

ویتگنشتاین در تبعید
رساله ي منطقي-فلسفي(1922)و پژوهش هاي فلسفي(1953)لوديگ ويتگنشتاين از جمله موثرترين ونيز غامض ترين کتاب هاي فلسفي قرن بيستم به شمار مي روند.ويتگنشتاين بارها و بارها هشدار داده که کسي اورا نفهميده و نخواهد فهميد.از اين گذشته،به نظر مي رسد که کار ويتگنشتاين در تبعيد از منظر تازه اي به ويتکنشتاين-در هيئت فردي تبعيدي -مي نگرد که به درک اين نکته کمک مي کند.تبعيد ويتنگشتاين،علي رغم سرگرداني هايش از وين تا کمبريج و نروژ و ايرلند،تبعيدي منحصرا جغرافيايي نبود؛بلکه به دعوي کلاگ،وينگشتاين هيچ گاه با قرن بيستم احساس الفت نکرد.
کلاگ،از طيف کامل شواهدي مشتمل بر آثار منتشرشده ي ويتگنشتاينفمجموعه ي کامل ميراث،نامه نگاري ها،درس گفتارها،و گفتگوهاي وي بهره مي جويد.او کار وينگنشتاين را در بستري گسترده،همسو با خط سير فکري اي که کساني چون ايوب،گوته،و داستايفسکي را در بر مي گيرد،جاي مي دهد.با اين همه،کلاگ از منظر فلسفه ي تحليلي نيز مي نويسد،وبه بحث حول موضوعاتي نظير ذات باوري،تجربه ي خصوصي،نسبي گرايي،عليت،و حذفي گرايي هم مي پردازد.کلاگ مدعي است به مجرد اين که بر تبعيد وينگنشتايتن واقف شويم،درک بهتري از دشواري فهم او وکارش حاصل مي کنيم.
شاید بپسندید














از این مترجم








































