کتاب «از نفس افتاده» (Running on Empty: Overcome Your Childhood Emotional Neglect) اثر جنیس وب (Jonice Webb) روانشناس بالینی آمریکایی است و اولینبار در سال ۲۰۲۱ منتشر شد.
نویسنده در این کتاب که با عنوان فرعی «غلبه بر غفلت هیجان دوران کودکی» منتشر شده، دربارهٔ بخشی کمتر دیدهشده از تجربههای دوران کودکی میگوید؛ تجربهای که ممکن است بدون وجود یک حادثهٔ آشکار یا آسیب قابل مشاهده، بر زندگی فرد در سالهای بعد اثر بگذارد و استراتژیهای روشنی برای چگونگی بهبود و التیام از غفلت هیجانی دوران کودکی ارائه کرده و یک فصل ویژه را نیز به متخصصان سلامت روان اختصاص داده است. در دنیای رنجها، این کتاب یک بمب هوشمند عاطفی است که برای ریشهکن کردن اثرات یک دشمن نامرئی طراحی شده است.
دربارهٔ کتاب
کتاب «از نفس افتاده» یکی از آثار شناختهشده در زمینهٔ غفلت هیجانی دوران کودکی است. جنیس وب، روانشناس بالینی، در این کتاب به نوعی از آسیب دوران کودکی میپردازد که برخلاف تروماها و آزارهای آشکار، اغلب به دلیل نبودن توجه، اعتباربخشی و پاسخ مناسب به نیازهای هیجانی کودک شکل میگیرد. از نگاه نویسنده، ممکن است کودکی از نظر جسمی هیچ مشکلی نداشته باشد، اما نیازهای عاطفی و هیجانی او به اندازهٔ کافی دیده و درک نشده باشند؛ تجربهای که میتواند سالها بعد نیز بر احساس فرد نسبت به خودش و روابطش اثر بگذارد.
جنیس وب در کتاب «از نفس افتاده» ابتدا مفهوم غفلت هیجانی را توضیح میدهد و سپس به شرایط مختلفی میپردازد که ممکن است زمینهساز آن باشند. او دوازده الگوی مختلف والدگری را بررسی میکند؛ از والد بسیار سختگیر، کمالگرا یا خودشیفته گرفته تا والد افسرده، معتاد، پرمشغله یا والد خوشنیتی که خودش نیز از نیازهای هیجانیاش غافل بوده است. در ادامه، کتاب نشان میدهد که غفلت هیجانی دوران کودکی چگونه ممکن است در بزرگسالی به شکل احساس پوچی، دشواری در شناخت و بیان احساسات، احساس گناه و شرم، خودسرزنشگری، وابستگیگریزی، ضعف در مراقبت از خود و دشواری در برقراری ارتباط عاطفی سالم ظاهر شود.
بخش مهم کتاب به مسیر بهبود اختصاص دارد. جنیس وب به خواننده کمک میکند احساسات خود را بهتر بشناسد، آنها را نامگذاری و درک کند و بهجای نادیده گرفتن هیجانات، ارتباط سالمتری با آنها برقرار کند. خودمراقبتی، تقویت شفقت نسبت به خود، شناخت نیازهای شخصی، یادگیری ابراز احساسات و بهبود روابط از جمله موضوعاتی هستند که در این کتاب مطرح میشوند. همچنین کتاب بخشی ویژه برای درمانگران دارد و به مفاهیمی مانند نظریهٔ دلبستگی و هوش هیجانی نیز میپردازد.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«از نفس افتاده» کتابی در حوزهٔ روانشناسی، خودشناسی و بهبود فردی است که مفهوم کمتر دیدهشدهٔ غفلت هیجانی دوران کودکی را بررسی میکند و نشان میدهد چگونه بیتوجهی به احساسات کودک میتواند در بزرگسالی پیامدهایی مانند احساس پوچی، دشواری در شناخت هیجانات، خودسرزنشگری و مشکلات ارتباطی ایجاد کند. یکی از نقاط قوت کتاب، ترکیب توضیحات روانشناختی با راهکارهای عملی است و مسیرهایی برای شناخت احساسات، خودمراقبتی، تقویت شفقت نسبت به خود و شکستن چرخهٔ غفلت هیجانی پیشنهاد میدهد. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- معرفی مفهوم غفلت هیجانی دوران کودکی: جنیس وب در این کتاب به تجربهای میپردازد که ممکن است سالها نامی برای آن نداشته باشیم. و نشان میدهد گاهی مسئله این است که احساسات کودک به اندازهٔ کافی دیده، شنیده یا اعتباربخشی نشدهاند.
