

سامی کیز و پول نقد سرد (12)
انتشارات پاپلی منتشر کرد:
سامی کیز جلد 12- پول نقد سرد
سامی سه بستۀ بزرگ پول نقد را در دستهای کوچکش گرفته است. پیرمردی این اسکناسها را به او داد. خب، راستش، او به سامی گفت آنها را دور بیندازد. آنهم موقعی که داشت نفسهای آخرش را میکشید. آخر، سامی او را تا حد مرگ ترسانده بود. بنابراین… سامی باید به این پیرمرد کمک کند و باید این کار را بدون اینکه کسی ببیندش انجام دهد.
حالا، سامی باید فکر کند چطور میتواند این پولها را پنهان کند. (ای بابا، بیخیال! خودتان هم بودید پولها را نگه میداشتید. مگر نه؟) اما معلوم میشود که افراد دیگری هم میخواهند این اسکناسها را به دست بیاورند… کلاهبردارانی که حالا دارند دنبال سامی میگردند.
هرچند، سامی از پس کلاهبرداران برمیآید (چهجوری؟ هنوز معلوم نیست!) و چیزی که او را تا حد مرگ میترساند مهمانی خانۀ بِرَندن است و اینکه دوستش کیسی هم آنجا خواهد بود…
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم










































