

بوطیقای نثر
انتشارات ني منتشر کرد:
در سنت پرفروغ و اما مستعجل ساختارگرايي ادبي، بوطيقاي نثر جايگاه يگانهاي دارد: هم از سويي نمونه? بارز تلاش نقد ادبيست براي پيوستن به انقلاب ساختارگرايي که تفکر نسل تودورف را سخت دگرگون کرده بود؛ و اين نهتنها در وامگيري ابزار نظري نقد از ديگر حوزههاي پيشرو ساختارگرايي (زبانشناسي، انسانشناسي، فلسفه و روانکاوي) بلکه نيز در برداشت تازه نسبت به خود کنش نقد نمود يافته است. هم، از سوي ديگر، علائم بيبست عنقريبِ اين نوع وامگيري چيزي نيست که از نگاه خواننده? نکتهبين دور بماند. بعيد است تصادف صرف باشد که از فرداي انتشار، فاصله? تودورف با اين نگاه دم به دم بيشتر شده تا آنجا که سرآخر از محافظهکارانهترين اشکال ممکنِ نقد سر درآورده، و درعينحال کتاب، به اقرار مؤلف هنوز پراقبالترين کار اوست.
از اين لحاظ سواي ارزشهاي فينفسه? کار تودورف و خاصه استحاله? نقدِ قصه به «قصه? نقد»، ضرورت خواندن بوطيقاي نثر همانا ضرورت انديشيدن به برونرفت از عسرتيست که نقد ادبي بدان دچار آمده؛ ضرورت طرح اين پرسش که چرا جهشي که درونيکردن انقلاب ساختارگرايي در ديگر ساحتهاي تفکر رقم زده، در نقد ادبي به بازگشت ارتجاعي به سدههاي پيشين انجاميده، آنگاه که منتقد ساختارگرا خواسته نسبت ادبيات و سياست را در کانون تفکر خويش قرار دهد؟ باري، بوطيقاي نثر به نظر نقطهاي ميآيد که بايد از نو از آنجا شروع کرد. نقطهاي که ميتوان نقطه? سقط ساختارگرايي در ادبياتش ناميد.
فروشگاه اينترنتي 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده









































