%20


دفعات مشاهده کتاب
684
علاقهمندان به این کتاب
6
میخواهند کتاب را بخوانند.
1
کتاب را پیشنهاد میکنند
2
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
به آرامي به سوي پنجره رفت، به اين اميد که شايد از آن جا بتواند سراسر راهي را که به برلين مي انجاميد ببيند، خانه اش و خيابان هاي دور و بر آن و ميزها را، که مردم دورش مي نشينند و نوشيدني هاي شان را مي خورند و براي هم داستان هاي سرخوشانه تعريف مي کنند. براي اين آرام ميرفت که نميخواست سرخورده و نوميد شود. اما آنجا فقط اتاق کوچک يک پسربچه بود و تنها آن قدر از او فاصله داشت که تا به خود بجنبد و قدم از فدم بردارد به پاي پنجره رسيده بود. صورتش را به شيشه پنجره چسباند و چشم انداز بيرون را به چشم خود ديد، و اين بار چشمش از حدقه برآمد و دهانش از حيرت بازماند و دست هايش به دو سوي بندنش گشوده شد؛ چيزي او را بر آن داشته بود که احساس سرمايي گزنده همراه با ناامني کند. -از متن کتاب-
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786002292025
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
195 صفحه
نوبت چاپ
2
وزن
200 گرم
سال انتشار
1394
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این مترجم















































