%20


دختری که رهایش کردی
3٫0
(174)
20 نظر
نویسنده:
مترجم:
قیمت:
524٬000 تومان
655٬000
دفعات مشاهده کتاب
21998
علاقهمندان به این کتاب
153
میخواهند کتاب را بخوانند.
36
کتاب را پیشنهاد میکنند
53
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
7
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات مليکان منتشر کرد:
ميدوني چه حسي داره وقتي خودتو به سرنوشت ميسپري؟
يه جورايي بهت خوشامد ميگه. ديگه نه دردي هست، نه ترسي و نه اشتياق و آرزويي. مرگ، اميد بود که داشت با اين تسکين به وجود مياومد.بهزودي ميتوانستم ادوارد رو ببينم. ما تو اون دنيا به هم ميرسيديم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگز اونقدري بيرحم نيست که ما رو از تسکين تو اون دنيا محروم کنه.
فروشگاه اينترنتي 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786007845820
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
472 صفحه
نوبت چاپ
166
وزن
410 گرم
سال انتشار
1404
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
مونا میرابی
04 فروردین 1405
کتاب قشنگیه خصوصا بخش اول کتاب منتهی نمیشه گاهی فهمید کی داره حرف میزنه موقعیت بدون پاراگراف بندی یا فصل بندی یه هو عوض میشه و سانسور به چشم میخوره که ازار دهنده است ولی در کل کتاب موضوع قشنگ و جذابی داره شاید فیلمی ازش ساخته بشه موفق بشه
0
0
مهدی راعقی
06 تیر 1403
مدتها در کتابخونه ام بود تا بخونمش.ولی بعد خوندنش تو ذهنم ماندگار شد بسیار زیبا
1
0
ریحانه ک
23 اسفند 1402
فصل اول کتاب به مراتب جذاب تر از فصل دومه و در فصل دوم افت میکنه و خیلی کش میاد
ولی سانسور خیلی زیادی داشت که گاهی باعث گیجی میشد و ترجمه هم ایراداتی داشت
در کل بد نبود
2
0
06 شهریور 1402
بسیار زیبا و لذت بخش
حتما بخونیدش♥
1
0
سیده مریم قادری
27 اردیبهشت 1402
تلفیقی از عشق و هنر و خاطرات جنگ جهانی، سه موضوعی که به منو به شدت جذب خودش می کنه.
1
0
احسان کبریتی
22 اسفند 1400
فقط ی کلمه به ذهنم میرسه
فوقالعاااااده
1
0
زهرا رمضانپور
29 آبان 1400
به نظر من رمانی بسیار گیرا، با مفهوم و پر ماجراست.
1
0
زهرا مجدی
28 آبان 1400
توی این کتاب در دو زمان متفاوت سیر خواهید کرد . یکی زمان جنگ جهانی اول در یکی از شهرهای فرانسه که توسط آلمان ها تصرف شده و مصیبت های این جنگ رو برای مردم شرح میده و بعد به طور موازی جریانات ١٠٠ سال بعد رو دارید
1
0
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
فائزه قربانی
24 آبان 1400
0
«من فکر کردم دیگه دنیا واقعاً تموم شد. حس میکردم دیگه هیچوقت، هیچ اتفاق خوبی نمیافته. حس میکردم هرگز دیگه به زندگی طبیعی برنمیگردم. غذا نمیخوردم. بیرون نمیرفتم. نمیخواستم هیچکی رو ببینم. اما من زنده موندم پل. درنهایتِ تعجب، به زندگی برگشتم و زندگی... خب... زندگی دوباره برام قابل معاشرت شد.»
فائزه قربانی
24 آبان 1400
1
«انجام کار اشتباه فقط برای اولینبار سخته، بعدش دیگه عادی میشه.»
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم














524٬000 تومان
655٬000
%20















