- بررسی تأثیر تجربههای کودکی بر بزرگسالی: این کتاب توضیح میدهد که نادیده گرفته شدن نیازهای هیجانی کودک ممکن است در بزرگسالی به شکلهای مختلفی خود را نشان دهد. احساس پوچی، دشواری در شناخت احساسات، ناتوانی در مراقبت از خود، احساس گناه و شرم و مشکل در برقراری ارتباط عاطفی از جمله موضوعاتی هستند که نویسنده بررسی میکند.
- ارائه راهکارهای عملی برای بهبود: یکی از ویژگیهای مهم «از نفس افتاده» این است که به خواننده کمک میکند احساسات خود را شناسایی و نامگذاری کند، آنها را بپذیرد، دربارهشان صحبت کند و به نیازهای شخصی خود توجه بیشتری داشته باشد.
- توجه به خودمراقبتی و شفقت نسبت به خود: جنیس وب بخشی از کتاب را به مراقبت از خود، تعیین اولویتهای شخصی، استراحت، آرامسازی، تقویت انضباط فردی و پرورش شفقت نسبت به خود اختصاص داده است. این بخشها به خواننده نشان میدهند که بهبود احساسات، به نحوهٔ رفتار فرد با خودش در زندگی روزمره نیز ارتباط دارد.
- کمک به شناخت الگوهای والدگری: نویسنده دوازده نوع الگوی والدگری را بررسی میکند که ممکن است به شکل ناخواسته زمینهٔ غفلت هیجانی را ایجاد کنند. این بخش اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد حتی والدینی که قصد آسیب رساندن ندارند نیز ممکن است به دلایل مختلف نتوانند نیازهای هیجانی فرزندشان را بهدرستی پاسخ دهند.
- توجه همزمان به والدین و درمانگران: «از نفس افتاده» فقط برای مخاطب عمومی نوشته نشده و فصل ویژهای نیز برای درمانگران دارد. در این بخش، موضوعاتی مانند پژوهش، نظریهٔ دلبستگی، هوش هیجانی، شناسایی غفلت هیجانی و درمان آن مطرح میشود.
بازخوردها به کتاب از نفس افتاده
- جنیس وب کتابی فوقالعاده دربارهٔ چیزهایی نوشته است که در دوران کودکی از آنها محروم بودهاید؛ چیزهایی که نبودند، اما باید میبودند: راهنمایی، همراهی و، در برخی موارد، عشق. شناخت آسیب ناشی از غفلت هیجانی و آنچه برای التیام بخشیدن به آن انجام میشود، موضوع این کتاب هیجانانگیز و خواندنی است. تری ریل، درمانگر شناختهشده و بینالمللی حوزهٔ خانواده (Terry Real, a renowned internationally recognized family therapist
- کتاب ازنفسافتاده با بیانی شیوا و جذاب، بر آن میراث هیجانی که از والدینمان به ما رسیده است، نوری میتاباند. این کمک میکند روشن سازیم تربیتی که در کودکی دیدهایم، چگونه هیجانات و روابط اجتماعیمان را در بزرگسالی تحت تأثیر قرار میدهد. دکتر وب با لحنی غنی، گرم و همدلانه مستقیم با ما حرف میزند و یاریمان میدهد تا موانع احساسیمان را شناسایی کنیم و راهی برای گذشتن از آنها پیش پایمان میگذارد. دکتر جفری پیکار، مدرس بالینی روانشناسی، هیئت علمی روانپزشکی، دانشکدهٔ پزشکی هاروارد (Dr. Jeffrey Pikar, Clinical Lecturer in Psychology, Faculty of Psychiatry, Harvard Medical School)
