%10


بدرود ارواح (جیبی)
0٫0
(0)
0 نظر
نویسنده:
مترجم:
قیمت:
216٬000 تومان
240٬000
دفعات مشاهده کتاب
312
علاقهمندان به این کتاب
6
میخواهند کتاب را بخوانند.
1
کتاب را پیشنهاد میکنند
1
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات برج منتشر کرد:
آیدا زنی در آستانهی چهلسالگی مدتی باید رُم و رادیو را رها کند و به شهر کوچک زادگاهش برگردد، به خانهی پدری. باید میان خاطرات بگردد و انتخاب کند کدامها را با خودش از مسینا به رم برگرداند.
اما این روبهرو شدن دوباره با گذشته آسان نیست، با خاطرهی پدری که بیستوسه سال پیش یک روز صبح ناپدید شد، پدری که نه وداع کرد و نه حتی مُرد که سنگ قبری داشته باشد. آیدا دوباره به آن دنیای پر از تعلیق پرتاب میشود؛ به رابطهی پیچیده با مادرش، به فاصلهی عمیق با شوهرش، و به این احساس تعلق نداشتن به هیچکس و هیچجا.
او میخواهد از سایهی این ارواح بدرودنگفته، از این طلسم رها شود، آن هم در میان هجوم سایهی سنگین گذشته.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786227280548
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
جیبی
تعداد صفحه
256 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
152 گرم
سال انتشار
1404
کتاب «بدرود، ارواح» (Addio fantasmi) نخستین کتاب ترجمهشده به زبان انگلیسی از نادیا ترانووا (Nadia Terranova) نویسندهٔ ایتالیایی است که در سال ۲۰۱۸ در ایتالیا منتشر شد. این کتاب دربارهٔ ایدا است؛ دختری در دهه ۳۰ زندگی، اهل مسینا در جنوب ایتالیا که سالهاست در رم، پایتخت ایتالیا، مشغول به کار در یک ایستگاه رادیویی است. ایدا توسط مادرش به شهر زادگاهش فراخوانده میشود تا وسایل باقیمانده از کودکیاش را مرتب کند، پیش از آنکه خانه بازسازی و در نهایت فروخته شود. ورود ایدا به مسینا، روایت را به یک مرحله نفسگیر میرساند. این رمان پس از انتشار در ایتالیا و سایر کشورها مورد استقبال مخاطبان و منتقدان قرار گرفته و نشر برج در سال ۱۴۰۴ آن را با ترجمهٔ محیا بیات منتشر کرده است.
دربارهٔ کتاب
«بدرود ارواح» داستانی دربارهٔ آیدا است، زنی ۳۶ ساله که زندگی خود را در رم به همراه همسرش ساخته است، اما زخم عمیقی از یک رویداد آسیبزا از دوران نوجوانیاش را با خود حمل میکند و آن هم ناپدید شدن بیدلیل پدرش، هنگامی است که آیدا تنها ۱۳ سال داشته است. پیش از تحمل دو دهه غمواندوه حل نشده، حالا مادرش او را به زادگاهش مسینا فراخوانده تا در آمادهسازی خانهٔ خانوادگیشان برای فروش به او کمک کند. حالا آیدا که با اشیاء گذشتهاش که هر کدام یادآور چیزی است که از دست داده، احاطه شده، مجبور میشود با خاطرات، سکوت و دردهای ناگفتهای کنار بیاید که هویت او را شکل دادهاند.
او با مرور فضاها و وسایل دوران کودکیاش، سفری درونی و طولانی را آغاز میکند که خاطرات، اشتیاق و ترس از رها شدن را در هم میآمیزد. با پیشروی روایت، آیدا روابط پیچیدهای را با مادرش، همسرش پیترو و یک کارگر جوان به نام نیکوس که داستان غمانگیزش بازتابی از احساس فقدان حل نشده اوست، طی میکند. آیدا از طریق تأمل دروننگرانه و یادآوری خاطرهانگیز لحظات گذشتهاش که برخی لطیف و برخی دیگر رنجآورند، به تدریج با شبح غیبت پدرش روبرو میشود. این فرآیند در اعمال نمادینی به اوج خود میرسد که به او اجازه میدهد واقعیت فقدان را بپذیرد و فراتر از سایه غم زندگی کند و در نهایت پیوندهای روانیای که سالها او را عذاب داده، رها کند.
