آنجا که خانه‌ام نیست

(0)

موجود نیست

دفعات مشاهده کتاب
100
علاقه مندان به این کتاب
0
می‌خواهند کتاب را بخوانند
0
کسانی که پیشنهاد می کنند
0
کسانی که پیشنهاد نمی کنند
0
  • نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب آنجا که خانه‌ام نیست

انتشارات سوره­مهر منتشر کرد: مرداد ماه بود. بابا و ننه و فاطمه- خواهر شیر خواره­ام- توی تنها اتاقی که دستمان بود می­خوابیدند، و من و احمد، ته حیاط؛ آن­جا که تاقنماهای پوشیده از شاخه­های درختان انگور تمام می­شد. شب خنک و پر ستاره­ای بود. از ماه، تنها هلال باریک و کم­نوری دیده می­شد. نورش آن­قدر نبود که بتواند ستاره­ها را محو کند. مرتب از این دنده به آن دنده می­غلتیدم. از این­که می­دیدم احمد آن­قدر آرام و بی­خیال خوابیده است، راستش حسودی­ام می­شد. هم حسودی­ام می­شد و هم لجم می­گرفت. آخر آدم و آن­قدر بی­خیال! حادثه­ای به آن بزرگی در پیش بود؛ و او، درست مثل شب­های قبل که هیچ خبری نبود، آرام و راحت خوابیده بود؛ و صدای نفس­های آرام کشیده­اش، تمام سوسک­ها و شب­پره­ها را خواب می­کرد. اول شب به احمد گفته بودم:«صبح، وقتی که هوا روشن شد- سر ساعت چهار و نیم- از خانه فرار می­کنیم.» فروشگاه اینترنتی 30بوک

    • نوع کالا
    • دسته بندی
    • موضوع اصلی
    • موضوع فرعی
    • نویسنده
    • نشر
    • شابک
    • زبان کتاب
    • قطع کتاب
    • جلد کتاب
    • تعداد صفحه
    • وزن
    • نوبت چاپ
    • سال انتشار
    • فارسی
    • رقعی
    • شومیز
    • 102 صفحه
    • 146 گرم
    • 13
    • 1396

نظرات کاربران (0)

نظر شما در مورد این کتاب

نظرات دیگر کاربران

بریده ای از کتاب (0)

بریده ای از این کتاب

بریده های دیگر کاربران

قرعه کشی بزرگ