کتابخانه نیمه شب

(65)
نویسنده:

1,300,000ریال

1,040,000 ریال

دفعات مشاهده کتاب
63436

علاقه مندان به این کتاب
511

می‌خواهند کتاب را بخوانند
97

کسانی که پیشنهاد می کنند
182

کسانی که پیشنهاد نمی کنند
14

نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب کتابخانه نیمه شب

انتشارات کوله پشتی منتشر کرد:
بین مرگ و زندگی یه کتابخونه‌ست، و توی اون کتابخونه، قفسه‌های کتاب تا ابد ادامه دارن. هر کتاب شانس امتحان کردن یکی از زندگی‌هایی رو بهت می‌ده که می‌تونستی تجربه‌شون کنی. تا ببینی اگه انتخاب دیگه‌ای کرده بودی، چی می‌شد... اگه شانس این رو داشتی که حسرت‌هات رو از بین ببری، کار متفاوتی انجام بدی، چه اتفاقی میفتاد.»
جایی آن‌سوی لبۀ دنیا کتابخانه‌ای هست با تعداد بی‌شماری کتاب، که هر کدام قصۀ یک زندگی را روایت می‌کنند. یکی قصۀ زندگی‌ات به همین شکل کنونی‌اش است و دیگری قصۀ زندگی‌ات با این فرض که زمانی در جایی انتخاب متفاوتی کرده باشی. همه‌مان همیشه در این فکریم که شاید زندگی‌مان می‌توانست متفاوت باشد، اما اگر شانس این را داشته باشی که به این کتابخانه بروی و خودت تمام زندگی‌های دیگرت را ببینی چه؟ امکان دارد هر کدام از این زندگی‌ها بهتر از زندگی کنونی‌ات باشند؟
در رمان جدید و مسحورکنندۀ مت هیگ به نام کتابخانۀ نیمه‌شب، دقیقاً همین پرسش برای نورا سید پیش می‌آید. نورا این انتخاب را دارد که زندگی‌اش را با زندگی جدیدی عوض کند، مسیر شغلی جدیدی را پیش بگیرد، روابط شکست‌خوردۀ سابقش را ترمیم بخشد و طبق رؤیای کودکی‌اش، یخچال‌شناس بشود. اما همچنین باید حین سفر در دل کتابخانۀ نیمه‌شب، به درون خودش نگاهی بیندازد و آنچه واقعاً به زندگی معنا و ارزش می‌بخشد، پیدا کند.
فروشگاه اینترنتی 30بوک

نقد و بررسی تخصصی نقد و بررسی تخصصی

اینفوگرافیک کتابخانهٔ نیمه‌شب

اینفوگرافی کتابخانه نیمه شب

معرفی کتاب کتابخانه نیمه‌شب اثر مت هیگ 


کتابخانه نیمه شب رمانی فانتزی و خودیاری از مت هیگ، نویسندۀ انگلیسی است که در سال 2020 منتشر شد. رمان کتابخانه نیمه شب، حال و هوای یک تمرین روان‌شناسانه برای مقابله و مبارزه با افسردگی را دارد و نویسنده‌ هم خودش تجربۀ دوره‌های افسردگی را داشته است. شخصیت اصلی داستان زن جوانی است که خودکشی می‌کند و وارد دنیایی بین زندگی و مرگ می‌شود و در آن‌جا با زندگی‌های جایگزین بسیارش رویارو می‌شود.

تعداد کمی از کتاب‌های فانتزی به این ایده پرداخته‌اند که شاید فرصتی دوباره برای تجربۀ زندگی قبلی داشته باشید، یک جور فرصت مجدد جادویی که در آن بتوان اشتباهات را پاک کرد، پشیمانی‌ها را برطرف کرد و انتخاب‌ها را تغییر داد. این میل عمیق برای داشتن یک زندگی متفاوت یا تجربۀ چیزی بیشتر از یک زندگی موضوع اصلی رمان پرفروش و پرطرفدار مت هیگ است. اول از خودتان بپرسید، بهترین اتفاقی که ممکن است در زندگی من رخ بدهد چیست؟ بدترین آن چطور؟ چه چیزهایی در زندگی‌تان را می‌توانید تغییر دهید و برای تغییر دادن چه چیزهایی دیگر خیلی دیر شده است؟ اینها سؤالات بزرگی هستند که پاسخ ‌دادن به آنها نیازمند دیدگاهی موشکافانه باظرافت و عمیق است. سؤالاتی که مت هیگ، با چیره‌دستی به آنها پاسخ داده است. 