ترانووا در رمان «بدرود، ارواح» نشان میدهد که سوگواری هیچگاه ساده نیست و شاید سالها طول بکشد که انسان بتواند با غم و فقدان کنار بیاید و اینکه خداحافظی با گذشته هیچ وقت آسان نیست.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«بدرود، ارواح» کاوشی ظریف در حافظه، فقدان و پیامدهای روانی آسیبهای دوران کودکی است. نویسنده در این رمان با تعریف کردن افکار و خاطرات شخصیت اصلی فضایی خلق کرده تا گذشته و حال در کنار هم حضور داشته باشند. نثر ترانووا غنی و دقیق است و شدت آرام غم، اندوه و پویایی پیچیدهٔ روابط خانوادگی را به تصویر میکشد. خواندن این داستان باعث میشود تا با موضوعاتی مانند هویت، آشتی و مبارزه برای کنار گذشتن گذشته روبهرو شوید و به دلیل وجود همین مضامین، این رمان هم عمیقاً احساسی و هم بسیار تأملبرانگیز است. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
• کاوش در حافظه و تروما: رمان عمیقاً به این موضوع میپردازد که چگونه تجربیات گذشته، به ویژه آسیبهای حل نشده دوران کودکی، هویت بزرگسالی را شکل میدهند. سفر آیدا به زادگاهش و رویارویی با فقدان پدرش به خوانندگان این امکان را میدهد تا اثرات ظریف و طولانی مدت غم و اندوه و فقدان را ببینند.
• نثر غنی و احساسی: ترانووا در رمان «بدرود ارواح» جزئیات حسی و چشمانداز درونی شخصیت اصلی داستان را با وضوحی شاعرانه به تصویر میکشد. سبک غنایی، وزن عاطفی داستان را افزایش میدهد و باعث میشود خواننده تنش بین اشتیاق، پشیمانی و نیاز به پایان دادن به رابطه را احساس کند.
• نمایش پویاییهای پیچیده خانوادگی: این رمان روابط بین آیدا، مادرش و همسرش را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه عشق، رنجش و سوءتفاهم در زندگی خانوادگی همزیستی دارند. این پویاییها با ظرافت به تصویر کشیده شدهاند و بر لطافت و اصطکاکی که روابط صمیمانه را تعریف میکنند، تأکید دارند.
• عمق روانشناختی: ترانووا از طریق دروننگری و شخصیتپردازی ظریف، دنیای درونی آیدا را به شیوهای واقعگرایانه و قابل درک به تصویر کشیده است. این رمان بر فرآیند آهسته و اغلب غیرخطی التیام عاطفی تأکید میکند و نشان میدهد که چگونه مواجهه با گذشته هم دردناک و هم برای رشد شخصی ضروری است.
• آشتی با خود و یافتن هویت: این رمان تنها دربارهٔ غم و اندوه و فقدان نیست، بلکه داستانی دربارهٔ آشتی با گذشته و بازیابی احساسات است. رویارویی آیدا با خاطراتش و پایان نمادینی که او به دنبال آن است، بر نیاز جهانی انسان به درک، بخشش و حرکت به جلو تأکید میکند.
افتخارات و جوایز
از زمان انتشار «بدرود ارواح» در سال ۲۰۱۸، این اثر با استقبال چشمگیری از سوی خوانندگان و منتقدان مواجه شده است. برخی از افتخارات و جوایز آن عبارتاند از:
• برنده جایزه پریمیو استرگا در سال 2019
• برنده جایزه ادبی آلاسیو چنتولیبری سال 2019
• کتاب برتر سال ایتالیا در سال 2018 به انتخاب روزنامه کوریره دلاسرا
بازخوردها به کتاب «بدرود با ارواح»
• من عاشق «بدرود با ارواح» شدم، رمانی درجه یک از نادیا ترانووا، که در آن زنی به سیسیل دوران کودکیاش باز میگردد تا با اسرار خانوادگیاش روبرو میشود. ترجمه زیبای رمان توسط ان گلدستاین، مترجم آثار برجسته ایتالیایی انجام شده است و مخاطبی که میخواهد فراتر از فرانته نویسنده کتاب «دوست نابغه من» با ادبیات مدرن ایتالیا آشنا شود، بینظیر است. مجله نیو استیت من (New Statesman)
• رمان دوم ترانووا که نخستین اثر اوست که به انگلیسی منتشر میشود. روایت استادانه درباره پیوندهای خانوادگی و اثرات مخرب تروماهای پردازش نشده بر آموزش احساس یک زن است... داستانی از بازگشت به خانه که هم آشنا و هم به طرز ویرانگری نو است و به اطمینان نادیا ترانووا نویسنده این کتاب را میان مخاطبان جهانی محبوب خواهد کرد. مجله آسیمپتوت (Asymptote (Literary Journal))
• مخاطبانی که از بررسی میراث تروما در آثار فرانته لذت میبرند، در کتاب «بدرود ارواح» اثر نادیا ترانووا روایت مشابهی خواهند یافت، جایی که قهرمان داستان، ایدا، رم را ترک میکند تا به مادرش در مرتب کردن خانه پدری در مسینا، سیسیل کمک کند. این بازگشت به جایی است که پدرش، که به شدت افسرده بود، ناپدید شد و جایی که ایدا ومادرش روزها را پشت سر گذاشتند بدون اینکه بتوانند درد فقدان مرد خانواده را بیان کنند... در این رمان پر از ارواح، هر نام خیابان و هر کلمه فراخوانی برای مردگان است. گاردین (The Guardian)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب مناسب کسانی است به داستانهای ادبی دروننگر علاقه دارند که خاطرات، فقدان و پیچیدگیهای خانواده را بررسی کرده است. این کتاب همچنین برای کسانی جذاب است که از مطالعهٔ داستانهای ادبی عمیق و احساسی لذت میبرند و همچنین کسانی که به داستانهایی با موضوعات رشد شخصی و مواجهه با گذاشته علاقه داشته باشند. افرادی که فقدان را تجربه کردهاند، با احساسات حلنشده دستوپنجه نرم میکنند یا در مورد چگونگی تأثیر حوادث دوران کودکی بر بزرگسالی کنجکاو هستند، از مطالعهٔ این کتاب بسیار لذدت خواهند بُرد.
