

انتشارات افراز منتشر کرد:
ما؛که پس از نيماپس از هدايت و چوبک به اين دنيا قدم گذاشته ايم.ما؛مايي که پس از رنسانس ديگران و مشروطيت خودمان آرد را خمير ميکنيم براي نان.ما؛مايي که حقيقت را هميشه پنهان ميکنيم و پس تبهکاريم.مايي که زندگان را زنده زنده در خاک ميکنيم و سر گور خفتگان سينه چاک مي دهيم.مايي که در گورهاي تازه دندان طلاي مردگان را مي شکنيم، ما مايي که تا چشمي به واژه انسان دارد کسي که از سر صدق،گردن اش مي زنيم و تا چشم فرو بست،برايش کف مي زنيم و يا به احترام،در سوگ او يک دقيقه سکوت مي کنيم .ما،چه بد،چه دد مردماني هستيم ما!مايي که خود،عصرمان را برگشته به عصر شب است و شب است و ما،تنها به نظاره اش نشسته ايم انگار!
شب،شبي که ظلمت خود وحشت ميکند انگار! چه خوش مردمانيم ما؛مايي که در ظلمت شب:
بر مردگان خويش نظر مي بنديم با طرح خنده اي
و نوبت خود را انتظار مي کشيم بي هيچ خنده اي
فروشگاه اينترنتي 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده
















































