

روزی روزگاری زنی بود که خواست نوزاد همسایه اش را بکشد
انتشارات قوی سیاه منتشر کرد:
زنانی تنها، خانوادههایی ازهمگسیخته، آپارتمانهای تنگ، عشقهای ناکام، مرگ، جنون و اتفاقهایی که معلوم نیست واقعیاند یا از دل کابوسها بیرون آمدهاند...
داستانهای کتاب «روزی روزگاری زنی بود که خواست نوزاد همسایهاش را بکشد» از جهانی آشنا آغاز میشوند و آرامآرام پا به قلمرویی میگذارند که در آن، مرز میان زندگی روزمره و افسانه، واقعیت و خیال، طنز و وحشت از میان میرود.
پتروشفسکایا با قصههایی کوتاه، گزنده و پیشبینیناپذیر، آدمهایی را به تصویر میکشد که در سختترین لحظههای زندگی، هنوز برای زنده ماندن، دوست داشتن و یافتن روزنهای از امید تقلا میکنند. جهان او بیرحم است، اما هرگز یکسره سیاه نیست؛ در تاریکترین گوشههایش نیز چیزی از شفقت، طنز و معجزه باقی مانده است.
این کتاب مجموعهای است از قصههای عجیب و وهمآلود که گاه به افسانههای عامیانه شباهت دارند، گاه به داستانهای ارواح و گاه به کابوسهایی که بیش از اندازه به زندگی واقعی نزدیک میشوند.
درباره نویسنده
لودمیلا پتروشفسکایا، نویسنده، نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس روس، در سال ۱۹۳۸ در مسکو به دنیا آمد و در دانشگاه دولتی مسکو روزنامهنگاری خواند. آثار او سالها با سانسور حکومت شوروی روبهرو بودند و انتشار داستانها و نمایشنامههایش تا مدتها ممنوع بود.
پتروشفسکایا بعدها به یکی از چهرههای برجسته ادبیات معاصر روسیه تبدیل شد و جوایز متعددی، از جمله جایزه پوشکین، را دریافت کرد. مجموعهٔ «روزی روزگاری زنی بود که خواست نوزاد همسایهاش را بکشد» نیز در سال ۲۰۱۰ برنده جایزه جهانی فانتزی شد.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم












































