

خ آنتراکت (پالتویی)(نو نوشت)
انتشارات نونوشت منتشر کرد:
این داستانی است با هزار آغاز و بدون پایان. واضح است که پایان قابل پیشبینی نیست. فقط میتوان آغاز را روایت کرد. فقط میتوان نقطه گذاشت و گفت این داستان خاص در اینجا شروع میشود یا هر بار جای دیگری را به عنوان شروع در نظر گرفت اما پایان هنوز اتفاق نیفتاده تا بتوان روایت کرد
این آنتراکت خود ابدیت است . این دقایق را دارم به تمام معنی زندگی میکنم. میشود این شراب سکرآور بدون بدمستی را یکجا لاجرعه سرکشید!کاش اندکی ظرفیتم بیشتر بود کاش میتوانستم ده ساعت مدام بنویسم. دست ظریفی روی گونهام قرار میگیرد. چشمهایم را باز میکنم. کنار تخت ایستاده. خودش است فرشته نجات. لباسش هر بار کوتاهتر میشود حتما چیزهایی عوض شده ! چقدر تا همین چند وقت پیش بدبخت بودیم! چقدر تا همین چند وقت پیش مفلوک بودیم! چقدر بیچیز بودیم! زن هم نداشتیم. یک جامعه بودیم همه مرد. این قدر حال و روزمان خراب بود که بعضی مردها زنپوش شدند تا کمی طبیعت به زندگیمان برگردد
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده








































