کتاب «تولستوی و مبل بنفش» (Tolstoy and the Purple Chair) اثر نینا سنکویچ (Nina Sankovitch) نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی است و در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. این نویسنده پس از مرگ خواهرش، حس کرد که در گردابی از اندوه فرو رفته و برای مشغول نگه داشتن دائم ذهنش، تصمیم گرفت هر روز یک کتاب بخواند. او با اینکه چهار فرزند خردسال داشت، در روز تولد ۴۶ سالگیاش این تصمیم را گرفت و برای نجات از فقدان و غمواندوه به کتابها پناه بُرد. این کتاب شرح حال و یادداشتهای او از خاطراتش با عنوان «یک سال هر روز یک کتاب» و داستان واقعی زندگیاش دربارهٔ فقدان، امید و درنهایت رهایی از رنج به کمک کتابها است.
دربارهٔ کتاب
«تولستوی و مبل بنفش» یک بیوگرافی و شرححالی متفاوت از آنچه است که تاکنون خواندهاید. این کتاب خاطره خیرهکنندهٔ نینا سنکویچ از دوران کتابخوانی ممتدش است که درواقع سعی دارد قدرت واقعی کتابها را به نمایش بگذارد و نشان بدهد که کتابها چقدر در التیام، ذهنآگاهی و اتصال ما به دنیای واقعی و حتی خودمان نقش دارند. داستان این کتاب دربارهٔ زندگی خود نویسنده است که پس از مرگ خواهرش، تصمیم گرفت برای مقابله با اندوه پایاننیافتنی، به مدت یک سال هر روز یک کتاب را بهطور کامل بخواند و نقدی از آن را در وبسایت خود منتشر کرد.
نینا در کنار کار سختی مانند بزرگکردن چهار فرزند کوچکش، تصمیم گرفت دست به این کار بزند. از نظر او کتابخواندن یکی از فعالیتهایی بود که نهتنها میتوانست او را مشغول نگه دارد، بلکه به مرور باعث تسکین غمواندوه و فقدان او شد. او سفری دیوانهوار را آغاز کرد و شروع به خواندن کرد و یک سال از زندگی خود را صرف لذت بُردن از تکبهتک کتابهای عالیای کرد که میخواند و درنهایت خاطرات این یک سال را در کتاب «تولستوی و مبل بنفش» منتشر کرد.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«تولستوی و مبل بنفش» ترکیبی از زندگینامه، شرح حال و خاطرات نویسنده است که در آنها به روش کنار آمدن با مرگ خواهرش و موضوعاتی مانند رنج، فقدان، غمواندوه و التیام از طریق کتابخوانی به روشی غیرمعمول پرداخته است. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- زندگینامهای متفاوت: نویسنده در این کتاب از غم و اندوه در رابطه با مرگ خواهرش میگوید و نشان میدهد چطور توانست با این فقدان کنار بیاید.
- مقابله با فقدان و غمواندوه: موضوع اصلی کتاب «تولستوی و مبل بنفش» کنار آمدن با غم و اندوه و فقدان و از دست دادن عزیزان است.
- قدرت کتابها: نویسنده در این کتاب توضیح میدهد که چطور به مدت یک سال هر روز یک کتاب ارزشمند خواند و با این کار افکار و زندگی خود را تغییر داد.
- نثر روان و ساده: نویسنده در این کتاب با زبان خودمانی از خاطرات و افکار خود میگوید و نثر کتاب بسیار ساده و ملموس است.
افتخارات و جوایز
از زمان انتشار «تولستوی و مبل بنفش» در سال ۲۰۱۱، این اثر با استقبال چشمگیری از سوی خوانندگان و منتقدان مواجه شده است. برخی از افتخارات و جوایز آن عبارتاند از:
- بهترین کتاب خاطرات و اتوبیوگرافی گودریدز در ۲۰۱۱
بازخوردها به کتاب «تولستوی و مبل بنفش»
- هر کسی به ادبیات پناه برده باشد، این کتاب را درک خواهد کرد. مجلهٔ اُپرا
- نگاهی زیبا به این که چگونه آگاهی می تواند روی روان تأثیر بگذارد. سلف اورنس (Shelf Awareness)
- این کتاب، هدیهای عالی از یک کتابخور به کتابخوری دیگر است. پابلیشرز ویکلی (Publishers Weekly)
- کتاب «تولستوی و مبل بنفش» شرح حالی زیبا، متفکرانه و هوشمندانه است. بوکلیست (Booklist)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب مناسب کسانی است که به زندگینامه یا کتابها علاقه دارند و میخواهند شرححالی بسیار متفاوت را بخوانند. این کتاب همچنین هدیهای مناسب برای علاقهمندان به کتاب است که قدرت واقعی کتابها را درک کردهاند. این کتاب به خوانندگان خود تأثیر کتاب خواندن بر روح و حتی زندگی روزمره را نشان میدهد. بنابراین اگر احساس افسردگی یا غمواندوه دارید و فکر میکنید شاید این اندوه هیچگاه به پایان نرسد، تجربیات شخصی را بخوانید که احساسی مشابه شما داشته است. این کتاب همچنین مناسب دوستداران ادبیات و داستانهاست و روشی کاملا متفاوت برای کنار آمدن با رنج و فقدان را به خواننده نشان میدهد.
