

انتشارات مولی منتشر کرد:
...شعر گفتنِ خود را کاری رایگان و اتفاقی نمیشمارم. وقتی من شعر میگویم، همه قوانین وراثت و خانوادگی را گردن مینهم، و دستورهای تاریخ را به کار میبندم... شعر چهره و نمودار ملت است. با درخشش ملت شعر نیز میدرخشد، و از رنگپریدگی و ناتوانی او ضعیف میگردد...
.
بیا ای گودو!...
پاهای ما خشکید از بس انتظار کشیدیم
پوست صورتمان...
همچون قطعهای عتیقه شد.
رودخانههای ما تبخیر شدند
و کوههای ما ترک دیار کردند
و دریاها خشک شدند
و زندگیهای ما حیاتی ندارد.
بیا ای گودو!...
چون سرزمین ما
امتناع میورزد از این که باران به دیدارش آید
و درختان در خاک ما رشد کنند.
بیا... چون زنان آبستن نمیشوند...
و شیر از پستان گاوها جاری نمیشود.
اگر به خاطر ما نمیآیی...
برای میلیونها کودک
و مردمان نیکی بیا
که هنوز در رویاهایشان،
سنگها
و معلقات دهگانه...
و روزنامههای قدیمی
و گزارش خبری را گاز میزنند و میخورند.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم




























































