

نامرئی
انتشارات کتاب چار منتشر کرد:
در زندگی همه ی ما لحظاتی بوده که آرزو کرده ایم نامرئی باشیم...
همه چیز از روزی شروع شد که پسری تصمیم گرفت دیگر دیده نشود. او خسته بود از خشونتی که هر روز تجربه می کرد اما صدایی برای فریاد زدن
نداشت. خسته از خنده ها سکوت ها و زخم هایی که کسی نمی دید. نه پدر و مادرش نه معلم ها نه دوست صمیمی اش و نه حتی دختری که دوستش داشت وقتی بیش از همیشه به کمک نیاز داشت، او را نمی دیدند. پس تصمیم گرفت نامرئی شود، اما نامرئی بودن آن قدرها هم که فکر می کرد آسان نبود. گاهی وقتی بیشتر از همیشه دلش می خواست ناپدید شود، همه او را می دیدند، و درست زمانی که آرزو داشت کسی صدایش کند بدنش تصمیم می گرفت محو شود.
روایتی دردناک شاعرانه و انسانی از تنهایی ،آزار و میل عمیق ما به دیده شدن؛ نامرئی از نگاه یک نوجوان داستانی را روایت می کند که می تواند داستان زندگی هر یک از ما باشد؛ کتابی که خواننده را دعوت می کند آرام آرام قطعات پازلی را کنار هم بچیند تا تصویری کامل از داستان به دست آورد.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید







