- خواندن کتاب «ازنفسافتاده»، نوشتهٔ دکتر وب، بلافاصله بر شیوهٔ کارم بهعنوان روانشناس کودک و نوجوان تأثیر گذاشت. مفهومپردازی او از غفلت هیجانی و تأثیرات بیشمار آن بر کودک در حال رشد کاملاً روشن است و من چنین چیزی را در هیچ جای دیگری ندیدهام. دکتر وب ابزارهایی را در اختیار درمانگران قرار میدهد تا بتوانند الگوهای غفلت هیجانی را در خانوادههایی که تحت درمان آنها هستند، شناسایی کنند. مهمتر از همه، این کتاب راهنماییهای عملی به درمانگران ارائه میدهد تا به والدین کودکان و نوجوانان کمک کنند جلوی جریان غفلت هیجانی را بگیرند. دکتر استفانی ام. کریزبرگ (Dr. Stephanie M. Kriesberg)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای افرادی مناسب است که احساس میکنند در شناخت و بیان هیجانات خود با مشکل مواجهاند، اغلب احساس پوچی یا بیارتباطی با خود دارند، بیش از اندازه خودشان را سرزنش میکنند یا در مراقبت از نیازهای عاطفی خود دچار مشکل هستند. همچنین افرادی که به بررسی تأثیر تجربههای دوران کودکی بر شخصیت، خودشناسی، روابط عاطفی و سلامت روان علاقه دارند، میتوانند از مطالعهٔ این کتاب بهره ببرند. والدین نیز میتوانند با خواندن «از نفس افتاده» توجه بیشتری به نیازهای هیجانی فرزندان خود پیدا کنند و درمانگران، روانشناسان و علاقهمندان به حوزهٔ روانشناسی نیز میتوانند از مباحث تخصصیتر آن استفاده کنند. در مجموع، اگر به کتابهای روانشناسی، خودشناسی، رشد فردی و آثاری دربارهٔ تأثیر دوران کودکی بر زندگی بزرگسالی علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخاب مناسبی برای شما باشد.
چرا کتاب «از نفس افتاده» را بخوانیم؟
- برای شناخت بهتر ریشهٔ برخی احساسات و رفتارها: گاهی فرد در بزرگسالی با احساس پوچی، نارضایتی از خود، دشواری در بیان احساسات یا مشکل در ایجاد ارتباط عاطفی مواجه است، اما نمیتواند دلیل مشخصی برای آن پیدا کند. «از نفس افتاده» با معرفی مفهوم غفلت هیجانی کمک میکند این تجربهها از زاویهای متفاوت بررسی شوند و خواننده بتواند ارتباط احتمالی میان نیازهای هیجانی برآوردهنشده در کودکی و الگوهای فعلی زندگی خود را بهتر ببیند.
- برای تقویت سواد هیجانی: یکی از محورهای مهم کتاب، شناخت و درک احساسات است. نویسنده توضیح میدهد که فرد باید بتواند احساس خود را تشخیص دهد، برای آن نام پیدا کند، ارزش و کارکرد آن را بفهمد و در زمان مناسب آن را بیان کند. این مهارتها میتوانند به شناخت بهتر خود و برقراری ارتباط روشنتر با دیگران کمک کنند.
- برای بهبود رابطه با خود: «از نفس افتاده» تنها بر روابط فرد با دیگران تمرکز ندارد و به رابطهٔ فرد با خودش نیز توجه میکند. موضوعاتی مانند خودمراقبتی، پذیرش خود، کاهش خودسرزنشگری و ایجاد یک صدای درونی مهربان اما قاطع، از مباحثی هستند که میتوانند به خواننده در شکل دادن به رابطهای سالمتر با خودش کمک کنند.
