کافکا در کرانه

کافکا در کرانه

(126)

1,450,000 ریال

دفعات مشاهده کتاب
6826

علاقه مندان به این کتاب
163

می‌خواهند کتاب را بخوانند
16

کسانی که پیشنهاد می کنند
24

کسانی که پیشنهاد نمی کنند
1

نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب کافکا در کرانه

"كافكا تامورا" پسر نوجوانی از طبقه‌ی ثروت‌مند است كه با پدرش در یك خانه زندگی می‌كند. وی مدت‌هاست كه در انتظار روز تولد 15 سالگی‌اش است، چرا كه قصد دارد در این روز از خانه فرار كند. سرانجام روز موعود فرا می‌رسد و او پس از برداشتن وسایل ضروری با بلیتی كه برای "تاكاماتسو"، یكی از دورترین شهرها ازمحل سكونتش، رزرو كرده بود سوار اتوبوس می‌شود. وی علاقه‌ی خاصی به كتاب و كتاب‌خانه دارد و در تاكاماتسو نیز به یكی از كتاب‌خانه‌ها سر زده و با كتابدار آن با نام "اوشیما" دوست می‌شود. كافكا در تاكاماتسو ماندگار می‌شود و پس از اقامت یك هفته‌ای در هتل برای اسكان دایمی به همان كتاب‌خانه می‌رود. در ادامه ماجراهای بسیاری برای وی رخ می‌دهد، از جمله قتل پسرش، تعقیب پلیس برای یافتن وی، و انتصاب به مدیریت كتابخانه به مدت 50 سال. در نهایت وی پس از كسب تجربیاتی تصمیم می‌گیرد به خانه بازگردد و ادامه‌ی تحصیل دهد؛ در حالی كه می‌داند روزی به تاكاماتسو بازخواهد گشت.

نظرات کاربران (7)

نظر شما در مورد این کتاب

امتیاز شما به این کالا:

نظرات دیگر کاربران

  • تصویر کاربر

    • محمدمهدی صفا
    • پاسخ به نظر

    کافکا در ساحل، نشان گر اوج بلوغ و پختگی یکی از بهترین داستان سرایان دنیا، هاروکی موراکامی است.

  • تصویر کاربر

    • آزفنداک آزفنداک
    • پاسخ به نظر

    در این کتاب دو داستان به صورت موازی روایت میشه. داستان یک نوجوان و یک پیرمرد. این دو داستان در ظاهر مجزا هستند اما در واقع مکمل همدیگر هستند.اشاراتی که به اسطوره و افسانه‌های یونان باستان در بخش هایی از کتاب داره داستان کتاب را جذاب ساخته. آشنایی با جهان‌های موازی هم به فهم بهتر داستان کمک میکنه.

  • تصویر کاربر

    • دیبا حاجی احمدی
    • پاسخ به نظر

    زیبا بود اما از موراکامی انتظار بیشتری داشتم.

  • 1
  • 2
  • 3

بریده ای از کتاب (7)

بریده ای از این کتاب

بریده های دیگر کاربران

  • تصویر کاربر

    • حسن شکوری
    • 1

    شاید، شاید بیشتر آدم‌های دنیا سعی نمی‌کنند آزاد باشند، کافکا. فقط فکر می‌کنند که آزادند، همه‌اش توهم است. بیشتر آدم‌های دنیا اگر آزادشان بگذاری، بدجوری تو هچل می‌افتند. بهتر است یادت باشد. مردم عملاً ترجیح می‌دهند آزاد نباشند.

  • تصویر کاربر

    • محمدمهدی صفا
    • 0

    می دانی فکر هزارتو اول از کجا آمد از بین النهرین باستان. روده های حیوانات را بیرون می کشیدند گمان می کنم گاهی هم مال آدم ها را و از شکل آن برای پیش بینی آینده استفاده می کردند. شکل پیچیده ی روده را ستایش می کردند. بنابراین الگوی نخستین هزارتو در یک کلمه، شکم است

  • تصویر کاربر

    • محمدمهدی صفا
    • 0

    آنچه تو اکنون تجربه می کنی مضمون مکرر بسیاری از تراژدی های یونان است. انسان سرنوشتش را انتخاب نمی کند. سرنوشت او را انتخاب می کند.

  • 1
  • 2
  • 3
قرعه کشی بزرگ