

انتشارات فرهنگ صرابط منتشر کرد:
مواد اصلي قبض و بسط تئوريک شريعت به حل نزاع فقه سنتي و پوياست،نه مدرنيزه کردن دين،نه تاويل يا تکميل شريعت و نه نسبي کردن افکار حقيقت،بلکه تبيين اين معناست که چگونه دين فهميده ميشود و چگونه اين فهم تحول ميپذيرد.و بر آن است که تا راز فهم دين و تحول فهم ديني به دست نيفتد،کار احيا نيم خام خواهد ماند.بدين قرار نظريه قبض و بسط که در اصل يک نظريه تفسيري.معرفت شناختي است به کلام و عرفان و اصول هم متعلق ميشود.به کلام تعلق دارد چرا که به دين شناسي متعلق است و آشکار ميکند که مفروضات پيشين ما و انتظارات ما از دين و شناخت ما از انسان تا کجا بر درک ما از کتاب و سنت تاثير مي نهد.اصول اصلي است.چرا که معلوم ميکند حاجت فقيه در استنباط،به کدام علوم است.و مفروضات نهان و آشکار او،چه دخالت بر دامنه اي درافتاد و فهم فقهي او دارند و ظاهر ميکند ظهور در گرو چيست و اجتهاد در فروع چرا محتاج اجتهاد در اصول است و فقه تا کجا از کلام مشروب ميشود.عرفاني است چرا که شريعت و طريقت و حقيقت را معنا ميکند که سه گونه درک و تلقي از دين اند و هرکدام در خور طايفه اي و فرزند ديدگاهي و راز نزاع جاودانه فيلسوفان و فقيهان و عارفان را نيز به دست ميدهد که هريک با تکيه بر تجارب و اندوخته هاي پيشين خود،سه معنا را در دين ميديدند و بر سر آن ها با هم چالش در پرتو اين نظريه تفسيري،به خوبي دليل ورود اجتناب ناپذير محکم و متشابه در کتاب و سنت و از جمله در فقه و بل در تفسير تاريخ آشکار ميشود و از آن بالاتر،معلوم ميشود که چرا احکام و تشابه تحول پذيرند و چنان نيست که آيه اي يا عبارتي هميشه محکم يا براي هميشه متشابه بماند...
فروشگاه اينترنتي 30بوک
شاید بپسندید







































