

مهاجر سرزمین آفتاب
انتشارات سوره مهر منتشر کرد:
همین که پا به اتاق گذاشتم، برادرم، هیداکی، با توپ پُر به سراغم آمد و، در حالی که پدر و مادرم میشنیدند، سرم داد زد و با صدای بلند گفت: «تو هیچ میفهمی زندگی با یک مسلمان چه سختیهایی دارد؟! آنها هر گوشتی نمیخورند! شراب نمیخورند! اصلاً تو میدانی ایران کجای دنیاست که میخواهی خاک آبا و اجدادیت را به خاطرش ترک کنی؟!»... بغض کردم و رفتم توی اتاقم؛ همانجا که اتسوکو نشسته بود و با غیظ و غضب نگاهم میکرد. ناامیدی و دلتنگی بر سرم آوار شد...
فروشگاه اینترنتی 30بوک
معرفی کتاب مهاجر سرزمین آفتاب اثر حمید حسام و مسعود امیرخانی
کتاب مهاجر سرزمین آفتاب خاطرات یک زن ژاپنی به نام کونیکو یامامورا است. او با مردی مسلمان آشنا شد، ازدواج کرد و به اسلام گروید و نام ایرانی «سبا» را از روی قرآن برای خود انتخاب کرد. کونیکو یامامورا که اکنون نامش سبا بابایی است، مادر ژاپنی یک شهید در ایران است.
کتاب مهاجر سرزمین آفتاب اثر حمید حسام و مسعود امیرخانی روایتی از خاطرات و شرح زندگی یک مادر شهید ژاپنی به نام کونیکو یامامورا است. حمید حسام در سال 1393 به ژاپن سفر میکند تا در مراسم سالگرد بمباران اتمی هیروشیما شرکت کند. آنجا با مترجمی ژاپنی آشنا میشود که محجبه است و همین باعث کنجکاوی حمید حسام میشود. طی مراسم متوجه میشود که بانو کونیکو یامامورا در ژاپن و خانوادهای بودایی به دنیا آمده و با مردی مسلمان ازدواج کرده است و به ایران مهاجرت کرده و پس از سالها، پسر نوزده سالهاش در جبهههای جنگ تحمیلی ایران به شهادت رسیده است.
نویسنده که معتقد بود داستان زندگی یامامورا بسیار جالب و منحصربهفرد است بسیار راغب میشود تا شرح زندگی بانو یامامورا را بنویسد و ایشان هم موافقت میکند. طی چندین سال حمید حسام و مسعود امیرخانی به نوشتن خاطرات و سرگذشت کونیکو یامامورا از کودکی تا بزرگسالی میپردازند. یامامورا خود معتقد است که آشنایی با یک جوان مسلمان باعث تغییر زندگیاش شد. شرح زندگی یامامورا در ایران نیز جالب است چون او حوادث و اتفاقاتی نظیر قیام 15 خرداد، انقلاب، تغییر حکومت و دوران جنگ تحمیلی را در ایران تجربه کرده است
خلاصۀ داستان مهاجر سرزمین آفتاب
«برخلاف پدر، مادرم سختگیر نبود. پدرم سرکار میرفت، تا غروب نمیآمد و مادرم اجازه میداد به خانۀ عمهام، که نزدیکمان بود بروم و با دخترعمهام یوشیکو که هم سنوسالم بود بازی کنم. گاهی آنقدر سرگرم بازی میشدیم که متوجۀ گذر زمان نمیشدیم. وقتی پدرم از سر کار میآمد سراغم را میگرفت. متوجه میشد رفتهام؛ به خانۀ عمهام میآمد و با قهر و غضب مرا به خانه برمیگرداند.»
بریدههایی از کتاب مهاجر سرزمین آفتاب
«و امروز که از مرز هشتادسالگی گذشتهام، آن برگههای باطل شدۀ شهرداری اَشیا را، که با خط کانجی نوشته شده است، میبینم و نگاهم روی آن ضربدر متوقف میشود. دلم برای پدر، مادر، برادر و خواهرانم میگیرد. به باغ خاطرهها میروم و به جشن شکوفههای گیلاس که هر سال چشمانتظار آمدنش بودیم تا بهار برسد و ما زیر مخمل سفید آن شکوفهها، شادمانه، در فضای کودکانهمان بازی کنیم و خوشی ایام را یکنفس سر بکشیم و به یاد سیمای مهربان مادربزرگم، ماتسو، میافتم که او را عاشقانه دوست داشتم و زنگ صدای مهربان مادرم، آئی، به یادم میآید که کلماتش اولین خاطراتی بود که در گوشم نشست.»
«وقتی هفتساله شدم، دلم میخواست همان دریایی را که از طبقۀ بالای خانهمان دیده بودم از نزدیک ببینم. آن موقع، برادرم هیداکی، سیزدهساله بود و دوچرخه داشت؛ یوشیکو هم همینطور. یک روز هیداکی، دور از چشم پدر، من را ترک دوچرخه نشاند و تا لب دریا برد. همان لحظۀ اول هاجوواج مانده بودم. پشتههای امواج از دور میآمدند و به ساحل ماسهای میرسیدند. من و یوشیکو با هر موج فرار میکردیم و دوباره جلوتر میآمدیم تا موج بعدی برسد. خسته که شدم به دریا خیره ماندم و به فکر فرو رفتم که آن سوی دریاها کجاست؟ وقتی به خانه برگشتم، روی تشک کنار اتسوکو دراز کشیدم. هنوز غرق در دریا بودم؛ پرندۀ خیالم را از فراز دریاها عبور دادم، از کوهها گذشتم و به سرزمینهای دور رسیدم و آنقدر در خود غرق شدم که حواسم نبود دارم با خودم حرف میزنم.»
خواندن کتاب مهاجر سرزمین آفتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
دربارۀ نویسندگان کتاب مهاجر سرزمین آفتاب

مسعود امیرخانی مترجم و نویسندۀ ایرانی است. از جمله آثار ترجمه شدهاش میتوان به کتاب گربۀ بلیتس و اعدام سرباز اسلوویک اشاره کرد.
حواشی حول محور کتاب
شرایط تهیه کتاب
علاوه بر نسخۀ چاپی، این کتاب به شکل صوتی با صدای فاطمه محمدی عرضه شده است و علاقهمندان به کتابهای صوتی میتوانند این نسخه را از مراکز فروش آن تهیه نمایند.
اگر از کتاب مهاجر سرزمین آفتاب خوشتان آمده، این کتابها را از دست ندهید.
- آبنبات نارگیلی نوشتۀ مهرداد صدقی رمانی طنز و ماجرای پسری به نام محسن است که در موقعیتهای ناخواستهای درگیر میشود. این کتاب در کنار آبنبات پستهای، آبنبات هلدار و آبنبات دارچینی از رمانهای یک مجموعه است.
شاید بپسندید














از این نویسندهها













































