%20


دفعات مشاهده کتاب
1868
علاقهمندان به این کتاب
8
میخواهند کتاب را بخوانند.
2
کتاب را پیشنهاد میکنند
2
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات ثالث منتشر کرد:
ما بيست سال بود سر وسايل خان? عمه بازي ميکرديم . من و پسر عمويم. از هشت سالگي شروع کرديم و صاحب خيلي چيزها شديم . بيش تر هال را او باخته بود و نصف پذيرايي را من . روي فرش هاي ما ميخوابيدند و در ظرفهاي ما غذا ميخوردند . همه چيز از آن ما بود ولي کسي نميدانست. فقط يک چيز مانده بود که تکليفش معلوم نبود . يک چيز خيلي مهم ، خود خانه.
فروشگاه اينترنتي 30 بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9786004053198
زبان کتاب
فارسی
جلد کتاب
شومیز
قطع کتاب
رقعی
تعداد صفحه
116 صفحه
نوبت چاپ
3
وزن
130 گرم
سال انتشار
1403
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
پریسا جوانفر
14 بهمن 1400
جزو سه مجموعه داستان فارسی مورد علاقهمه که توصیفهای خلاقانه و نگاه خلاقانهی نویسنده مجذوبتون میکنه. داستانها با یه نخ نامرئی به هم وصل هستن و تمایل زیادی به سمت رئالیسم جادویی دارن.
0
0
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
سید مجتبی پژمان
02 اردیبهشت 1402
0
همیشه لحظههایی هست که خیلی خوب است. لحظههایی که بسیار خطرناک هستند، چون شما را از غم ها جدا میکنند، گول میزنند و دوباره به آنها پرتاب میکنند. این پرتاب، هر بار دردناکتر است و شبیه به اینکه به یک محکوم بگویند آزادی و چند دقیقهی بعد تیربارانش کنند. جای زخم قبلی که خوب میشود کجا میرود
سید مجتبی پژمان
03 فروردین 1402
0
هیچی بدتر از این که خونه آدم رو ازش بگیرن نیست چه تو ذهنت چه تو واقعیت
سید مجتبی پژمان
11 اسفند 1401
0
بعضی رابطه ها هم مثل وسط بودن در صف نانوایی است.آدم فکر میکند چون چند دقیقه ایستاده است باید حتما برسد آن جلو و نانش را بگیرد. نه آن قدر سر صف است که بگیرد و نه آن قدر ته که راحت بزند بیرون.
با خودش می گوید من که پنج دقیقه ایستاده ام و هی کش میدهد.
نه این نان برای توست نه این صف و هیچ کس نیست به انسان بگوید، نترسید آرام بزنید بیرون
شاید بپسندید














از این نویسنده














88٬000 تومان
110٬000
%20


























