

انتشارات سروش منتشر کرد:
«...دختران آفتاب خواسته است که زن،منزلت و شخصيت وي را بشناسند؛به خودش،به مردش،به جامعه اش و به تاريخ گذشته و آينده اش،همانگونه که هست و همانگونه ککه بايد باشد و همينگونه است که همسفران خويش را از طفيلي وجد مرد بودن عبور ميدهد،از عين مرد بودن مي گذراند و به انساني مي رساند که در عين زن بودن،هيچ از مراتب و کمالات انساني کم ندارد.همسفران دختران آفتاب به سر منزل تفکري ميرسند که انسان را ميبيند و اعتبار ميبخشد،خواه زن باشد خواه مرد.تفکري که حجاب و غبار شبهه ها،تلالو انوار بي بديلش را کورسويي خواسته است و چون اين غبار،براي همسفران دختران آفتاب فرو مينشيند؛تلالو آن انوار،آنها را به خانواده و اجتماع مي برد.شرافت مادري را در خانواده اي که پايه و اساس انسان سازي است به آنها يادآوري ميکند،نقش هاي اجتماعي و لوازم آن چون روابط زن و مرد،پوشش و حجاب،حيا و غيرت را نوضيح ميدهد.سر منزل مقصود دختران آفتاب،دامن پر مهر محبت مادري است که سر چشمه همه خوبيها و نيکيها است.مادري که فاطمه خوبيهاست و زهره روشنائيها...»
فروشگاه اينترنتي 30بوک
شاید بپسندید







































