

عشق هرگز فراموش نمی کند
انتشارات کوله پشتي منتشر کرد:
آنا فراستر، دختري که در سي و هشت سالگي مبتلا به آلزايمر شده است، به وسيلهي خانوادهاش به موسسهاي منتقل ميشود که از بيماران آلزايمري نگهداري ميکنند. در اين موسسه پسري تقريبا همسن آنا، به نام لوک، نيز اقامت دارد. آنچه آنا انتظارش را ندارد، عشقي است که بين او و لوک جان ميگيرد.
بخشي از کتاب:
نگاهش ميکنم و ميگويم: «وقتي ديگر تو را به ياد نياوردم، دوست دارم از اين دنيا بروم. دوست دارم کليدي را بزنم و همهچيز خاموش شودو نميدانم چرا دلت ميخواهد اين زندگي کوفتي را ادامه دهي!
طوري نگاهم ميکند که برق عشقش در پوست، مو و استخوانم رخئه ميکند و بعد روح و جانم را به تسخير رخئه ميکند و بعد روح و جانم را به تسخير درميآورد. لوک سرش را به گوشم نزديم ميکند: «من تو را به ياد خواهم داشت؛ هميشه و در هر وضعيتي به من قول بده که تا آخر زندگي با هم باشيم. هيچ کليدي را نزنيم هيچ برگي از زندگيمان را سياه نکنيم. ديگر به نبودن فکر نکن. قول بده.
فروشگاه اينترنتي 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم




























































