

افسانه گرگ ها و گوسفندان
انتشارات پویش مدام منتشر کرد:
مولانا چه زیبا میگوید:
«چون که صد آمد نود هم پیش ماست
چشم بگشا، تا بدانی اصل راست»
این سخن یادآور همان حقیقتی است که تفکر سیستمی بر آن تأکید دارد: باید از سطح پدیدهها فراتر رفت و ریشهها و روابط پنهان را دید.
بیش از بیست سال است که فرصت تدریس و پژوهش در حوزهی تفکر سیستمی را داشتهام. در این سالها بارها دیدهام که چگونه رویکردهای سطحی، نگاههای جزیرهای و راهکارهای مقطعی، ما را از درک ریشهای مسائل بازمیدارند. دغدغهی اصلی من همیشه این بوده که نشان دهم راهی بهتر وجود دارد: راهی که به ما کمک کند از سطح به عمق برویم، الگوها را ببینیم، و روابط پنهان میان پدیدهها را کشف کنیم.
تفکر سیستمی فقط یک ابزار مدیریتی نیست؛ بلکه روشی برای نگاه به جهان است. این نگرش به ما میآموزد که بهجای تمرکز بر رویدادهای ظاهری، ساختارها و الگوهای زیربنایی را بشناسیم و ریشهی مشکلات را هدف قرار دهیم. یادگیری سازمانی، که پیتر سنگه آن را هستهی «سازمان یادگیرنده» معرفی کرد، بدون چنین دیدی شکل نمیگیرد.
از سالها پیش آرزو داشتم این نوع نگاه را در میان دانشجویان، مدیران و علاقهمندان به بهبود فردی و جمعی ترویج کنم. و اکنون خوشحالم که با ترجمهی این کتاب، میتوانم گامی دیگر در این مسیر بردارم. افسانه گرگها و گوسفندان در قالب یک داستان ساده و شیرین، همان مفاهیم عمیق تفکر سیستمی و یادگیری سازمانی را منتقل میکند. استفاده از طنز، استعاره و تصویرگری کودکانه باعث میشود مخاطبان طیف گستردهای از دانشآموزان گرفته تا مدیران سازمانها بتوانند با مفاهیم آن ارتباط برقرار کنند.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم


























































