

نشر روشنگران منتشر کرد:
«چهار صندوق» نمایشنامهای است به قلم «بهرام بیضایی»، که در آن چهار فرد با چهار رنگ نمادین، مترسکی برای محافظت از خود در برابر خطرهای محتمل برپا میکنند، اما نمیدانند که همین مترسک قرار است به آفت جان آنها تبدیل شود. مترسکی که برای حفاظت از آنها در برابر تهدیدات ساخته شده بود و به دست خودشان به سلاح مجهز گردیده بود، کنترل همه چیز را به دست گرفته و حتی بر سازندگان خود مسلط میشود. به گونهای که آنها را مجبور میکند «چهار صندوق» برای خود بسازند و در آنجا زندانی شوند. اما چقدر میتوان در زندان زندگی کرد و سکوت نگه داشت؟
سرخ، سبز، زرد و سیاه، خسته از زندانهایشان تصمیم میگیرند «چهار صندوق» را بشکنند، اما باید دید که آیا شجاعت این کار را دارند و در نهایت این تصمیم چه پیامدهایی برای آنها خواهد داشت.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
دربارهٔ کتاب
.
کتاب «چهار صندوق» نمایشنامهای از کارگردان مشهور ایران و داستان چهار نفر با رنگهای سرخ، زرد، سبز و سیاه است که به ترتیب نمایندهٔ چهار قشر جامعه هستن؛ یعنی بازاریها، روشنفکرها، مذهبیها و مردم عادی، که تصمیم میگیرند برای در امان ماندن از خطرهای احتمالی، یک مترسک بسازن. آنها این مترسک را با تجهیزات و سلاحهای مختلف آماده میکنند. مترسک زنده شده و شروع به صحبت میکند؛ اتفاقی که در ابتدا باعث خوشحالی تکتک آنها میشود.ولی کمکم اوضاع تغییر میکند و مترسک قدرت و کنترل فضا را به دست میگیرد و چهار نفر را مجبور میکند که هر کدوم برای خودشان یک صندوق بسازند تا توی صندوق زندانی شوند و از هم جدا بمانند. با گذشت زمان، چهار نفر تصمیم میگیرند از صندوقها بیرون بیایند و با مترسک مقابله کنند. اما در نهایت فقط فرد سیاهرنگ جرات میکند صندوقش را بشکند و در برابر مترسک بایستد؛ و در پایان، همین فرد قربانی ترس و سکوت بقیه میشود.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
.
«چهار صندوق» یکی از برجستهترین آثار تمثیلی بهرام بیضایی است که با زمان نمادین و شخصیتهای رنگدار، نقدی تند و هوشمندانه به ساختارهای قدرت، استبداد، ترس جمعی و مسئولیتگریزی اجتماعی وارد میکند. برخی از ویژگیهای برجستهٔ این نمایشنامه عبارتاند از:• استفاده از نمادها و تمثیلها: شخصیتها با رنگ مشخص میشوند (سرخ، زرد، سبز، سیاه) که بهصورت نمادین نمایندهٔ طبقات اجتماعی مختلف هستند. مترسک هم نماد قدرتی خودساخته است که مردم از روی ترس آن را میسازند و سپس گرفتار سلطهاش میشوند.
• نقد قدرت و استبداد: بیضایی در این نمایشنامه نشان میدهد که چطور قدرتهای سرکوبگر میتوانند با تفرقه و ترس، جامعه را به سکوت و تسلیم بکشانند، بدون آنکه خودشان از ابتدا وجودی مستقل داشته باشند.
• پرسش از مسئولیت فردی و جمعی: چهار شخصیت اصلی هر یک بخشی از جامعه هستند که به جای اتحاد، تن به جدایی و انزوا میدهند. تنها شخصیت سیاه (مردم عادی) مقاومت میکند، اما چون دیگران همراهیاش نمیکنند، شکست میخورد.
• ساختار ساده، محتوای عمیق: با وجود دیالوگهای کوتاه و شخصیتهای محدود، اثر لایههای تفسیری متعددی دارد و مفاهیم فلسفی، اجتماعی و سیاسی عمیقی را منتقل میکند.
• پایانی هشداردهنده و تلخ: نمایش با قربانی شدن کسی که ایستادگی کرده تمام میشود؛ هشداری دربارهٔ بهای سکوت دیگران و اینکه تغییر نیاز به اتحاد دارد.
بازخوردها به نمایشنامهٔ «چهار صندوق»
.