رمان کتابخانه نیمه شب اثر مت هیگ با ترجمۀ محمد صالح نورانی‌زاده، دربارۀ فرصت‌های بی‌نهایتِ زندگی صحبت می‌کند. نورا سید، شخصیت اصلی کتاب، زن جوانی است که زندگی معمولی و یکنواخت او را دچار ملال کرده است و احساس می‌کند دیگر کسی به او نیاز ندارد و برای اطرافیانش ناکارآمد است. شبی که ناامیدی نورا به اوجش می‌رسد، او دست به خودکشی می‌زند و این عمل، سرآغاز تجربه‌ای جدید است. نورا فرصت می‌کند به کتابخانه نیمه شب برود. جایی که درمی‌یابد اگر انتخاب‌های زندگی‌اش اندکی متفاوت بود، چه زندگی‌هایی را می‌توانست تجربه کند. 

این رمان جذاب و قابل‌تأمل، احساسات عمیق نورا را به تصویر می‌کشد. داستان کتاب ساده و بدون پیچیدگی‌ و بازگوکنندۀ تجربیات عاطفی مختلف در زندگی است.
هرچند که این رمان عمق و لحنی زیبا و تکرارنشدنی دارد اما گهگاه، عنصر غافلگیری را از دست می‌دهد و ایده‌ای را که از پیش برای خواننده روشن و واضح بود، دوباره و دوباره شرح می‌دهد و لحنی تکراری به خود می‌گیرد. خصوصاً زمانی که خانم الم درس زندگی می‌دهد. علاوه بر این، تلاش نویسنده برای اینکه پرش‌های مختلف نورا را با مفاهیم فیزیک کوانتوم ربط بدهد بیشتر تلاشی غیرضروری برای توجیه بخش علمی کتاب به نظر می‌رسد تا یک تحقیق واقعی مبتنی بر نتایج علمی. البته که اساس نظریه وجود جهان‌های متعدد و موازی که انتخاب‌های متفاوت در آنها موجب شکوفایی استعدادهای مختلف و وقایع گوناگون می‌شود در کتاب به‌خوبی شرح داده شده است اما مت هیگ هرگز مستقیماً این موضوع را شرح نمی‌دهد بلکه بیشتر از تأثیرات تجربۀ زندگی‌های مختلف بر ذهن نورا ابراز نگرانی می‌کند. 

این کتاب رمانی ساده است. کتابی بدون پیچیدگی‌های رمان‌های جنایی و یا کارآگاهی، بدون پر شخصیتی داستان‌های کلاسیک و داستان‌های روسی و بدون پیچش‌های متعدد داستان‌های فانتزی. تنها کتابی ساده برای لذت مطلق از مفهومی ناب و بکر که ذهن را بالاتر از خیال خودش پرواز می‌دهد. مسئله افسردگی در کتابخانه نیمه شب، مسئله بحث برانگیزی است. نورا افسردگی دارد و همین موضوع است که او را از همه چیز دور می‌کند و ارزش وجودی‌اش را به کارهایی که برای دیگران انجام می‌دهد، تقلیل می‌دهد. نورا با پا گذاشتن به کتابخانه نیمه شب، با ده‌ها و صدها نسخه مختلف از خودش روبه‌رو می‌شود. نسخه‌هایی که گاهی شاد و گاهی غمگین‌اند. نسخه‌های موفق و نسخه‌های که از عرش به فرش افتاده‌اند و در گوشه‌ای از دنیا مشغول پوسیدن هستند. 

خلاصهٔ داستان کتابخانه نیمه‌شب

خوانندگان اولین بار نورا سید، قهرمان اصلی داستان را تقریباً دو دهه قبل از این‌که تلاش کند به زندگی خود پایان دهد ملاقات می‌کنند. او در یک کتابخانۀ غم‌انگیز در دبیرستانش نشسته و با خانم الم کتابدار مدرسه شطرنج بازی می‌کند. مدت‌ها پس از فارغ‌التحصیلی، نورا تمام آن لحظات و شطرنج بازی کردن با خانم الم را از یاد برده است و نسبت به زندگی و تمام جنبه‌های آن احساس ناامیدی می‌کند. او بسیار از زندگی ناراضی است. 

