بیگانه

نویسنده:
نشر:

200,000ریال

180,000 ریال

دفعات مشاهده کتاب
1902

دفعات پیشنهاد کتاب
0

کسانی که می‌خواهند کتاب را بخوانند
1

کسانی که کتاب را پسندیدند
28

کسانی که کتاب را نپسندیدند
1

نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب بیگانه

این رمان به ظاهر ساده است. و این را كامو به شدت احساس كرده است: یك ((اضطراب)) در تمام طول كتاب وجود دارد، حتی در لحظاتی كه احساس می‌شود همه چیز دارد راحت می‌گذرد، خواننده كنجكاو می‌شود و وادار می‌شود در مورد تردیدهایش از خود سوال كند. انگار نویسنده خواسته است به او یادآوری كند كه در این‌جا چیزی رازآمیز وجود دارد كه باید كشف شود.

دفعات مشاهده کتاب
1902

دفعات پیشنهاد کتاب
0

کسانی که می‌خواهند کتاب را بخوانند
1

کسانی که کتاب را پسندیدند
28

کسانی که کتاب را نپسندیدند
1

    • نوع کالا
    • دسته بندی
    • موضوع اصلی
    • موضوع فرعی
    • نویسنده
    • مترجم
    • نشر
    • شابک
    • زبان کتاب
    • قطع کتاب
    • جلد کتاب
    • تعداد صفحه
    • وزن
    • نوبت چاپ
    • سال انتشار
    • فارسی
    • رقعی
    • شومیز
    • 120 صفحه
    • 150 گرم
    • 7
    • 1399

  • نظر شما در مورد این کتاب

    نظرات دیگر کاربران

    • تصویر کاربر

      • شایان توکلی لویه
      • پاسخ به نظر

      بیگانه واقعا کتاب جالبیه نمیدونی شخصیت این کتاب رو دوست داشته باشی یا ازش متنفر باشی

    • تصویر کاربر

      • Smuag
      • پاسخ به نظر

      کامو مثل یه سیل ویرانگر همه ارزش هایی رو که جامعه و نویسندگان پیشین در تلاش برای خلق و دیکته کردن به جامعه بودن رو با نوشتن این کتاب از بین میبره ... کتاب فوق العاده است. بیگانه ایی از دنیایی دیگه برای زیر سوال بردن همه ارزش ها (secret_library_of_erebor#)

  • بریده ای از این کتاب

    بریده های دیگر کاربران

    • تصویر کاربر

      • ساناز طاهری
      • 0

      آن‌وقت پی بردم کسی که حتی یک روز از عمرش گذشته باشد، می‌تواند به این ترتیب صد سال را در زندان بگذراند، و از همان یک روز به قدر کافی خاطره خواهد داشت که از بی‌کاری کسل نشود.(ص78)

    • تصویر کاربر

      • ساناز طاهری
      • 0

      با این همه به او توضیح دادم سرشت من طوری است که نیازهای جسمانی‌ام بیش‌تر وقت‌ها بر احساس‌هایم غلبه می‌کنند. روزی که مامان را به خاک می‌سپردم، خیلی خسته بودم و خوابم می‌آمد. به‌طوری‌که به هیچ‌وجه متوجه نشدم چه اتفاقی دارد می‌افتد، آن‌چه به‌طور حتم می‌توانم بگویم این است که ترجیح می‌دادم مامان نمرده باشد.(ص64)

    • تصویر کاربر

      • ساناز طاهری
      • 0

      همه‌ی آدم‌های سالم کم و بیش آرزوی مرگ افراد مورد علاقه‌شان را دارند. در این‌جا وکیل حرفم را قطع کرد و خیلی عصبانی شد. از من قول گرفت چنین حرفی را در دادگاه به زبان نیاورم، و نه پیش بازپرس.

    • 1
    • 2