• نمایشنامهٔ چهار صندوق در هر در رژیم پهلوی و هم در جمهوری اسلامی ممنوعالچاپ شد و هر بار پس از انتشار نخست (یک بار به سال ۱۳۴۶ و بار دیگر ۱۳۵۸) توقیف گردید.• بیضایی هرگز اجازه نیافت این نمایشنامه را روی صحنه ببرد. کارگردانان دیگر نیز اغلب اجازه پیدا نکردند آن را رسماً اجرا کنند. گرچه چهار صندوق توسط گروههای دانشجویی به عنوان تمرین و آموزش و به صورت غیررسمی در کارگاههای تئاتر و محیطهای دانشگاهی اجرا شده است.
• نمایش چهار صندوق تحت عنوان مترسک از تاریخ ۶ تا ۲۹ مهرماه ۱۳۹۴ توسط گروه تئاتر اگزیت به کارگردانی مهرداد خامنهای در خانه موزه استاد عزتالله انتظامی در تهران به روی صحنه رفت.
• این نمایش پس از ۴۵ سال با اجازهٔ نویسنده در کوآلالامپور به کارگردانی مهناز گیاهپرور و تهیهکنندگی پیام گویا به مدت چهار شب در اوت ۲۰۱۲ به روی صحنه نمایش رفت. پیام گویا، سپیده کیانی، کوثر عباسی و متین راهنما از جمله بازیگران این نمایش بودند.پس از آن چهار صندوق را بار دیگر گروه تئاتر برگ به کارگردانی مهرداد خامنه در اسلو به مدت دو شب در سپتامبر ۲۰۱۲ به روی صحنه برد.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
.
اگر به مطالعهٔ نمایشنامههای متفاوت و نمادین علاقه دارید خواندن این کتاب را به هیچ عنوان از دست ندهید. این کتاب بهویژه مناسب خوانندگانی است که به نمایشنامههای عمیق که ساختار قدرت، استبداد، مسئولیت فردی و نقش مردم در شکلگیری یا مقابله با سرکوب را نقد کرده باشد، مناسب است. این اثر برای دانشجویان و پژوهشگران رشتههای ادبیات نمایشی، علوم اجتماعی، فلسفه سیاسی و مطالعات فرهنگی نیز بسیار مناسب است و خواندن آن را به تمام دوستداران ادبیات و تئاتر مدرن ایران توصیه میکنیم.چرا کتاب «چهار صندوق» را بخوانیم؟
.
• نقد قدرت و استبداد به شیوهای تمثیلی: بیضایی در این نمایشنامه با استفاده از نماد مترسک که ابتدا محافظ است اما در نهایت بر مردم تسلط مییابد، به شکلی هنرمندانه نشان میدهد که چگونه قدرتهای سرکوبگر ممکن است از ترس و ناهمبستگی مردم تغذیه کنند. این دیدگاه به مخاطب کمک میکند تا ساختارهای سیاسی و اجتماعی را از زاویهای تازه تحلیل کند.• بازتاب ترس جمعی و انزوای اجتماعی: چهار شخصیت اصلی که نماینده اقشار مختلف جامعهاند، به جای اتحاد، در صندوقهای جداگانه زندانی میشوند؛ نمادی از جدایی و انزوا که میتواند نتیجهٔ ترس و بیاعتمادی باشد. این موضوع، توجه ما را به پیامدهای روانی و اجتماعی ترس در جامعه جلب میکند.
• تأکید بر مسئولیت فردی و جمعی: این نمایشنامه نشان میدهد که تغییر و مقاومت نیازمند اقدام جمعی است و ایستادگی تنها یک نفر (شخصیت سیاه) بدون حمایت دیگران به شکست میانجامد. این نکته اهمیت همکاری و همبستگی اجتماعی را یادآور میشود.
• اثری با ارزش ادبی و تاریخی: «چهار صندوق» نه تنها یک اثر هنری است بلکه بخشی از تاریخ تئاتر نوین ایران محسوب میشود که میتواند دریچهای به فرهنگ، تاریخ و دغدغههای سیاسی-اجتماعی ایران باز کند و برای علاقهمندان به ادبیات نمایشی و مطالعات اجتماعی بسیار آموزنده باشد.
نمایشنامهٔ «چهار صندوق» را بخوانید چون یک اثر نمادین و تأملبرانگیز است که به زبانی ساده اما پُرمعنا، ساختارهای قدرت، ترس جمعی و مسئولیت فردی را نقد کرده است. این نمایشنامه نهتنها بازتابی از وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران در دورهای خاص است، بلکه به پرسشهایی جهانی دربارهٔ نقش مردم در شکلگیری و مقابله با استبداد و سرکوب میپردازد. خواندن این اثر به شما نشان میدهد که چگونه ترس و تفرقه میتواند جامعه را تسلیم کند و اهمیت اتحاد و مقاومت فردی را نشان میدهد.
دربارهٔ نویسنده
.
