%10


گرادیوا
0٫0
(0)
0 نظر
نویسنده:
مترجم:
قیمت:
261٬000 تومان
290٬000
دفعات مشاهده کتاب
328
علاقهمندان به این کتاب
1
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات مروارید منتشر کرد:
گرادیوا رؤیا ـ داستانی است به قلم ویلهلم هرمان یِنسِن (۱۹۱۱-۱۸۳۷)، نویسنده و شاعر ایرانی. دربارۀ ویژگی اصلی این رؤیا ـ داستان گفتهاند که هیچ رؤیای یکپارچهای تا این حد، منطبق با ماهیت ویژۀ رؤیاها نبوده است. از اینرو زیگموند فروید (۱۹۳۹-۱۸۵۶) بهتفصیل به تحلیل آن پرداخته است. گرادیوا حکایت باستانشناس جوانی است مبتلا به اختلال ذهنی و روند درمان او. ارزش ادبی این رمان کوتاه، گذشته از اعتبار تاریخی و پیشگامانهاش در آغاز قرن بیستم میلادی، عرصهای جدید پیش روی داستان عاشقانه میگشاید. متن داستان نویسندۀ آلمانی همراه با تحلیل روانپزشک اتریشی در کتاب حاضر در دسترس قرار گرفته است.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786223242755
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
174 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
162 گرم
سال انتشار
1404
کتاب «گرادیوا» (Gradiva) رمانی متفاوت و خواندنی اثر ویلهم ینسن (Wilhelm Jensen) نویسنده و شاعر آلمانی است که اولینبار در سال ۱۹۰۲ به صورت بخشبخش در رونامهٔ وین منتشر شد. این رمان با الهام از یک نقش برجستهٔ رومی نوشته شده و مبنای مطالعهٔ معروف زیگموند فرود در سال ۱۹۰۷ با عنوان «توهم و رویا در گرادیوای ینسن» (Delusion and Dream in Jensen's Gradiva) قرار گرفت. این مطالعهٔ روانکاوانه باعث شهرت این رمان و تصویر فانتزی ینسن براساس نقش برجستهٔ رومی شد و سپس به موضوعی برجسته در هنر سورئالیستی تبدیل شد.
دربارهٔ کتاب
داستان «گرادیوا» دربارهٔ یک باستانشناس به نام نوربرت هانولد است که شیفتهٔ نقش برجستهٔ زنی شده که در موزهای در رُم دیده است. او نام این مجسمه را گرادیوا میگذارد که در زبان لاتین به معنای زنیست که قدم میزند. پس از بازگشت به آلمان، او موفق میشود از این نقش برجسته یک قالب گچی تهیه کند و آن را به دیوار اتاق کارش آویزان کرده و هر روز به آن فکر میکند. او کمکم احساس میکند که رفتار آرام و ساکتش به روم شلوغ و جهانشهری تعلق ندارد، بلکه به شهری کوچکتر تعلق دارد.
تا این که روزی تصویری از دختر نقشبرجسته را در ذهنش میبیند که روی سنگفرشهای عجیبوغریبی در خیابانهای پمپئی راه میرود. کمی بعد، هانولد خواب میبیند که به گذشته رفته تا این دختر که طرز راه رفتن غیرمعمولش او را جذب کرده، ملاقات کند. او دختر را در حال قدمزدن در خیابانهای پمپئی میبیند، درحالیکه خاکسترهای داغ آتشفشان در سال ۷۹ میلادی تمام شهر را فراگرفته است.
این رویای خیالی هانولد را به سفری واقعی و روم، ناپل و در نهایت پمپئی میکشاند و متقاعد شده که ممکن است با روح «گرادیوا» در میان این خیابانهای باستانی روبهرو شود. در آنجا او با زنی روبهرو میشود که انگار تجسم زندهٔ گرادیوا است و مشخص نیست که اینها تنها در خیالات هانولد است یا تمام این اتفاقات در واقعیت رخ میدهند.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«گرادیوا» رمانی منحصربهفرد و خاطرهانگیز است که باستانشناسی، وسواس، عشق، رویا و واقعیت را با هم ترکیب میکند. در قلب این رمان نوربرت قرار دارد، باستانشناسی که دلبستگیاش به نقش برجستهای به نام گرادیوا، او را به سمت تجربیات رویایی زنده و کاوشی در کشور روم و شهر پمپئی میکشاند. تعامل با فضایی از جنس خیال و واقعیت یکی از دستاوردهای این رمان است، همراه با فضایی کلاسیک و غنی، که آن را به سنگ بنای تفسیر روانکاوانهٔ فروید تبدیل کرد. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- ترکیبی از خیال و واقعیت: رمان سفری رؤیاگونه را روایت میکند که در آن مرز بین توهم و تجربه زیسته متخلخل است و خوانندگان را به یک کاوش روانشناختی و متافیزیکی دعوت میکند.