چرا رمان «بدرود، ارواح» را بخوانیم؟
• چون داستانی جذاب دربارهٔ حافظه و تروما است: ترانووا به این موضوع میپردازد که چگونه تجربیات گذشته، به ویژه آسیبهای حل نشده دوران کودکی، همچنان بر زندگی بزرگسالان تأثیر میگذارند. رویارویی آیدا با ناپدید شدن پدرش، پژواکهای روانشناختی به همراه دارد و درد تمام نشدنی فقدان را به تصویر میکشد و به خوانندگان اجازه میدهد پیچیدگی غم و اندوه را فراتر از سوگواری صرف درک کنند. این تصویرسازی ظریف، کتاب را برای هر کسی که با درد عاطفی طولانی مدت روبرو بوده است، قابل درک میکند.
• چون نثری غنی، داستانی احساسی و برانگیزاننده دارد: سبک نوشتاری نویسنده بسیار زیبا است چون وضوح را با تصاویر شاعرانه ترکیب میکند و مناظر، صداها و احساسات دنیای درونی مسینا و آیدا را به تصویر میکشد. این کیفیت غنایی، خوانندگان را در روایت غرق میکند و تجربهای خواندنی خلق میکند که هم از نظر زیباییشناسی دلپذیر و هم از نظر احساسی طنینانداز است و تأثیر داستان را افزایش میدهد.
• چون تصویری ژرف و عمیق از پویایی خانواده را به نمایش میگذارد: نویسنده در رمان «بدرود، ارواح» به بررسی ظرافتهای روابط بین آیدا، مادرش و همسرش میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق، کینه و سوءتفاهم در خانوادهها همزیستی دارند. با بررسی این تعاملات، خوانندگان به پیچیدگی عاطفی پیوندهای خانوادگی و اینکه چگونه تنشهای حل نشده میتوانند رشد شخصی را شکل دهند، پی میبرند.
• چون داستانی دربارهٔ شکلگیری شخصیت و خودشناسی است: ترانووا نگاهی دقیق به افکار و احساسات آیدا میاندازد و روند آهسته و اغلب غیرخطی بهبود عاطفی را به تصویر میکشد. این واقعگرایی روانشناختی نشان میدهد که چطور آیدا به مرور به خودشناسی میرسد. اما در قلب آن، این کتاب درباره مواجهه با گذشته و یافتن راه حل است. سفر آیدا نشان میدهد که اذعان به خاطرات دردناک و مواجهه با احساسات حل نشده برای بازیابی هویت و حرکت به جلو ضروری است.
کتاب «بدرود، ارواح» را بخوانید، چون کاوشی عمیق و متفاوت در حافظه، غم، فقدان و از دستدادن است و طریقهٔ کنار آمدن با گذشته و حقیقت را از دریچهٔ نگاهی زنی به نمایش میگذارد که با آسیبهای حل نشدهٔ گذشتهاش پس از دهها سال مبارزه، روبهرو میشود. نادیا ترانووا روایتی را خلق میکند که هم از نظر احساسی جذاب و هم از نظر روانشناختی بصیرتآمیز است و نثر غنایی را با تصاویر غنی و خاطرهانگیز از مسینا ترکیب میکند. این کتاب به خوانندگان این امکان را میدهد که شاهد باشند تجربیات دوران کودکی چقدر عمیق هویت، روابط و تابآوری عاطفی را شکل میدهند، در عینحال مبارزه جهانی انسان برای کنار آمدن با فقدان را نیز به تصویر میکشد. با دنبال کردن سفر آیدا، از شما دعوت میشود تا در مورد خاطرات، روابط و روشهایی که گذشته همچنان بر حال تأثیر میگذارد، تأمل کنید و بتوانید رمانی بسیار زیبا و تأثیرگذار بخوانید.