بهرام بیضایی یکی از برجستهترین نویسندگان و کارگردانان فیلم و تئاتر ایران است که آثار متعددی در زمینههای مختلف هنری و پژوهشی ارائه داده است. این هنرمند در دی ۱۳۱۷ به دنیا آمد و علاوه بر کارگردانی و نویسندگی، در زمینههای تدوین فیلم، شاعری، مقالهنویسی، ترجمه نمایشنامه و تدریس دانشگاهی فعال بوده و بهعنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار در سینما و نمایش نوین فارسی شناخته میشود. بسیاری از نمایشنامهها و فیلمهایش در سطح بینالمللی ترجمه، چاپ و اجرا شدهاند و آثار شاخصی مانند «مرگ یزدگرد» را خلق کرده است که شاهکار او در نظر گرفته میشود.بیضایی در تهران به دنیا آمد و از کودکی علاقهمند به سینما و ادبیات بود. او پس از آشنایی با آثار صادق هدایت و تأثیر گرفتن از او، به تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی پرداخت اما تحصیلاتش را نیمهکاره رها کرد و به پژوهش در تاریخ نمایش ایرانی روی آورد. فعالیتهای نمایشی خود را با الهام از تعزیه آغاز کرد و نخستین نمایشنامههایش با موفقیت اجرا شدند. او در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به عنوان فیلمساز و استاد دانشگاه به فعالیت خود ادامه داد و پس از انقلاب اسلامی نیز به تولید آثار هنری ادامه داد. او در اواخر دهه ۱۳۸۰ به آمریکا مهاجرت کرد و همچنان به فعالیتهای هنری و آموزشی مشغول است.
بهرام بیضایی نقش مهمی در تحول نمایش و سینمای ایران داشته و اغلب بهعنوان یکی از برترین نمایشنامهنویسان و فیلمسازان تاریخ معاصر ایران شناخته میشود. آثارش مانند «باشو، غریبه کوچک» و «سگکُشی» از فیلمهای شاخص سینمای ایران به شمار میآیند و او یکی از بنیانگذاران موج نو سینمای ایران بوده است. در حوزه تئاتر نیز، با نمایشنامهها و اجراهای تأثیرگذار، به پایهگذاری و ارتقای ادبیات نمایشی معاصر فارسی کمک کرده است. بسیاری از هنرمندان مطرح ایران از شاگردان او بودهاند و تأثیر او بر هنر و اندیشه آزاد در ایران بسیار چشمگیر است.
معرفی کتابهای مشابه:
.
اگر از مطالعهٔ این نمایشنامه لذت بردید و به دنبال نمایشنامههایی عمیق و فلسفی میگردید که به موضوعات متنوعی پرداخته باشند، خواندن نمایشنامههای زیر را نیز به شما پیشنهاد میکنیم.• نمایشنامهٔ فرضیهٔ زمین مسطح
.
نمایشنامهٔ «فرضیه زمین مسطح» سومین نمایشنامهٔ مصطفی مستور نویسنده و پژوهشگر ایرانی است که بیشتر با رماننویس و بهخصوص رمان «روی ماه خداوند را ببوس» به شهرت رسید. این دو نمایشنامه هر دو آثاری عمیق و نمادین هستند که با زبانی استعاری و کنایی به مسائلی پیچیده در حوزهٔ انسانی، اجتماعی و سیاسی میپردازند. هر دو نمایشنامه با استفاده از شخصیتهای محدود و موقعیتهای فشرده، به موضوعاتی مانند ترس، محدودیتهای فردی و جمعی، و تأثیر قدرت بر روابط انسانی توجه دارند. شباهت اصلی این دو اثر در تمرکز بر محدودیتها و اسارتهای مختلف ـ چه فیزیکی، چه ذهنی ـ و تأکید بر نیاز به آگاهی و مقاومت فردی برای رهایی است. هر دو نمایشنامه با پایانهای باز و تأملبرانگیز، مخاطب را به بازاندیشی در نقش خود در برابر سیستمها و ساختارهای قدرت دعوت میکنند و به نوعی هشدار میدهند که سکوت و انفعال میتواند منجر به تداوم ظلم و اسارت شود.این نمایشنامه که اولینبار در سال ۱۴۰۱ منتشر شد، یک نمایشنامهٔ فلسفی دربارهٔ مرگ و زندگی است و داستان آن در یک خانوادهٔ ۶ نفره با سه فرند پسر و دختر میگذرد. هر کدام از اعضای خانواده در طول نمایش از مشکلات، دغدغهها و اضطرابهایشان میگویند. اتابکخان، ناهید، خسرو، هومن، یاسمن و مجید اعضای این خانواده هستند و مصطفی مستور در این نمایشنامهٔ فلسفی، علاوه بر به تصویرکشیدن هراس از مرگ، هراس از زندگی را نیز به تصویر کشیده است. نمایشنامهٔ فرضیهٔ زمین مسطح، یک نمایشنامهٔ فلسفی و بسیار متفاوت دربارهٔ دغدغههای یک خانوادهٔ ایرانی است. اگر به خواندن نمایشنامه علاقه دارید، مطالعهٔ این نمایشنامهٔ زیبا را از دست ندهید.
