنده و آشنایی با آن دارد یا اینکه اثر میتواند مستقل و جدا از احتمالات زندگی سازندهاش، پابرجا بماند. این کتاب با دنبال کردن تبعید کوندرا، بازآفرینی زبانی و امتناع از تبلیغات، شکنندگی هویت در دنیای مدرن را منعکس میکند. شمن در کتاب «در جستوجوی میلان کوندرا» نشان میدهد که ناپدید شدن میتواند نوعی مقاومت باشد و سکوت، به طور متناقضی، میتواند در مورد اضطرابهای شهرت، سیاست و حافظه تاریخی بسیار صحبت کند.
در انتها شمن به ما نشان میدهد که چطور جستوجویش برای یافتن میلان کوندرا و کشف زندگی او، باعث میشود که خودش را نیز پیدا کند. سفر شمن نشان میدهد که چقدر ما میل به دانستن داریم و چقدر ممکن است این دانستن در زندگی ما تأثیرگذار باشد. شاید صادقانهترین نتیجهای که بتوان از این کتاب گرفت این باشد که گاهی باید تنها از هنر لذت ببریم و بدانیم هر زندگی تسلیم تحقیق نمیشود و هر غیابی نیاز به پر شدن ندارد. گاهی اوقات، فضایی که ناگفته میماند، جایی است که ادبیات آزادانهتر نفس میکشد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
کوندرا نویسندهای دورهگرد است. او میتواند در هر حالتی کار کند: سرپا، نشسته، در یک باغ یا روی یک میز، در خانهٔ خودش یا دیگران، با یک لیوان نوشیدنی مشهور زاگرب در دست. تنها بلهوسی او جزیرهها هستند. تا آنجا که من فهمیدهام، ظاهراً زمانی این زن و شهر به این فکر افتاده بودند که به ایسلند کوچ کنند تا زندگی ناشناستری در پیش بگیرد ـ این روزها کوندرا معتقد است که سروکلهٔ گردشگران دیگر بیشازحد آنجا پیدا میشود. شبنشینیها و شعرهای باشکوه دکلمهشده در سامپیرو، میخانهای لب جاده، چنان به آنها مزه کرده بود که پس از گشتی در روستایی ملیگرا واقع در جنگلی از درختان شاهبلوط به دلشان افتاده بود در کُرس از نظرها محو شوند. در خانواده کوندرا، همیشه موسیقی، هنر یا شعر جایگاه خود را دارد. مالک هتل ماکی برایم تعریف میکند که «آنها اتاق شمارهٔ ۱۰ میگرفتند، پرتترین اتاقی که به ساحل دسترسی مستقیم دارد. چند هفته میماندند، و به گمانم حتی اینجا یک کتاب نوشته باشد. از آن زمان، ما به این اتاق میگوییم سوئیت کوندرا.»