

رمان کلاسیک (جین ایر)(گالینگور)(مهتاب)
انتشارات مهتاب منتشر کرد:
آن روز پیادهروی و قدمزدن امکان نداشت. در حقیقت ما ساعتی را به هنگام صبح در بوتهزارهای بیبرگ گردش کرده بودیم اما از زمان صرف شام (مواقعی که خانم رید مصاحب یا میهمانی نداشت شام را خیلی زود صرف میکرد) باد سر زمستانی با خود ابرهای تیره و سپس بارانی سمج را آورده بود و دیگر پیادهروی و قدمزدن در خارج از خانه مطرح نبود.
حال اليزا، جان و گئورگیانا به دور مادر در اتاق پذیرایی گرد آمده بودند. مادر روی مبل کنار آتش لمیده بود و در کنارش عزیزانش نشسته بودند. (برای این لحظه نه هیچ یک با دیگری دعوا می کرد و نه گریهای در کار بود). مادر مرا از پیوستن به دیگران باز داشته بود و گفته بود: متأسفم که میبایست از ما فاصله داشته باشی، تا زمانی که از کسی نشنود و خود شاهد نباشد که میکوشم تا موقعیت اجتماعی مناسبی برای خود دستوپا کنم و رفتار کودکی را رها کرده، مؤدب و حرفشنو باشم، او اجازه نخواهد داد از امتیازاتی که کودکان خوشبخت و شادش از آن بهرهمند هستند، بهرهگیرم.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم





























































