%10


دفعات مشاهده کتاب
652
علاقهمندان به این کتاب
0
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات هزاره ققنوس منتشر کرد:
ديروز باران آمد. اول آهسته بود، بعد تند شد و توي شيشه ها زد. مرتضي که از مدرسه آمد کت و کلاهش خيس شده بود.
گفت: (مامان، امروز خانم، مرغابي و لاک پشت را درس دادند.) لاک پشت کتاب مرتضي شايد بزرگ تر از بچه لاک پشت هادي باشد و بتواند در آب دست و پا بزند.
صديقه خانم کاسه ي آب را روي زمين گذاشت و نشست. مرتضي نوک انگشتش را به بچه لاک پشت زد. بچه لاک پشت جم نخورد. مرتضي گفت: (انگار مرده.) هادي گفت: (نه، زنده س. اما مريضه، تکون نمي خوره.) بعد هادي و مرتضي رفتند توي حياط. مامان پرده را کنار کشيد و در اتاق را باز کرد. دست هاش را دو طرف صورتم گذاشت و سرم را چرخاند به طرف حياط.
فروشگاه اينترنتي 30 بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9789648792546
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
114 صفحه
نوبت چاپ
5
وزن
138 گرم
سال انتشار
1397
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














15٬750 تومان
17٬500
%10






