- داستانی کلاسیک و متفاوت: ینسن از محیطهای روم باستان و ویرانههای پمپئی نه فقط به عنوان پسزمینه، بلکه به عنوان مناظر نمادین استفاده میکند و حافظه تاریخی، فقدان و میل را به سمت زندگی شخصیت اصلی میکشاند.
- ایدهآلسازی و فرافکنی: شخصیت اصلی گرادیوا، تجسم این است که چگونه اشتیاق شخصی و ادراک هنری میتواند یک تصویر بیجان را به عشق تبدیل کنند.
- کاوش در وسواس و میل: تمرکز هانولد بر نقش برجسته، لایههایی از احساسات متعالی را آشکار میکند و احساسات سرکوبشده را با کنجکاوی هنری و فکری مرتبط میسازد.
- تأثیر تاریخی و انتقادی: تفسیر فروید، این رمان کوتاه را به متنی کلیدی در ادبیات اولیه روانکاوی ارتقا داد و نشان داد که چگونه میتوان ادبیات فانتزی را با مفاهیم بالینی تفسیر کرد.
- تأثیر فرهنگی و هنری: شخصیت گرادیوا بر هنرمندان سورئالیست تأثیر گذاشت که او را به عنوان یک نماد اسطورهای مدرن میشناسند که میل، هنر و ناخودآگاه را به هم پیوند میدهد.
اقتباسها از رمان «گرادیوا»
در سال ۱۹۷۰، بازیگر و فیلمساز ایتالیایی، جورجیو آلبرتازی (Giorgio Albertazzi)، فیلمی با عنوان گرادیوا، بر اساس رمان ینسن و با بازی لورا آنتونلی در نقش گرادیوا، ساخت. آلبرتازی بیشتر به خاطر ایفای نقش شخصیت اصلی مرد در فیلم «سال گذشته در مارینباد» نوشته آلن روب-گریه شناخته میشود، که خود در سال ۲۰۰۲ فیلمی بر اساس رمان ینسن را کارگردانی کرد.
در سال ۲۰۰۶، آلن روب-گریه، نویسنده و فیلمساز فرانسوی، فیلمی با عنوان «گرادیوا کیست که تو را میخواند» (C'est Gradiva Qui Vous Appelle) ساخت که تقریباً بر اساس رمان بود، هرچند که با زمانهای جدیدتر بهروزرسانی شده بود. داستان این اقتباس با یک مورخ هنر انگلیسی آغاز میشود که در مراکش در مورد نقاشیها و طراحیهایی که هنرمند فرانسوی، اوژن دلاکروا (۱۷۹۸-۱۸۶۳)، بیش از یک قرن قبل، خلق کرده بود، تحقیق میکند.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب مناسب خوانندگانی است که از مطالعهٔ رمانها و داستانهای ادبی با محوریت روانشناسی لذت میبرند. همچنین این رمان به ویژه مناسب کسانی است که آثار زیگموند فروید، کارل یونگ یا توماس مان را میپسندند، همچنین هنرمندان، نویسندگان و متفکرانی که مجذوب کسب اطلاعات بیشتر دربارهٔ میل، حافظه و تخیل هستند. کسانی که به محیطهای کلاسیک مثل روم باستان یا پمپئی و مسائل باستانشناسی علاقه دارند، این رمان کوتاه را بسیار تحسین خواهند کرد و کاملاً مجذوب آن خواهند شد.