نورا احساس بی‌فایده بودن می‌کند. گربه‌اش مُرده و به نظر می‌رسد برادرش علاقه‌ای به او ندارد، از کارش اخراج شده و هیچ‌کس به او نیاز ندارد. او از انتخاب‌ها و تصمیمات زندگی‌اش ناراضی است و یک شب که اندوه او به حد اعلی رسیده است، سعی می‌کند خودش را بکشد اما میان جهان مرگ و زندگی گیر می‌کند. او در این برزخ به کتابخانه‌ای می‌رسد که کتابدار مدرسه‌اش، خانم الم آن را اداره می‌کند. کتابخانه جایی میان مرگ و زندگی بنا شده و ساختمان آن گویی تا ابد ادامه دارد و با میلیون‌ها کتاب پر شده است. 

این کتاب‌ها همگی داستان زندگی نورا هستند داستان‌هایی که وجه تفاوتشان، تصمیمات کوچک و بزرگی است که تغییرات مختلفی در زندگی او ایجاد می‌کردند. نورا در این کتابخانه تلاش می‌کند زندگی‌ای را پیدا کند که بیشترین معنا را برایش داشته باشد. مثلاً در یکی از زندگی‌هایی که امتحان می‌کند یک او به‌عنوان یک یخ شناس در مجمع‌الجزایر سوالبارد در قطب شمال تحقیق می‌کند و زندگی بسیار متفاوتی با زندگی کنونی‌اش دارد. زندگی متفاوت که نسبت به زندگی فعلی‌اش، لزوماً تصمیم بهتر یا بدتری نبوده است.

مضامین اساسی کتاب کتابخانه نیمه شب

زندگی
یکی از بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین مشکلات شخصیت اصلی کتابخانه نیمه شب این است که حس می‌کند در زندگی هیچ کار قابل توجهی انجام نمی‌دهد. نورا فکر می‌کند که وجود به معنای تجربۀ لحظات شگفت‌انگیز به جای پستی‌هاست و زندگی واقعی مطمئناً جایی به غیر از محل زندگی‌اش است. نورا به این دلیل اقدام به خودکشی می‌کند که در مدتی کوتاه چیزهای زیادی را از دست داده است و این از دست دادن باعث می‌شود که احساس کند هیچ چیز معناداری در زندگی‌اش وجود ندارد. هنگامی که نورا قدم به کتابخانه نیمه شب می‌گذارد آرام آرام متوجۀ هدف اصلی زندگی می‌شود. نورا از طریق صحبت‌های خانم الم، تجربیات زندگی و فلسفه‌های کاربردی می‌آموزد که دیدگاه قبلی‌اش در مورد زندگی چقدر اشتباه بوده است.

انتخاب و پشیمانی
این کتاب نیز مثل زندگی بسیاری از آدم‌ها دربارۀ شخصی است که به زندگی خود نگاهی می‌اندازد و از تصمیمی که گرفته به شدت احساس پشیمانی می‌کند. در واقع نویسنده می‌خواهد قدرت انتخاب و پشیمانی را به خواننده نشان دهد و از او می‌خواهد قبل از این‌که دیر شود تغییراتی ایجاد کند و صرفاً در حسرت گذشته غرق نشود. نویسنده در کتابخانه نیمه شب از بسیاری جهات به بررسی تفاوت بین داشتن و نداشتن هدف در زندگی نیز می‌پردازد. پیام اصلی این است که در هر دو مورد، راهی که فرد برای دنبال کردن زندگی انتخاب می‌کند ممکن است باعث پشیمانی‌اش بشود. در واقع هر تصمیمی که بگیریم ممکن است باعث پشیمانی شود اما معمولاً پشیمانی زمانی رخ می‌دهد که شما فکر کنید تصمیم درستی نگرفته‌اید.

افسردگی
داستان کتابخانه نیمه شب دربارۀ زنی است که از افسردگی بالینی رنج می‌برد. او می‌گوید که پزشکش آن را «افسردگی موقعیتی» می‌داند اما یا دروغ می‌گوید و یا روانشناس خیلی خوبی ندارد چون افسردگی موقعیتی در پاسخ به یک رویداد آسیب‌زا پیش می‌آید و معمولاً ماندگار نیست، می‌آید و می‌رود و نورا در واقع افسردگی مزمن دارد. در واقع چیزی که در بسیاری از زندگی‌های نورا مشترک است، افسردگی اوست. شاید این‌طور به نظر برسد که این کتاب، درمانی برای افسردگی ارائه می‌کند اما در حقیقت مت هیگ که خود در 24 سالگی به افسردگی مبتلا شده بود، به‌خوبی می‌داند که افسردگی مسئله ساده و پیش‌پاافتاده‌ای نیست و درمان آن با یک کتاب، آن هم کتاب داستانی غیرممکن است.

