

در جستجوی آزادی (گفتوگو با آیزابرلین)
در روزگاري بس پرچالش و در عين حال جالب زندگي ميکنيم. اين زمان بيش از هر زمان ديگري، تفکر روشنتر و واقعگرايانهتري ميطلبد. زماني است که داوري سياسي و درک مسئوليت مدني ما را ايجاب ميکند. برلين به دلايل گوناگون، امروزه فيلسوفي است عميقاً مطرح، اما فراتر از هر چيز، از آنرو که آن دسته از ايدئولوژيهاي فلسفي و سياسي را رد ميکند که بر اين نکته پاي ميفشارند که فقط يک شيوه زندگي، يک گونه آزادي و يک نوع فرديت وجود دارد. برلين در اصل و در عمل ميگفت که پيروي از آرماني يکتا و منحصر بهفرد اخلاقاً رياکارانه است. در اصل خطرناک است، زيرا اين پيروي منکر ميشود که حتي بهترينِ راههاي زندگي فردي و اجتماعي به فدا شدن ارزشهاي اخلاقي ميانجامد. در لواي تنها «خير اکبر» در عمل بزرگترين بيعدالتيهاي سياسي روي داده است: يگانه راه به رستگاري؛ راهحل نهايي؛ جامعه بيطبقه؛ حفظ شدن کشور؛ و امروز جهاني شدن و مردمسالار شدن جهان. افزون بر اين، راههايي که به نام هدف نهايي مدعي توجيه آنهاست، حتي اگر خود موهوم نباشد، رياکارانه است: تفتيش عقايد، قتلعامهاي قومي، تصفيههاي طبقاتي و انقلابهاي فرهنگي ــ?برخي از فجيعترين وقايعي که بشر تاکنون به آن دست زده است ــ در طلب آن «خير اکبر» پرچم افراشتهاند.
آيزايا برلين مرد فرزانگي بود، و آموزنده و آموزگار بسيار چيزها. همه عمرش از خرد سياسي کثرتگرا حمايت کرد - همان ديدگاه ضروري بنيادي که ارزشهاي انساني را متکثر ميداند و نميتوان آن را به جريان واحدي فرو کاست؛ و اين ديدگاه، گاه با شيوههايي رقتبار و غمانگيز، به برخورد ميانجامد. اين ديدگاه او را انديشمند روزگار بحران ساخت.
شاید بپسندید














از این نویسنده












