چرا رمان «گرادیوا» را بخوانیم؟
- چون کاوشی نادر در وسواس فکری است: ینسن دلبستگی نوربرت هانولد به گرادیوا را به شیوهای آرام و تقریباً بالینی به تصویر میکشد، که باعث میشود این وسواس قانعکنندهتر به نظر برسد. این رمان به جای دراماتیزه کردن آشفتگی عاطفی، به خواننده اجازه میدهد تا در جریان آهسته و درونی ذهنی که توسط یک تصویر تسخیر شده است، ساکن شود. این خویشتنداری داستان را به سمت یک رئالیسم روانشناختی مدرن میکشاند، جایی که دلبستگی به طور طبیعی از طریق کنجکاوی و سرکوب عاطفی برمیخیزد.
- چون نشان میدهد که چگونه هنر میتواند از نظر روانشناختی زنده شود: گرادیوا با قدرت نشان میدهد که چگونه یک اثر هنری میتواند از شکل فیزیکی خود فراتر رود و زندگی عاطفی و نمادین به خود بگیرد. نقش برجسته صرفاً یک موضوع مطالعه نیست؛ بلکه به یک حضور زنده تبدیل میشود که توسط دنیای درونی شخصیت اصلی شکل میگیرد. از طریق این فرآیند، ینسن بررسی میکند که چگونه تخیل شکافهای باقی مانده از حافظه و میل را پر میکند و نشان میدهد که چگونه انسانها به روشهایی که هم خلاقانه و هم خطرناک به نظر میرسند، به هنر معنا میبخشند.
- چون درک شما از رویاها را تغییر میدهد: رویاها در «گرادیوا» استعاری نیستند؛ آنها به طور فعال طرح داستان و اعمال شخصیت اصلی را هدایت میکنند.ینسن با رویاها به عنوان رویدادهای روانشناختی معناداری برخورد میکند که آنچه را که عقل آگاهانه سرکوب میکند، آشکار میکند. این رویکرد به رمان اجازه میدهد تا طبق منطق رویا به پیش برود و خوانندگان را با چگونگی شکلگیری انگیزههای ناخودآگاه در تصمیمگیریها، ادراک و حتی هویت آشنا کند.
- چون تأثیری بسیار فراگیر بر روانشناسی داشته است: اگرچه رمان «گرادیوا» کوتاه است، اما تأثیری غیرمعمول و طولانی داشته است و بهویژه بسیار فروید را تحتتأثیر قرار داد. خواندن این رمان کوتاه به شما این امکان را میدهد که با اثری ادبی روبرو شوید که به شکلگیری چگونگی درک متفکران مدرن از رابطه بین داستان، رویاها و ناخودآگاه کمک کرده است. فرم فشرده کتاب، تأثیر آن را متمرکز جلوه میدهد و ایدههایی را برای خوانندگان باقی میگذارد که بسیار فراتر از صفحه آخر باقی میمانند.
کتاب «گرادیوا» را بخوانید چون اثری فریبنده و جذاب است که قلمروی میان عاطفه، خیال و واقعیت را محو میکند. در این رمان ادبیات، روانشناسی و اسطوره بیسروصدا با هم تلاقی میکنند و فرضیهٔ سادهٔ آن، ذهن انسان را با کاوشی ساختاریافته به سمت هنر، وسواس، حافظه و واقعیت میکشاند. این رمان کوتاه به چندین موضوع جذاب اشاره دارد و هم رمانی عاشقانه است و هم میتوان آن را به عنوان مطالعهای موردی در باب مسائل روانشناختی خواند.
دربارهٔ نویسنده
ویلهم ینسن نویسنده و شاعر آلمانی بود که در ۱۸۳۷ به دنیا آمد و در ۱۹۱۱ درگذشت. او در مدارس کلاسیک تحصیل کرد و در دانشگاههای کیل، وورتسبورگ، ینا و برسلاو پزشکی خواند. با اینحال حرفهٔ پزشکی را رها کرد و به نویسندگی روی آورد و پس از چند سال مطالعهٔ خصوصی و انفرادی به مونیخ رفت تا در آنجا با اهل ادب معاشرت کند. در سال ۱۸۷۲ دوباره به کیل بازگشت و از سال ۱۸۷۶ تا ۱۸۸۸ در فرایبورگ زندگی کرد و تا زمان مرگش در مونیخ ماند. او داستاننویسی پُرکار بود و بیش از ۱۵۰ اثر از او منتشر شده است، اما فقط تعداد کمی از آنها محبوبیت یافتند. ینسن اکنون عمدتاً به عنوان نویسنده رمان کوتاه «گرادیوا» به یاد آورده میشود. زیگموند فروید تحلیلی از این اثر را در سال ۱۹۰۷ منتشر کرد.