او اما با زیرکی تلاش می‌کند نشان دهد که شکستن چرخه افسردگی علاوه بر کمک بیرونی یعنی حضور خانم الم در کتابخانه نیمه شب، دیدن نتیجه انتخاب‌های متفاوت و تجربیات مثبت و منفی و همچنین دیدن کسانی که نورا عمیقاً دلتنگ آنها بود اما در زندگی خودش نمی‌توانست آنها را ببیند، نیازمند کمک درونی نیز هست. این کمک درونی به عقیدۀ هیگ می‌تواند پذیرش مسئولیت احساسات و نتایج انتخاب‌ها و زندگی‌مان و تلاش برای معنابخشی به زندگی با وجود این مشکلات باشد. تلاشی که در انتها نورا را از کتابخانه نیمه شب نجات می‌دهد. 

عالم برزخ
در کتاب مت هیگ، مکانیسمی که انتقال از طریق آن صورت می‌گیرد کتابخانه‌ای با نام کتابخانه نیمه شب است. این ساختار جادویی، فضایی بین مرگ و زندگی را اشغال کرده است. نمای آن شبیه کتابخانه‌ای معمولی است، قفسه‌هایی پُر از کتاب دارد اما در مقیاسی بی‌نهایت.

شخصیت‌های اصلی داستان کتابخانه نیمه‌شب

نورا سید
نورا زنی 35 ساله اهل بدفورد انگلستان و قهرمان کتاب کتابخانه نیمه شب است. نورا باهوش و بااستعداد است اما تحت فشارهای عظیم زندگی و انتظارات بیش از حد عزیزانش توان و ظرفیت خود را از دست می‌دهد. وقتی به سی سالگی می‌رسد خودش را در حال مبارزه می‌بیند. زندگی‌اش راکد و یکنواخت است، احساس می‌کند تمام فرصت‌های زندگی‌اش را به خاطر بلاتکلیفی به هدر داده و پشیمانی‌های فزاینده‌اش از همه طرف به او فشار می‌آورد. 

سلامت روان نورا به شدت بر روابط او در طول رمان تأثیر می‌گذارد. روابطش با تنها برادرش جو نیز به شدت خراب شده است. بهترین دوستش، ایزی، در استرالیا زندگی می‌کند و جواب پیام‌هایش را نمی‌دهد. والدینش مُرده‌اند و به نظر می‌رسد هیچ‌کس در دنیا به او نیازی ندارد. وقتی گربه‌اش - یا در واقع آخرین مسئولیتش- می‌میرد، سلامت روانی‌اش بالاخره متزلزل می‌شود و نورا دست به خودکشی می‌زند. 

نورا در ابتدا نسبت به فرصتی که کتابخانه نیمه شب در اختیارش قرار می‌دهد بدبین است اما بعد شروع به تغییر می‌کند. هر چه بیشتر به نسخه‌های مختلف واقعیت می‌رود و از آن خارج می‌شود انگیزه‌های اطرافیان و تناقضات انتخاب‌های شخصی را بهتر درک می‌کند: انتخاب‌های به ظاهر خوب همیشه نتایج خوبی نخواهند داشت و بهبود یافتن چیزی در زندگی اغلب به معنای قربانی ‌کردن چیز دیگری است. در نهایت نورا نسبت به جهان پیرامونش بسیار جزئی‌‌نگر می‌شود و حتی زندگی ایده‌‌آل در نظرش متظاهرانه به نظر می‌رسد. رسیدن به این نقطه به او این امکان را می‌دهد که حالا قدردان زندگی‌ و عزیزانش باشد و دوری‌هایشان را ببخشد. 

کتابدار
خانم الم ابتدا کتابدار مدرسۀ نورا در دوران نوجوانی‌اش در بدفورد است. او دو نقش متفاوت اما مرتبط را در متن کتاب برعهده دارد: کتابدار واقعی مدرسۀ نورا و راهنمای خیالی نورا در کتابخانه نیمه شب. هر دوی آن‌ها ویژگی‌های شخصیتی مشترکی دارند. هر دو مهربان، عاقل و تا حدودی پرافاده هستند و هر دو نسبت به ظرفیت‌های نورا سخت‌گیرند. خانم الم دنیای واقعی وقتی پدر نورا فوت کرد او را به سمت موفقیت سوق داد و شفقت زیادی از خود نشان داد. خانم الم خیالی همین مراقبت را نسبت به نورا در زمان حال نشان می‌دهد و به او کمک می‌کند تا در میانی زندگی‌های بسیار حرکت کند و وجودش باعث می‌شود تا نورا بتواند در عالم میان مرگ و زندگی خونسردی‌اش را حفظ کند. 

