• نمایشگاه کتاب مجازی

شازده احتجاب

320,000 ریال

دفعات مشاهده کتاب
4494
علاقه مندان به این کتاب
92
می‌خواهند کتاب را بخوانند
5
کسانی که پیشنهاد می کنند
8
کسانی که پیشنهاد نمی کنند
1
  • نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب شازده احتجاب

انتشارات نیلوفر منتشر کرد: شازده احتجاب توی همان صندلی راحتش فرو رفته بود و پیشانی داغش را روی دو ستون دستش گذاشته بود و سرفه میکرد. یکبار کلفتش و یکبار زنش آمدند بالا. فخری در را تا نیمه باز کرد، اما تا خواست کلید برق را بزند صدای پا کوبیدن شازده را شنید و دوید پایین. فخرالنسا هم آمد و باز شازده پا به زمین کوبید. سرشب که شازده پیچیده بود توی کوچه، در سایه روشن زیر درختها، صندلی چرخدار را دیده بود و مراد را که همان طور پیر و مچاله توی آن لم داده بود و بعد زن را که فقط یک چشمش از گوشه چادر نماز پیدا بود. سلام و زن گفت سلام: مراد، باز که پیدات شد، مگر صد دفعه نگفتم ...؟ خوب، شازده جون، امواراتم اصلاح نمیشه ، وقتی دیدم شام شب نداریم، گفتم:((حسنی، صندلی را بیار، بلکه کرم شازده کاری بکنه.) فروشگاه اینترنتی کتاب 30بوک

    • نوع کالا
    • دسته بندی
    • موضوع اصلی
    • موضوع فرعی
    • نویسنده
    • نشر
    • شابک
    • زبان کتاب
    • قطع کتاب
    • جلد کتاب
    • تعداد صفحه
    • وزن
    • نوبت چاپ
    • سال انتشار
    • فارسی
    • رقعی
    • شومیز
    • 120 صفحه
    • 148 گرم
    • 19
    • 1399

نظرات کاربران (2)

نظر شما در مورد این کتاب

نظرات دیگر کاربران

  • تصویر کاربر

    • امیرمحمد شریفی
    • پاسخ به نظر

    این نسخه ی سانسور شدست؟

    • تصویر کاربر

      • مدیر سایت
      • پاسخ به نظر

      سلام . وقت بخیر. نسخه تایید شده نویسنده توسط ناشر چاپ شده است .

بریده ای از کتاب (0)

بریده ای از این کتاب

بریده های دیگر کاربران