- برای جلوگیری از تکرار الگوهای هیجانی در نسل بعد: یکی از بخشهای کتاب به پایان دادن به چرخهٔ غفلت هیجانی و توجه به مسائل خاصی برای فرزند اختصاص دارد که خود فرد ممکن است در کودکی دریافت نکرده باشد. بنابراین کتاب علاوه بر خودشناسی، میتواند برای والدینی که میخواهند به نیازهای هیجانی فرزندانشان توجه بیشتری داشته باشند، بسیار مناسب باشد.
کتاب «از نفس افتاده» را باید خواند چون به یکی از تجربههایی میپردازد که ممکن است آثارش در زندگی فرد وجود داشته باشد، بدون آنکه او دقیقاً بداند منشأ این احساسات چیست. این کتاب با معرفی مفهوم غفلت هیجانی دوران کودکی، به خواننده کمک میکند رابطهٔ میان تجربههای دوران کودکی و احساسات، خودپنداره و روابط دوران بزرگسالی را بهتر درک کند و در کنار شناخت این الگوها، با راهکارهایی مانند شناخت و بیان احساسات، خودمراقبتی و تقویت شفقت نسبت به خود آشنا شود.
دربارهٔ نویسنده
دکتر جنیس یا جانیس وب با مدرک دکترای روانشناسی بالینی از سال ۱۹۹۱ مجوز طبابت خود را دریافت کرده است. وب در طول دوران حرفهای خود مدیر سه کلینیک بزرگ سرپایی بوده است. او در حال حاضر یک مطب خصوصی رواندرمانی در لکسینگتون، ماساچوست دارد، جایی که در آن به درمان زوجها و نوجوانان میپردازد. وب در حال حاضر به همراه همسر و دو فرزندش در منطقه بوستون ساکن است. دکتر وب با NPR و شیکاگو تریبون مصاحبه کرده و در مجلهٔ «سایکولوژی تودی» (Psychology Today) و Elephant Journal نیز حضور داشته است. او وبلاگی با عنوان «غفلت عاطفی دوران کودکی» به آدرس psychcentral.com دارد.
معرفی کتابهای مشابه
اگر از مطالعهٔ «از نفس افتاده» لذت بردهاید و به دنبال آثار مشابه میگردید، بهتر است هنگام انتخاب کتاب به موضوع اصلی و رویکرد نویسنده توجه کنید. کتابهایی را انتخاب کنید که در زمینههایی مانند تأثیر دوران کودکی بر بزرگسالی، دلبستگی، تروما، خودشناسی، تنظیم هیجانات، شفقت به خود و بهبود روابط نوشته شدهاند و در کنار توضیح مفاهیم روانشناختی، راهکارهای قابل استفاده نیز در اختیار خواننده قرار میدهند. اگر بخش کاربردی و تمرینمحور «از نفس افتاده» برایتان جذاب بوده است، کتابهایی را انتخاب کنید که علاوه بر تحلیل تجربههای کودکی، تمرینها و روشهایی برای شناخت احساسات و تغییر الگوهای رفتاری نیز داشته باشند. در ادامه چند کتاب مشابه به شما معرفی کردهایم که امیدواریم از مطالعهشان به اندازهٔ این اثر لذت ببرید.
- بدن فراموش نمیکند اثر بسل ون درکولک
کتاب «بدن فراموش نمیکند» (The Body Keeps the Score: Brain, Mind, and Body in the Healing of Trauma) از بسل وندرکولک ، اثری برجسته در حوزهٔ روانشناسی و تروماست که به بررسی تأثیر تجربههای آسیبزا و غفلت دوران کودکی بر مغز، بدن، احساسات و روابط میپردازد. وندرکولک با تکیه بر پژوهشهای علوم اعصاب، مطالعات دلبستگی و تجربهٔ بالینی چندینساله نشان میدهد که تروما میتواند بر احساس امنیت، تنظیم هیجانات، اعتماد، تمرکز و ارتباط با دیگران اثر بگذارد و برای بهبود آن نیز رویکردهای متنوعی مانند ذهنآگاهی، یوگا، حرکت، نوروفیدبک و روشهای درمانی مبتنی بر تروما را بررسی میکند. این کتاب از این جهت با «از نفس افتاده» شباهت دارد که هر دو به تأثیر تجربههای دوران کودکی بر زندگی بزرگسالی، پیامدهای غفلت و آسیبهای هیجانی، نقش روابط اولیه در شکلگیری الگوهای عاطفی و اهمیت شناخت و پردازش تجربههای گذشته برای رسیدن به بهبود میپردازند.