او به نورا توضیح می‌دهد که هر کتابی که در قفسه‌ها قرار دارد در واقع دریچه‌ای به سوی یک زندگی‌ متفاوت است و فقط یک کتاب از این امر مستنثنی است. کتابی سنگین و سمی که خواندن بیش از چند خط آن برای نورا خطرناک خواهد بود. نورا در دنیای واقعی دوباره با خانم الم واقعی در یک مرکز مراقبتی در بدفورد ارتباط برقرار می‌کند. گرچه فقط نورا ارتباط بین دو نسخۀ خانم الم را می‌فهمد. تفکرات کتابدار بازنشسته در مورد زندگی و مسئولیت شخصی منعکس کنندۀ نسخۀ خیالی نورا از او است.

جو سید
جو برادر نورا است. در زندگی اصلی نورا این دو از هم جدا شده‌اند. ماهیت رابطۀ آن‌ها در زندگی‌های مختلفی که نورا امتحان می‌کند متفاوت است و این یکی از نگرانی‌های اصلی نورا هنگام کشف واقعیت‌های متفاوت زندگی‌اش است. جو موسیقی‌دانی ماهر است اما به مصرف بی‌رویۀ الکل گرایش دارد و این قضیه بر رابطه‌اش با نورا تأثیر شدیدی می‌گذارد. در نسخه‌هایی از زندگی نورا که با برادرش رابطۀ بهتری دارد جو معمولاً هوشیار است و الکل مصرف نمی‌کند. 

اَش
اش در زندگی واقعی نورا، مردی مهربان، باهوش و دست‌وپاچلفتی است که در بدفورد زندگی می‌کند نورا و اَش در طول بزرگسالی بارها با یکدیگر برخورد کرده‌اند اما به دلیل ورود دن به زندگی نورا هیچ‌وقت با هم قرار نمی‌گذارند. موقعی که گربه‌اش درست قبل از اقدام به خودکشی نورا می‌میرد، اَش کسی است که در خانه‌اش را می‌زند و مرگ گربه‌اش را به او اطلاع می‌دهد. شادترین زندگی جایگزین نورا همان زندگی‌ای است که در آن دعوت اش به صرف قهوه را می‌پذیرد. آن‌ها در این زندگی با هم ازدواج می‌کنند، صاحب دختری می‌شوند و در کمبریج به خوبی در کنار هم روزگار می‌گذرانند و نورا از رد کردن دعوت اَش در زندگی واقعی پشیمان می‌شود.

دن
دن نامزد سابق نورا است. وقتی رمان شروع می‌شود نورا از این‌که ازدواجش را با دن بر هم زده بسیار پشیمان است. در کتابخانه نیمه شب این فرصت را پیدا می‌کند تا ازدواج با دن را تجربه کند. او حین این تجربه متوجۀ مسائل و نکته‌های زیادی می‌شود. این درک نشان دهندۀ اولین تغییر عمده در نگرش نورا نسبت به انتخاب‌های زندگی‌اش است.

ایزی
ایزی بهترین دوست نورا است. در زندگی اصلی نورا این دو تا حدی از هم دور شده‌اند و رابطۀ نورا با ایزی یکی از اصلی‌ترین جنبه‌هایی است که او در زندگی‌های متفاوتش در کتابخانه نیمه شب به ارزیابی‌اش می‌پردازد.

بریده‌هایی از کتاب کتابخانه نیمه‌شب

«در دفتر کار کوچک و بی‌پنجرۀ مغازه به نیل گفت: «معذرت می‌خوام. گربه‌م مُرد. دیشب. باید دفنش می‌کردم. خب، یکی کمکم کرد دفنش کنم، اما بعدش توی خونه تنها شدم و نتونستم بخوابم. یادم رفت واسه صبح ساعت بذارم و تا ظهر بیدار نشدم و بعدش مجبور شدم سریع بیام.» تمام حرف‌هایش حقیقت داشتند. فکر می‌کرد ظاهرش هم مُهر تأییدی بر حرف‌هایش باشد. صورتش آرایش نداشت، موهایش را شُل‌وول دم اسبی بسته بود همان پیش‌بند مخمل کبریتیِ سبز رنگ دست‌دومی را به تن داشت که تمام هفته پوشیده بود. با یک نگاه می‌شد خستگی و ناامیدی را از ظاهرش خواند.»