سخن پایانی
رمان «گرادیوا» داستانی متفاوت است که به آرامی خواننده را به بیداری درونی میکشاند و در ذهن او ماندگار میشود. ینسن در این کتاب نشان میدهد که دگرگونی همیشه قرار نیست تحت شرایط سخت حاصل شود، بلکه حتی میتواند به تدریج از طریق یک رؤیا و فروپاشی یقین گریبان افراد را بگیرد. این رمان به خواننده نشان میدهد که حرکت ذهن و ترکیب آن با رؤیاها، میتواند آنچه در واقعیت کاملاً غیرمنطقی بهنظر میرسد را به واقعیت تبدیل کند و انسان را به سوی تمامیت بکشاند.
در «گرادیوا» مرزهای بین توهم و حقیقت قابل تشخیص نیست؛ هنر به جسم تبدیل میشود، رویاها حرکت را دیکته میکنند و ویرانههای باستانی با معنای شخصی نبض میزنند. ینسن تلویحاً میگوید واقعیت صرفاً آن چیزی نیست که پیش روی ماست، بلکه چیزی است که از نظر روانی آماده دیدن آن هستیم. به این ترتیب، این رمان کوتاه به آرامی نشان میدهد که تخیل فرار از زندگی نیست، بلکه یکی از شکلدهندهترین نیروهای آن است.
این رمان تأملی در مورد شناخت است؛ شناخت میل، حافظه و خودی که مدتها در زیر عقل و عادت دفن شده است. مانند پمپئی که از خاکستر بیرون میآید، شخصیت اصلی داستان «گرادیوا» نیز به مرور خود را پیدا میکند. خواننده کتاب را با این حس به پایان میرساند که فهمیدن، چه فهمیدن هنر و چه فهمیدن خود، درواقع کاوشی بیپایان است و برخی حقایق را تنها میتوان از طریق رویا، اشتیاق و نگاه دقیق به دست آورد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
این ایدهٔ تزلزلناپذیر طوری در ذهنش ریشه دوانده بود که انگار چنین سخنانی را با گوشهای خودش شنیده باشد، درحالیکه به فرضیهٔ دیگری تقریباً ایمان آورده بود. در سفرش به ایتالیا، چند هفتهای را در پُمپئی مشغول غور و بررسی در ویرانهها بود؛ و در آلمان، روزی ناگهان این ایده به سراغش آمد که دختر نقشبرجسته جایی در پمپئی روی سنگچینهای غریبی قدم میزند که از زیر خاک درآمدهاند. این سنگچینها در هوای بارانی امکان میدادند بدون خیس شدن عبور کنی، ولی چرخهای ارابه هم میتوانست از روی آنها بگذرد. بدین ترتیب، نوربرت او را میدید که یک پایش را آنسوی شکاف بین دو سنگ میگذارد، درحالیکه پای دیگر در پی روانه است، و هرچه در بحر این موضوع فرو میرفت، محیط دور و نزدیک گرادیوا در برابر خیال نوربرت همچون واقعیت قد میافراشت. خیال نوربرت به یاری دانش او از عهد عتیق منظرهٔ خیابانی بلند را برایش میساخت در میان خانههایی که بسیاری از آنها معبد و ایوان ستوندار بودند. کاسبیها و حرفهها، دکهها، کارگاهها، میخانههای مختلفی به چشم میآمدند؛ نانواییها نانهایشان را نمایش میدادند؛ کوزههای سفالی روی پیشخوانهای مرمری تمام لوازم مورد نیاز خانه و آشپزخانه را عرضه میکردند؛
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این مترجم














261٬000 تومان
290٬000
%10