دربارهٔ نویسنده
نادیا ترانووا سال 1978 در مسینا متولد شد. از ترانووا تاکنون آثاری مانند «سالهای وارونه»، «دنیا فرو میریزد» و «برونو، کودکی که پرواز یادگرفت» منتشر شده است. «بدرود ارواح» با نام ایتالیایی «Addio fantasmi» اولین کتاب اوست که به زبان انگلیسی ترجمه شده است. او در روزنامه مطرح ایتالیایی«لا رپوبلیکا» سالها بهعنوان نویسنده مشغول به کار بوده است.
سخن پایانی
«بدرود ارواح» تأملی بر وزن نامرئی گذشته و قدرت پایدار حافظه است. ترانووا از طریق بازگشت آیدا به مسینا و رویارویی او با فقدان پدرش، بررسی میکند که چگونه غم و اندوه حل نشده، هویت، روابط و نحوه حرکت ما در جهان را شکل میدهد. این رمان به ما نشان میدهد ارواحی که ما حمل میکنیم یا همان فقدان، پشیمانی و دردهای ناگفتهمان، تنها موانعی در زندگیمان نیستند، بلکه نشانگر زندگیای هستند که زیستهایم و عشقی که احساس کردهایم. آیدا با این ارواح مواجه شده و شروع به بازیابی حس خود میکند و تعامل ظریف بین حافظه و شفا را به تصویر میکشد.
نثر ترانووا نیز بسیار ظریف و زیبا است، چون داستانی شخصی را با موضوعات جهانی در هم میآمیزد. تصویرهای خاطرهانگیزِ مسینا، تصویرسازی ظریف از پویایی خانواده و سفر عمیق و دروننگرانهٔ آیدا، روایتی را خلق میکند که هم صمیمی و هم گسترده است. خوانندگان به دنیایی کشیده میشوند که در آن هر وسیله، هر خاطره و هر سکوت معنایی دارد و تأکید میکند که درک گذشته ما برای زندگی کامل در زمان حال ضروری است. رمانِ «بدرود، ارواح» به خواننده نشان میدهد که پایان دادن به غم، پاک کردن فقدان نیست، بلکه به معنای اذعان، درس گرفتن از آن و یافتن شجاعت برای ادامهدادن زندگی است.
این رمان همچنین داستانی دربارهٔ آشتی، خودشناسی و شجاعتی است که برای مقابلهٔ آنچه سالها از آن اجتناب کردهایم، نیاز داریم. رمان «بدرود، ارواح» به ما نشان میدهد که برای مواجهه با دردها و سایههای گذشتهمان که هیچ تقصیری در آن نداشتهایم، باید شجاع باشیم و مسئولیت التیام را بپذیریم و درک کنیم که التیام یک فرآیند تدریجی است. رمان ترانووا در ذهنتان خواهد ماند، چون واقعیت زندگی را به تصویر کشیده و به ما نشان میدهد که خاطرات چه زیبا باشند و چه دردناک، زندگی ما را میسازند و ما را به آنچه امروز هستیم، تبدیل کردهاند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
همسرم هفتهشت دقیقهای پشتم را مالید و بعد دوباره به خواب رفت و من به این امید که دیگر با آب روبهرو نشوم، روبهدیوار در خود جمع شدم. شب سلاحهایی داشت برای دفاع، اما من همه را از پیش استفاده کرده بودم. دوباره داشتم ناپدید میشدم، با آنکه اگر خفه میشدم، اگر میمردم، میخواستم پییترو ببیندم.
روی دیگر تیرهوتارترین ترسها رخوتی نامنتظره است. ازاینرو، هوس معاشقه به سرم زد، طوری که انگار بتوانیم یکدیگر را ببلعیم، مثل دفعههای نخست. چرخیدم و بیپروا نوازشش کردم، اما او صدایی درآورد و آهنگ نفسکشیدنش عوض شد و خودش را جمع کرد. میتوانستیم همدیگر را لمس کنیم و در آغوش بگیریم، اما امکان معاشقه ما را مثل حیوانات وحشتزده فراری میداد: نزدیکی بیشتر نهتنها معنایی نداشت که آن صمیمیت جسمانی محدودی را هم که بهسختی به دست آورده بودیم از بین میبرد. آنقدری یکدیگر را میشناختیم که با شرممان در برهنهدیدن هم مقابله کنیم، موقعیتی که هیچکدام از ما نمیتوانست در آن خود را رها کند، نه برای اینکه بدن هم را زیبا یا جذاب نمیدیدیم، بلکه چون حالا که آن فرهنگ لغت بیاستفاده بین ما میخوابید، دیگر نه میدانستیم چه بگوییم، نه میدانستیم چطور بگوییم.
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این مترجم














216٬000 تومان
240٬000
%10


