• نمایشنامهٔ آی بیکلاه،آی با کلاه
.
نمایشنامهٔ «آی بیکلاه، آی با کلاه» اثر غلامحسین ساعدی یکی از برجستهترین نمایشنامهنویسان و پزشکان معاصر ایران است. این نمایشنامه از لحاظ محتوایی بسیار به «چهار صندوق» شباهت دارد و هر دو از نمایشنامههای نمادین و اجتماعی مهم در ادبیات نمایشی ایران هستند که با زبان کنایی و استعاری به نقد ساختارهای قدرت و تأثیر آن بر زندگی افراد میپردازند. هر دو اثر با فضایی نسبتاً فشرده و شخصیتهایی نمایانگر بخشهایی از جامعه، تضاد میان فرد و نظام حاکم را به تصویر میکشند و نقش ترس، سرکوب و انزوای اجتماعی را برجسته میکنند. شباهت مهم این دو نمایشنامه در پرداختن به موضوع استبداد و تسلط قدرت بر مردم است؛ جایی که در هر دو، شخصیتها در مواجهه با فشارهای سیستم، دچار اضطراب، جدایی و مقاومت یا تسلیم میشوند. هر دو نمایشنامه نیز با پایانهایی تلخ و تأملبرانگیز، مخاطب را به فکر واداشته و به اهمیت مسئولیت فردی و جمعی در برابر ظلم اشاره دارند.این نمایشنامه روایتگر وضعیتی است که شخصیتها در آن گرفتار تضادهای داخلی و اجتماعی شدهاند. داستان با فضایی سوررئال و پر از کنایه، به کشمکشهای قدرت، هویت و سرنوشت انسانها در مواجهه با نهادهای زورگو و غیرانسانی میپردازد. شخصیتها نماد بخشهای مختلف جامعه هستند که درگیر تناقضهای خود و فشارهای بیرونیاند. موضوع اصلی نمایشنامه حول محور پرسشهایی درباره آزادی، اختیار و مقاومت در برابر ظلم و تباهی میچرخد و با زبانی تند و تلخ، تصویری انتقادی از وضعیت جامعه ارائه میدهد.
سخن پایانی
.
نمایشنامهٔ «چهار صندوق» یکی از نمونههای شاخص تئاتر تمثیلی در ادبیات معاصر ایران است که بیضایی در آن با بهرهگیری از زبانی نمادین و ساختاری ساده، مفاهیم پیچیدهای چون ترس جمعی، قدرت خودساخته و مسئولیتگریزی اجتماعی را به تصویر میکشد. این اثر با شخصیتهایی نمادین و موقعیتی استعاری، فراتر از زمان و مکان خاصی قرار میگیرد و به همین دلیل خواندنی و قابلتأمل باقی مانده است. بیضایی با هوشمندی، از یک داستان ظاهراً ساده، بستری برای پرسشهای جدی دربارهٔ جامعه، سیاست و اخلاق میسازد.مهمترین بخش این نمایشنامه، تأکید بر این مسئله است که قدرتهای سرکوبگر اغلب بهخاطر ترس و سکوت خود مردم شکل میگیرند. مترسک در «چهار صندوق» نه بهعنوان یک موجود مستقل، بلکه بهعنوان مخلوقی ساختهٔ دست مردم ظاهر میشود که بهمرور به ارباب آنها تبدیل میگردد. این پیام، نوعی هشدار است؛ هشداری دربارهٔ پیامدهای بیعملی و عدم اتحاد در برابر بیعدالتی. بیضایی با انتخاب پایانی تلخ، ما را وادار میکند که از خود بپرسیم در شرایط مشابه، ما در کنار چه کسی خواهیم ایستاد؟
بیضایی این اثر را روبهروی مردم و جامعه قرار داده و از ما میخواهد به نقش خود در تداوم یا تغییر شرایط موجود فکر کنیم. این اثر ما را به بازنگری در رفتارهای جمعی، مسئولیتهای فردی، و اثرات سکوت در لحظات بحرانی دعوت میکند. اگرچه این نمایشنامه سالها پیش نوشته شده، اما مفاهیم آن همچنان برای دنیای امروز ما کاربردی، ملموس و ضروریاند.
شاید بپسندید














از این نویسنده