شباهتها با کتاب از نفس افتاده:
- بررسی تأثیر تجربههای دوران کودکی بر بزرگسالی
- پرداختن به غفلت و تروماهای دوران کودکی
- توجه به تأثیر آسیبهای هیجانی بر روابط
- شناخت و تنظیم احساسات
- پرداختن به نقش مغز و بدن در تجربهٔ تروما
- ارائهٔ مسیرهای بهبود و التیام از آسیبهای گذشته
از مطالعهٔ این کتاب نیز به اندازهٔ «از نفس افتاده» لذت خواهید بُرد، چون هر دو کتاب با نگاهی عمیق به تجربههای دوران کودکی و آثار ماندگار آنها در زندگی بزرگسالی میپردازند و به خواننده کمک میکنند ارتباط میان گذشته، احساسات، بدن و روابط امروزی خود را بهتر درک کند؛ با این تفاوت که «بدن فراموش نمیکند» با تمرکز بیشتر بر سازوکارهای تروما، مغز و بدن، چشمانداز علمی و گستردهتری دربارهٔ آسیب و بهبود در اختیار خواننده قرار میدهد.
- والدین سمی اثر سوزان فوروارد
کتاب «والدین سمی» (Toxic Parents: Overcoming Their Hurtful Legacy and Reclaiming Your Life) از سوزان فوروارد اثری در حوزهٔ روانشناسی و خودشناسی است که به بررسی تأثیر رفتارهای آسیبزای والدین بر زندگی فرزندان در بزرگسالی میپردازد. فوروارد با استفاده از نمونههای واقعی و روایتهای بزرگسالان، نشان میدهد تجربههایی مانند کنترلگری، سرزنش، سوءاستفاده، ایجاد احساس گناه و بیاعتنایی عاطفی چگونه میتوانند بر اعتمادبهنفس، استقلال عاطفی و روابط فرد اثر بگذارند و چگونه میتوان از الگوهای آسیبزای خانوادگی فاصله گرفت. این کتاب با «از نفس افتاده» شباهتهای مهمی دارد؛ هر دو اثر بر تأثیر تجربههای دوران کودکی بر زندگی بزرگسالی، نقش والدین در شکلگیری الگوهای عاطفی، پیامدهای نیازهای هیجانی برآوردهنشده و ضرورت شناخت و تغییر الگوهای آسیبزا تأکید میکنند.
شباهتها با کتاب از نفس افتاده:
- بررسی تأثیر رفتار والدین بر زندگی بزرگسالی
- پرداختن به تجربههای آسیبزای دوران کودکی
- توضیح نیازهای هیجانی برآوردهنشده
- پرداختن به احساس گناه، شرم و خودسرزنشگری در بزرگسالی
- الگوهای ناسالم در روابط خانوادگی
- بازیابی اعتمادبهنفس و استقلال عاطفی
از مطالعهٔ این کتاب نیز به اندازهٔ «از نفس افتاده» لذت خواهید بُرد، چون هر دو کتاب به شما کمک میکنند تأثیر تجربههای دوران کودکی و روابط خانوادگی را بر احساسات، انتخابها و روابط دوران بزرگسالی بهتر درک کنید. «والدین سمی» با تمرکز بر شناخت الگوهای آسیبزای والدین و رهایی از تأثیر آنها، در کنار نگاه جنیس وب به غفلت هیجانی، میتواند دیدگاه کاملتری دربارهٔ زخمهای دوران کودکی و مسیر دستیابی به اعتمادبهنفس، استقلال عاطفی و روابط سالمتر در اختیار شما قرار دهد.
