%18


دفعات مشاهده کتاب
228
علاقهمندان به این کتاب
1
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
زاغه تاريک تاريک شد. جايي را نمي ديدم. مي دانستم بايد صبر کنم تا چشمم به تاريکي عادت کند، اما چشمم به تاريکي عادت نکرد. دور برداشتم. همه جا مثل شب تاريک بود. صداي چک چک آب مي آمد و صداي خش خشي از کنار ديوار. به نظرم آمد کسي توي تاريکي ايستاده و نگاهم مي کند. يک آن تصميم گرفتم برگردم. پا گذاشتم به فرار و زير لب به داوود بد و بيراه گفتم که يک دفعه سرم داغ شد و سوت کشيد. گيج رفتم. از درد، سرم سنگين شد. منگ شدم و از خود بي خود. حس کردم سرم محکم به جايي کوبيده شد.
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9786001757617
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
114 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
142 گرم
سال انتشار
1393
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














159٬900 تومان
195٬000
%18





