«نورا سید بیست و هفت ساعت پیش از آنکه تصمیم به مُردن بگیرد، روی مبل زهوار دررفته‌اش نشسته بود و تصاویر زندگی‌های شاد دیگران را نگاه می‌کرد و منتظر بود تا اتفاقی رخ دهد. بعد، کاملاً ناگهانی، واقعاً اتفاقی افتاد. یک نفر، به هر دلیلی، زنگ درِ خانه‌اش را زد. نورا چند لحظه به این فکر کرد که اصلاً در را باز نکند. به‌هرحال با این‌که تازه ساعت نُه شب بود دیگر لباس خوابش را پوشیده بود. از تیشرت گَل و گشادش که رویش نوشته شده بود دیدبان محیط‌‌زیست و شلوار پیرامۀ چهارخانه‌اش خجالت می‌کشید. دمپایی‌هایش را به پا کرد تا اندکی متمدن‌تر به‌نظر برسد. بعد در را باز کرد و متوجه شد مرد پشت در را می‌شناسد.»

«نورا هفت ساعت پیش از آنکه تصمیم به مردن بگیرد، کاملاً آشفته شده بود و کسی را نداشت که با او حرف بزند. آخرین امیدش ایزی، صمیمی‌ترین دوست سابقش بود که بیش از ده‌ هزار مایل با او فاصله داشت و در استرالیا بود. در ضمن، رابطه‌شان هم مثل قبل نبود. گوشی‌اش را بیرون آورد و پیامی برای ایزی فرستاد.»

«دو ساعت پیش از آنکه تصمیم به مردن بگیرد، سر بطری نوشیدنی را باز کرد. کتاب‌های فلسفۀ قدیمی همچون ارواحی به‌جامانده از دوران دانشجویی‌اش، دورانی که زندگی هنوز پر از احتمالات ممکن بود، از بالای قفسه‌ها به او خیره نگاه می‌کردند. یک گل یوکای زنگوله‌ای و سه کاکتوس کوچک توی گلدان. نورا تصور می‌کرد داشتن زندگی بدون ادراک و تمام روز را در گلدان گذراندن احتمالاً راحت‌تر است. پشت پیانوی الکتریک کوچکش نشست، اما آهنگی ننواخت. به زمان‌هایی فکر کرد که کنار لئو می‌نشست و یادش می‌داد چطور پیش‌درآمد شوپن را در گام می مینور بنوازد. لحظات خوش هم اگر به اندازۀ کافی مهلت‌ داشته باشند، می‌توانند به درد تبدیل شوند.»

خواندن کتاب کتابخانه نیمه شب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتابخانه نیمه شب را به بزرگسالان و نوجوانان توصیه می‌کنیم. خواندن این کتاب تجربه‌ای کوتاه و ارزشمند است که شما را به فکر فرو می‌برد و باعث می‌شود روی صندلی میخکوب شوید و نتوانید کتاب را رها کنید. این کتاب همچنین انتخابی عالی برای شروع مطالعه ژانر ادبیات گمانه‌زن است.

دربارۀ نویسندۀ کتاب کتابخانه نیمه شب

عکس مت هیگ

مت هیگ در سال 1975 در شفیلد به دنیا آمد و در نیوآرک، ناتینگهام شایر بزرگ شد. او در دانشگاه هال و دانشگاه لیدز تحصیل کرد و در حال حاضر در یورک زندگی می‌کند. پس از راه‌اندازی شرکت بازاریابی اینترنتی خود و کار در یک کلوپ شبانه در اسپانیا، تبدیل به یک نویسنده تمام‌وقت شد. او برای روزنامه‌های مختلف ملی از جمله گاردین و ایندیپندنت می‌نویسد.
مت هیگ از زمان انتشار اولین رمانش در سال 2004 با داستان تخیلی که برای بزرگسالان و کودکان می‌نوشت به شهرت و موفقیت عمومی دست پیدا کرد. 
هیگ قلمی بسیار خوانا دارد و به‌صورت مستمر بین زبانی زهرآگین و شوخ‌طبع جابه‌جا می‌شود و این موضوع تلاش او برای جستجوی دغدغه‌های ادبی عمیق‌تر را پنهان می‌کند. هیگ به‌ویژه در داستان‌های بزرگسال خود، از راوی‌های غیرمعمول برای تشریح داستان زندگی خانوادگی و اختلالاتشان بهره می‌برد و همچنین مفاهیم اضطراب، سرکوب و کنترل در زمینه روابط خانوادگی را بررسی می‌کند. از جمله کتاب‌های مت هیگ که در ایران به فارسی ترجمه‌ شده‌اند می‌توان به کتاب «آسایش»، «انسان‌ها»،‌ «دلایلی برای زنده ماندن»، «یادداشت‌هایی برای سیارۀ پر استرس»، «آرام باش بی‌اعصاب» و «شکست‌های نام‌های تجاری» اشاره کرد.