سخن پایانی
آیا گاهی اوقات احساس میکنید که فقط دارید کارهای روزمره زندگی را انجام میدهید؟ آیا در ظاهر و رفتارتان خوب هستید، اما در خفا احساس تنهایی و گسستگی میکنید؟ اگر چنین است، تنها نیستید. دنیا پر از افرادی است که حس ذاتی دارند که مشکلی در آنها وجود دارد. کسانی که احساس میکنند در بیرون زندگی میکنند و به درون خود نگاه میکنند، اما هیچ توضیحی برای احساس خود ندارند و راهی برای بیان آن به زبان نمیآورند. اگر شما هم یکی از این افراد هستید، ممکن است بترسید که به اندازه کافی با همسرتان ارتباط برقرار نکردهاید، یا به اندازه دیگران احساس لذت یا عشق عمیقی ندارید. ممکن است در تلاش برای احساس خوب، بیش از حد بنوشید، یا بیش از حد غذا بخورید، یا بیش از حد ریسک کنید.
نویسنده در کتاب «از نفس افتاده» با تمرکز بر مفهوم غفلت هیجانی دوران کودکی، به خواننده کمک میکند بفهمد نادیده گرفته شدن احساسات و نیازهای هیجانی چگونه میتواند در بزرگسالی به شکلهایی مانند احساس پوچی، دشواری در شناخت هیجانات، خودسرزنشگری و مشکلات ارتباطی ظاهر شود. یکی از نقاط قوت این کتاب، رویکرد کاربردی آن است. جنیس وب پس از توضیح مفهوم غفلت هیجانی، به موضوعاتی مانند شناخت و نامگذاری احساسات، پذیرش هیجانات، بیان احساسات، خودمراقبتی، شفقت نسبت به خود و بهبود روابط میپردازد.
همچنین بررسی انواع الگوهای والدگری و ارائهٔ بخشی ویژه برای درمانگران باعث شده تا این کتاب هم برای مخاطبان عمومی علاقهمند به روانشناسی و خودشناسی و هم برای برخی متخصصان حوزهٔ سلامت روان قابل توجه باشد. در نهایت، «از نفس افتاده» میتواند انتخابی مناسب برای کسانی باشد که میخواهند خود و احساساتشان را بهتر بشناسند و دربارهٔ تأثیر تجربههای کودکی بر زندگی امروز خود تأمل کنند. این کتاب با زبان نسبتاً ساده، نگاه همدلانه و تمرکز بر راهکارهای عملی، خواننده را از مرحلهٔ شناخت غفلت هیجانی به سمت توجه بیشتر به احساسات و نیازهای خود هدایت میکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
همهٔ والدهای خوب، هرازگاهی در حق فرزندشان به لحاظ هیجانی مرتکب قصور میشوند. هیچکس بینقص نیست. همهٔ ما گاه خسته، بداخلاق، دچار استرس، حواسپرت، بیحوصله، سردرگم، گسسته و مستأصل میشویم. این به آن معنی نیست که والدی هستیم که از فرزندمان به لحاظ هیجانی غافلیم. چنین والدهایی به یکی از دو روش زیر، و اغلب به هر دو روش، از والدهای دیگر متمایز میشوند: یا در مواقع بحرانی، به شیوهای تعیینکننده در حق کودکشان به لحاظ هیجانی کوتاهی میکنند و باعث ایجاد زخمی در کودک میشوند که شاید هرگز ترمیم نشود (قصور حاد در همدلی)، یا در طول رشد کودک، بهطور مزمن حساسیتشان را به برخی جنبههای نیازهای او از دست میدهند (قصورِ مزمن در همدلی). هر پدر و مادری در دنیا میتواند موردی از قصور را به یاد بیاورد که او را شرمگین یا محروم میسازد؛ چراکه میداند در حق فرزندش کوتاهی کرده است. اما آسیب واقعی از مجموع لحظات مهمی ناشی میشود که چشم و گوش والدهایی که از فرزندشان به لحاظ هیجانی غافلاند، به نیازهای هیجانی فرزند در حال رشدشان کور و کر بوده است.