کاراوال (1)

(84)
نشر:

3,430,000ریال

3,087,000 ریال

دفعات مشاهده کتاب
4605

علاقه مندان به این کتاب
55

می‌خواهند کتاب را بخوانند
15

کسانی که پیشنهاد می کنند
40

کسانی که پیشنهاد نمی کنند
1

نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب کاراوال

انتشارات باژ منتشر کرد: آن­چه راجع به کاراوال شنیده­اید حق واقعی مطلب را ادا نمی­کند. قضیه فراتر از بازی یا نمایش است. نزدیک­ترین چیزی به جادو است که در این دنیا خواهید یافت... . اسکارلت هرگز جزیره­ی کوچک محل زندگی­اش را ترک نکرده است. او به همراه تلا، خواهر محبوب و کوچک­ترش و پدر قدرت­مند و بی­رحم­شان زندگی می­کند. پدر اسکارلت ترتیب ازدواج او را می­دهد و اسکارلت رویای دیدارش از کاروال را برباد رفته می­بیند. همان نمایشی که سالی یک بار اجرا می­شود و تماشاگران هم در آن مشارکت می­کنند. اما امسال دعوت­نامه­ای که اسکارلت مدت­ها به انتظار آمدنش رویا­پردازی کرده است، بالاخره از راه می­رسد. تلا با کمک ملوانی مرموز، اسکارلت را یواشکی برای دیدن کاراوال راهی می­کند اما به محض رسیدن، اسطوره، مغز متفکر و گرداننده­ی کاراوال، تلا را می­رباید. مشخص می­شود کاراوال امسال حول محور تلا برگزار می­شود و هرکس زودتر پیدایش کند، برنده است. به اسکارلت گفته­اند که هر اتفاقی حین برگزاری کاراوال می­افتد، چیزی جز نمایشی تمام عیار نیست... خوش آمدید، به کاراوال خوش آمدید... . فروشگاه اینترنتی 30بوک

نظرات کاربران (22)

نظر شما در مورد این کتاب

امتیاز شما به این کالا:

نظرات دیگر کاربران

  • تصویر کاربر

    • نیوشا انوری
    • پاسخ به نظر

    ترجمش حرف نداره اگه به دنیای جادو علاقه دارین واقعا از دستش ندین

  • تصویر کاربر

    • Sheida moradi
    • پاسخ به نظر

    قشنگ تریننننن و ملموس ترین دنیای جادویی بود که یه کتاب میتونست داشته باشه .

  • تصویر کاربر

    • متین شکراللهی
    • پاسخ به نظر

    چقدر این کتاب خوبه ) اصلا این کتاب دنیایی از جادو ، عشق و فداکاریه

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8

بریده ای از کتاب (2)

بریده ای از این کتاب

بریده های دیگر کاربران

  • تصویر کاربر

    • هانیه بنائی
    • 3

    هر کسی قدرت این رو داره که سرنوشتش رو تغییر بده،اگر و فقط اگر اونقدر شجاع باشه که برای بدست آوردن بزرگترین خواسته ی قلبیش بجنگه.

  • تصویر کاربر

    • fatemeh kouhsarian
    • 3

    قبل از اینکه اسکارلت هوشیاری اش را کاملا از دست بدهد، دستی مهربان گونه اش را نوازش کرد.<<این جوری بهتره، خواهر. ارزش زندگی بیشتر از اونه که برای ایمن موندن، همیشه توی قفس باشی...>> کلماتش اسکارلت را به عمق دنیایی پرتاب کردند که فقط میتوانست سرزمین شکننده ی رؤیاها باشد.

قرعه کشی بزرگ