دربارۀ مترجم کتاب کتابخانه نیمه شب

محمد صالح نورانی زاده متولد دوم شهریور سال 1372 در شهر شیراز است. او در سال 1372 از دانشگاه شیراز مدرک کارشناسی‌اش را در رشتۀ الکترونیک گرفت اما بعد از آن به خاطر علاقه شدیدی که در نوجوانی به جهان داستان‌های فانتزی داشت به سمت جهان ادبیات کشیده شد. این علاقه او را به سوی کتاب‌های ترجمه شده و ترجمه نشده سوق داد. اشتیاق نورانی زاده برای کتاب‌های نخوانده به حدی بود که به سراغ یادگیری زبان‌های انگلیسی و فرانسه رفت تا بتواند پا به جهان جدیدی از دانش و ادبیات بگذارد. اولین کتابش را از روی سرگرمی ترجمه کرد اما بعد از آن از حدود سال 1394 ترجمه را به صورت جدی ادامه داد و با نشرهایی همچون تندیس، باژ، هوپا ، ویدا و کوله پشتی همکاری داشته است. از جمله کتاب های ترجمه شدۀ او می‌توان به «ملکۀ سرخ»، «سه تاج شوم»،‌ «کاراوال»،‌ «سرآغاز بتمن»، «مجموعۀ وقت ماجراجویی»، «مجموعۀ ناشناخته‌ها»، «مجموعۀ غرب میانه» و «کتابخانه نیمه شب» اشاره کرد.‌

عکس محمد صالح نورانی زاده

واکنش‌ها به کتاب کتابخانه نیمه شب

«کتاب جذابی برای خواندن، پر از محبت و شوخی‌های ظریف و نمایشی از قدرت کتاب‌ها در تغییردادن زندگی.» - ساندی تایمز

«به‌راستی داستان زیبایی است.» - فیرن کاتن، مجری تلویزیون و رادیو

«رمانی نشاط ‌آور و تکان‌دهنده دربارۀ حس پشیمانی، امید و داشتن فرصت‌های دوباره.» - دیوید نیکولز، رمان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل بریتانیا

«داستانی شگفت‌انگیز و بسیار زیبا. کتابخانه نیمه شب همان چیزی است که از یک داستان‌سرای نابغه مثل مت هیگ انتظار دارید.» - جوآنا کانن، نویسنده انگلیسی

«من عاشق کتاب‌های این مرد هستم.» جودی پیکولت رمان‌نویس آمریکایی 
«کتابی زیبا که می‌توان در آن غرق شد.» - زوئی بال، مجری رادیو و تلویزیون بریتانیایی

«هیگ یکی از الهام‌بخش‌ترین نویسندگان محبوب در زمینۀ سلامت روان در عصر ماست و در آخرین رمانش، او مفهومی هوشمندانه و جذاب را در نظر گرفته و داستانی دلگرم‌کننده خلق کرده است که حکمت را به همان روش ساده و فریبنده‌ای مانند بهترین داستان‌های میچ آلبوم ارائه می‌دهد.» - ایندیپندنت، روزنامه آنلاین بریتانیایی

امتیازات

کتاب کتابخانه نیمه شب از سایت گودریدز امتیاز 4.3 و از سایت آمازون امتیاز 4.3 از 5 کسب کرده است.

جوایز کسب شده

این کتاب یکی از پرفروش ترین های نیویورک تایمز بوده و همچنین برنده عنوان «جایزه منتخب گودریدز» در ژانر داستانی در سال 2020 شد. بعد از آن نیز بدل به پدیده‌ای جهانی و پرفروش گشت

میزان فروش کتاب

کتاب کتابخانه نیمه شب بیش از دو میلیون نسخه در سرتاسر جهان فروخته است و هنوز در لیست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز و سی‌بوک است.

