

خاک بکر
انتشارات علمی فرهنگی منتشر کرد:
خاک بکر آخرین رمان ایوان تورگنیف است و شاید در این آخرین رمان بیش از هر جای دیگر آن لحن تیز طعن آلوده نویسنده بر همه گروه های اجتماعی مدعی تغییر در یک جامعه به امان آمده از تزاریسم می تازد و بی مایگی آنها را برملا می کند؛ این رمان همزمان هم هجویه ای است علیه شعارهای روشنفکرمآبانه و هم هجمه ای است علیه بی صداقتی های عملگرایانه و سرانجام تحسری است بر خاک بکر کشور روسیه مقدس که به رغم میل افراد به ،تغییر همچنان لم یزرع مانده است. کار نژدانف، روشنفکر اعیان زاده مردم خواه و پشت پا زده به اشرافیت با آن سر پر شور و شر و روح بی قرار به جایی می رسد که خودش را هم در میان محفل میکده ای هایی می بیند که مضحکه شان می کرد می خواهد به میان مردم برود. همه می گویند مردم. همچنان که مارینا که صادق تر است - هم همین را می خواهد اما این تا هنگامی است که نشسته باشی توی محفلی و داد سخن بدهی و رأی و نظر نقل کنی از این و آن. مسئله این است که این مردم مردمی که خواهیم به میانشان برویم همه چیزشان و از جمله بوی عرقشان زننده است درکمان هم نمی کنند رمان بر پایه تضاد و کشمکش میان گروه های یک جامعه در آستانه تغییر به پیش می رود کشمکشی که در درون خود افراد نیز به همان قدرت و نیرو وجود دارد که بین او و دیگری و تورگنیف همه را به یک چوب میراند هم نژدانف کله پرباد و سودازده و مدعی را هم سیپیاگین را که طوطی وار به آدام اسمیت ارجاع می دهد و بیشتر از آنکه اصول عقاید اسمیت را بداند ذهنش متوجه طعم شرابی است که می نوشد و با این همه فرمایش می کند که «اصول عقاید اسمیت باید با شیر مادر نوشیده شود». تردید میان بازگشت به زندگی عادی و اشرافی یا در پیش گرفتن راهی انقلابی که نه خودت می دانی به کجا منتهی می شود و نه مخاطبی می یابی سرانجام نژدانف را از پای در می آورد مارینا با سالومین که کمتر لاف می زند پیوند می یابد آیا تورگنیف نجات روسیه را در این پیوند میان اراده و عملگرایی می یابد؟
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید







































