

از چهارپایه تا صندلی
انتشارات امیرکبیر منتشر کرد:
میترا مسیر مدرسه تا خانه را پیاده رفت و آمد میکرد. او از آن روز به بعد ساعت آخر، دفترهای من را در کیفش میگذاشت و در هر شرایطی، فردای همان روز جزوات کامل شده را برایم پس میآورد. بارها اگر امتحان یا تکالیف زیاد داشتیم از او خواهش میکردم جزوات را روز دیگری کامل کند. او ظاهرا قبول میکرد، اما همیشه فردای همان روز، جزوات کامل شده را تحویل میداد و با خنده میگفت: «شاید فقط همین امروز هوا آفتابی باشد؛ به علاوه نوشتن جزوات باعث میشود، خوش خطتر بشوم.»
میترا آن سال تمام جزوات مرا برایم درشت نویسی میکرد؛ به علاوه، تدریس خصوصی ریاضی مرا هم به عهده داشت. او فقط چند نمونه سخت را برایم حل میکرد و من در گرفتن نمره کامل با خود او رقابت میکردم. او معمولا تدریس ریاضی را در ساعات تفریح انجام میداد و اگر نور آفتاب یا زمان اجازه نمیداد، برای آموزش به خانه ما میآمد. روزهای امتحان ریاضی، خودش قبل از آزمون رسمی با نمونه سوالات سخت مرا میآزمود. من همان سال در المپیاد ریاضی رتبه سوم استانی را کسب کردم.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید







































