• نمایشگاه کتاب مجازی
اولین تماس تلفنی از بهشت

اولین تماس تلفنی از بهشت

نویسنده:
نشر:

990,000ریال

891,000 ریال

دفعات مشاهده کتاب
588
علاقه مندان به این کتاب
13
می‌خواهند کتاب را بخوانند
5
کسانی که پیشنهاد می کنند
4
کسانی که پیشنهاد نمی کنند
1
  • نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب اولین تماس تلفنی از بهشت

بیشتر خبرهای زندگی مانند تولد یک نوزاد، نامزدی یک زوج و تصادف غم انگیز در نیمه شب را با تلفن به آدم می دهند. بیشتر اتفاق های مهم سفر زندگی آدمی را، چه خوب و چه بد، با صدای تلفن خبر می دهند. ( صفحه 16) باید دوباره از نو شروع کنی. همه همین را می گویند. اما زندگی مثل بازی شطرنج نیست و وقتی عزیزی از دست می رود، نمی توان از نو شروع کرد. زندگی کردن در چنین شرایطی، بیشتر " ادامه دادن بدون آن عزیز" است تا یک شروع دوباره. همسر سالی از دست رفته بود. او پس از یک بیهوشی طولانی از دنیا رفته بود. به گفته بیمارستان، او در اولین روز تابستان، وقتی هوا توفانی بود و به شدت رعد و برق می زد، جان داده بود. سالی آن موقع هنوز در زندان بود. نُه هفته به آزادی اش باقی مانده بود. وقتی به او خبر دادند، همه بدنش بی حس شد. مثل این بود که روی کره ماه ایستاده باشی و ناگهان به تو خبر بدهند زمین ویران شده است. ( صفحه 21) می گویند یقین بهتر از باور است چون وقتی باور ایجاد می شود، کس دیگری به جان انسان فکر کرده است. ( صفحه 52) صدای یک مادر به هیچ کس دیگری شباهت ندارد. ( صفحه 17) ما فکر می کنیم مردی که پس از ده ماه از زندان آزاد می شود، چقدر از آزادی لذت می برد اما واقعیت آن است که جسم و ذهن انسان به شرایط عادت می کند، حتی به بدترین شرایط. برای همین، هنوز گاهی وقت ها سالی مانند یک زندانی بی رمق به دیوار خیره می شد و بعد ناچار بود به خودش یادآوری کند که می تواند برخیزد و بیرون برود. ( صفحه 22) رنجی که تو زندگی می کشی، واقعا تو رو ناراحت نمی کنه ... خود واقعی تو رو ناراحت نمی کنه ... تو از اونی که فکر می کنی، سبک تری. ( صفحه 28) معجزه ها هر روز بی سر و صدا اتفاق می افتند: در اتاق عمل، در دریای توفانی و یا وقتی ناگهان عابری وسط خیابان ظاهر می شود. این معجزه ها بندرت مورد توجه واقع می شوند و کسی حساب آنها را نگه نمی دارد. ( صفحه 29) آدما با ترس زندگی شون رو می بازن ... ذره ذره ... هر چی به ترس بها بدیم، از ایمانمون ... کم کردیم ...

    • نوع کالا
    • دسته بندی
    • موضوع اصلی
    • موضوع فرعی
    • نویسنده
    • مترجم
    • نشر
    • شابک
    • زبان کتاب
    • قطع کتاب
    • جلد کتاب
    • تعداد صفحه
    • وزن
    • نوبت چاپ
    • سال انتشار
    • فارسی
    • رقعی
    • شومیز
    • 424 صفحه
    • 410 گرم
    • 5
    • 1400

نظرات کاربران (1)

نظر شما در مورد این کتاب

نظرات دیگر کاربران

  • تصویر کاربر

    • عصمت آشنا
    • پاسخ به نظر

    اصلا جالب نبود. کلا به این نتیجه رسیدم که باید کتابهای نشر آموت رو کنار بزارم. ساده و زیادی دم دستین.

بریده ای از کتاب (0)

بریده ای از این کتاب

بریده های دیگر کاربران