دربارهٔ نویسنده
نینا سنکویچ نویسندهٔ پرفروش آمریکایی است که تاکنون جوایز زیادی برنده شده است. او کتابخوانی مشتاق است و علاوهبر دو بار حضور در نیویورک تایمز، برای لسآنجلس تایمز، ووگ، هافینگتون پست و سایر رسانهها بهعنوان نویسنده همکاری داشته است. سنکویچ تاکنون چهار کتاب غیرداستانی نوشته و پنجمین کتاب غیرداستانیاش نیز دربارهٔ زندگی یک وزیر در دوران انقلابی است که برای نجات روح آمریکا مبارزه میکند. او پس از سپری کردن دوران تحصیل به نویسندگی روی آورد و آثار معدودش به موفقیتهای چشمگیری رسیدند.
سخن پایانی
سنکویچ پس از مرگ خواهرش، از یک زندگی که ارزش زندگی کردن نداشت میترسید. او از خود میپرسید که چرا وقتی خواهرش مرده، او مستحق زندگی است؟ او خود را مسئول دو زندگی میدید، زندگی خواهرش و زندگی خودش، بنابراین تصمیم گرفت که خوب زندگی کند. او مجبور بود سخت و کامل زندگی کند. او با تثبیت جایگاه خود در خانواده و اجتماع، سعی کرد زندگی خود را مدیریت کند و هر دقیقه از زندگیاش را بهگونهای برنامهریزی کرد تا فرصتی برای داشتن یک زندگی کامل را از دست ندهد. با این حال، غم با او باقی ماند. او در نهایت تصمیم گرفت که یک سال مطالعه کند و روند درمانی موردنیازش را با مطالعه فراهم کند.
«تولستوی و مبل بنفش» شرححالی با ظرافت و روشنفکرانه است که به شکلی کاملا شیوا، خواننده را به یک سفر ادبی میبرد. نینا سنکویچ در این کتاب، استادانه کتابهای محبوب و گاه غافلگیرکننده و محتوای آنها را به رویدادهای اصلی زندگی خود پیوند میزند. از این کتاب تکاندهنده چیزهای زیادی میتوان آموخت. چراکه نویسنده با هوشمندی و صداقت مینویسد و ما را به فکر فرو میبرد. این کتاب به هیچ عنوان مجموعهای از نقد کتابهای مختلف نیست، بلکه سفری شخصی است که قدرت دگرگونکنندهٔ ادبیات را بازگو میکند.
این کتاب شامل خاطراتی است که در آن کتابها شخصیتهایی جاندار هستند و قادرند زندگی یک فرد را به کلی متحول کنند. با اختصاص دادن یک سال به مطالعه، نینا سنکویچ دوباره با خواهرش ارتباط برقرار میکند و نهایتا غم او را پشت سر میگذارد و خانواده و زندگی او را در آغوش میگیرند. این کتاب یک سفر هیجانانگیز، خالصانه و واقعی به قلب زندگی و غمواندوه و بازگشت به امید است. منتقدان همچنین کتاب «تولستوی و مبل بنفش» را رویایی سرگرمکننده از یک کتابشناس عنوان کردهاند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
آن لحظهای که کنار بستر مرگ خواهرم ایستادم و صدای گریهٔ پدرم را شنیدم و دستان مادرم را دیدم که ملافهٔ سفیدِ روی بدن آنماری را چنگ میزد، فقط به این فکر میکردم حالا که دیگر آنماری زنده نیست، چطور نفس بعدیام را بکشم، چطور لحظهٔ بعدی زندگی را بگذرانم. اما زیر سطح واکنشهای مغزم، در عمقِ زوایای موضوع و خاطره و انگیزه، احساس گناه در حال نفوذ بود. هر روزی که گذشت، وزنش را احساس کردم، خیلی سخت و سنگین. با آن دستوپنجه نرم کردم، سعی کردم آن را بفهمم. خودِ منطقیام میدانست که من مسئول مرگ خواهرم نبودم، اما خودِ غیرمنطقیام، چندان مطمئن نبود. وقتی ماهها و بعد سالها گذشت، احساس گناه همچنان پابرجا بود. من به سریعترین و سختترین شکلی که توانستم، نسبت به زندگی عکسالعمل نشان دادم، با این حساب که با دوبرابرذ زندگی کردن میتوانم زندگی آنماری را جبران کنم؛ یک زندگی پر از تجربههایی که او هرگز نمیتوانست داشته باشد.