تحلیل سی‌بوک از کتاب کتابخانه نیمه شب

پایه و اساس کتابخانه نیمه شب نظریۀ جهان‌های متعدد است که در آن جهان جدیدی از هر انتخاب و تصمیم شکوفا می‌شود. این مفهومی زیبا است اما مت هیگ آن را به هیچ‌وجه توضیح نمی‌دهد یا پیچیده نمی‌کند. بحث اصلی نویسنده تأثیر روانی‌ای است که دیدن تمامی این نسخه‌های مختلف بر نورا و تمایل یا عدم تمایل او به زندگی کردن دارد. کتابخانه نیمه شب کتاب آسان با فصل‌های کوتاه و حواشی کم است. عناصری عالی برای ساخت یک کتاب به‌یادماندنی. معروف است که مت هیگ با زبانی ساده و شیرین می‌نویسد و اکثر داستان‌های او زبانی روان دارند.

مدت زمانی که طول می‌کشد کتاب کتابخانه نیمه‌شب را بخوانید.

یک خواننده خوش‌خوان با سرعت مطالعه 250 کلمه در دقیقه چیزی حدود 4 ساعت و 32 دقیقه طول می‌کشد تا کتاب کتابخانه نیمه شب را مطالعه کند.

اگر از کتاب کتابخانه نیمه‌شب خوشتان آمده، این کتاب‌ها را از دست ندهید.

هر دو در نهایت می‌میرند رمان آدام سیلورا که در آن به داستان دو نوجوان به نام‌های متئو و روفوس پرداخته که متوجه می‌شوند تنها یک روز از زندگی‌شان باقی مانده است. 

مغازه جادویی اثر دکتر جیمز آر دوتی که در آن زندگی و سختی‌های خودش از دوران کودکی تا بزرگسالی و پزشک شدنش را تعریف کرده و به مخاطب نشان می‌دهد که چطور توانسته است با مراقبه به اهدافش برسد.

جایی که جنگل با ستاره‌ها دیدار می‌کند اثر گلندی وندرا، که داستان زندگی یک دختر گمشدۀ عجیب و غریب است که با وجود سختی‌های بسیاری که در زندگی کشیده سعی می‌کند به دو غریبه کمک ‌کند تا بتوانند دوباره عشق بورزند و به دیگران اعتماد کنند.

نمایش کامل نقد و بررسی تخصصی

نظرات کاربران (127)

نظر شما در مورد این کتاب

امتیاز شما به این کالا:

نظرات دیگر کاربران

  • تصویر کاربر

    • سعید محمدی
    • پاسخ به نظر

    یکی از بی نظیر ترین کتابها که بهت نشون میده گاهی همه اتفاق های گذشته ای که برات رخ داده و شده حسرت صرفا به معنای خوشبختی کامل نیست عالیه این کتاب واقعا هرشخص باید اینو حداقل یکبار بخونه خیلی خوبه

  • تصویر کاربر

    • مهرناز بهروش
    • پاسخ به نظر

    کتاب درس‌های زیادی به ما می‌ده، مثلاً این‌که با عجله تصمیم نگیریم، حسرت گذشته و انتخاب‌هامون رو نخوریم.

  • تصویر کاربر

    • نوید همافر
    • پاسخ به نظر

    اگه از زندگی ناامید و خسته شدید حتماً این کتاب رو بخونید، این کتاب می‌تونه کاملاً دیدتون رو به زندگی تغییر بده.

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43

بریده ای از کتاب (25)

بریده ای از این کتاب

بریده های دیگر کاربران

  • تصویر کاربر

    • منا مختاری
    • 4

    چون گاهی تنها راه یاد گرفتن زندگی کردن است.

  • تصویر کاربر

    • نرگس مولائی
    • 3

    خواستن کلمه ی جالبیه. کمبود رو نشون میده. گاهی اگه یه کمبود رو با چیز دیگه ای پر کنیم، اون میل و خواستنمون هم به کل از بیم میره. شاید تو هم مشکلت یه کمبود باشه، نه اینکه صرفاً چیزی رو بخوای. شاید یه زندگی باشه که تو واقعاً دوست داشته باشی تجربه اش کنی.

  • تصویر کاربر

    • احسان کبریتی
    • 3

    دوگانگی وجودی آتشفشان‌ها ابن است که هم نماد نابودی و هم‌نماد زندگی‌اند. وقتی مواد مذابشان ارام بگیرد و سرد شوو،به‌شکل سنگ در می‌آید و در گذر زمان خرد و به خاکی غنی و حاصل‌خیز تبدیل می‌شود.

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
قرعه کشی بزرگ