

انتشارات مرکز منتشر کرد: داستان اين کتاب، ماجراهاي جنگ بر سر يک درخت سيب است که نيمي از آن در کشور پادشاه سام و نيمي ديگر در سرزمين پادشاه اسکار قرار دارد. دو پادشاه بر سر مالکيت سيب هاي اين درخت دعوا دارند. سرانجام، کار به قرار و مدار روز جنگ مي رسد: "پادشاه سام پرسيد: هشتم خرداد چه طور است؟ گمان کنم دوشنبه باشد." "و پادشاه اسکار گفت: براي من که خوب است. توي ميدان جنگ مي بينمت!" اما روز جنگ مصادف است با تولد يکي از پادشاهان. با راهنمايي وزير، قرار ميشود اول جشن گرفته شود وبعد به ميدان جنگ بروند.... روابط دوپادشاه در اين جشن خوب شده و به مضحک بودن علت جنگ مي خندند و از جنگ دوري ميکنند. تا اينکه پادشاه سام به پادشاه اسکار سيب تعارف کرده و ميگويد بيا از سيب هاي من بخور. و دوباره دعوا برسر هيچ. داستان از موقعيت طنز برخوردار است و کودک را سرگرم کرده و با پايان متفاوت غافلگير ميکند. فروشگاه اينترنتي 30بوک
شاید بپسندید














از این مترجم













